چطور کتاب‌های پرمحتوا را از کتاب‌های زرد تشخیص دهیم؟

0

برخی از کتاب‌ها انگار مهره‌ی مار دارند! آنقدر عنوان و فهرست جذابی دارند که در همان دو صفحه‌ی اول، نظر مخاطب را جذب می‌کنند و خریداری می‌شوند! برخی دیگر به خاطر توصیه‌ی دیگران به فروش می‌رسند. بعضی از کتاب‌ها نیز به خاطر مشهور بودن نویسنده به سرعت فروخته می‌شوند و به چاپ بعدی می‌رسند. اما یک شایعه‌ی خیلی بد راجع به کتاب‌های پرفروش بر سر زبان‌ها افتاده است. اینکه همگی از دم، زرد و بی‌محتوا هستند.

این یک حقیقت اجتناب‌ناپذیر است. اکثر کتاب‌های پرفروش، می‌توانند زرد هم باشند. اما برخی از این کتاب‌ها واقعا زرد نیستند و در حقشان جفا می‌شود. برخی از مخاطبان، از ترس اینکه کتاب زرد نخوانند، اصلا سراغ کتاب‌های پرفروش نمی‌روند! اما چاره چیست؟ چگونه می‌توان مخاطبی را که قبلا زهر کتاب زرد را چشیده، راضی به خرید یکی از کتاب‌های پرفروش و پرمحتوا کرد؟

راهکارهای زیادی برای تشخیص زرد بودن محتوای یک کتاب وجود دارد و اولین قدم در تشخیص این نکته، این است که به عنوان، جلد و فهرست کتاب توجه نکنیم. شاید از خودتان بپرسید، چگونه می‌توان به عنوان یک کتاب توجه نکرد و این نکته را نیز تشخیص داد که آن کتاب زرد نیست؟ حق با شما است. این کار بسیار سختی است و اگر قصد خرید کتاب به صورت آنلاین را داشته باشید، تشخیص محتوا و نوع قلم نویسنده‌ی سخت‌تر نیز خواهد شد. حتی گاهی اوقات ممکن است کتاب محتوای خیلی خوبی داشته باشد، ولی مترجم آن را بد ترجمه کرده و آن را به کتابی زرد و ناملموس تبدیل کرده باشد. پس برای آنکه بتوانید یک ناشر و مترجم خوب پیدا کنید، باید به قلم یا نمونه‌ای از آن کتاب دسترسی داشته باشید. اما اگر به کتاب دسترسی نداشته باشید و قرار بر این باشد که عنوان جذاب آن را نادیده بگیرید، چطور می‌توانید راجع به محتوای کتاب و قلم مترجم سردربیاورید؟

باور کنید یا نه، بدون دسترسی به کتاب و به حالت آنلاین نیز می‌توانید محتوای یک کتاب زرد از کتاب خوب را تشخیص دهید و بعد دست به خرید بزنید. در این مطلب، ما قرار است همین روش‌ها را به شما توضیح دهیم. پس اگر طرفدار کتاب‌های پرمحتوا هستید، به خواندن ادامه دهید.

خواندن نظرات بقیه راجع به کتاب مورد نظر

اگر خیلی اهل کتاب و کتاب‌خواندن باشید، به احتمال زیاد با سایت «گودریدز» یا همان (Good Reads) آشنایی دارید. در این سایت، افرادی که کتاب می‌خوانند، در پاراگراف‌هایی کوتاه و بلند راجع به آن کتاب نظرات خود را می‌نویسند. پس اگر شما به هر دلیلی با اسم کتابی چون «ملت عشق» آشنا شده‌اید و قصد خرید آن را دارید، می‌توانید ابتدا نظرات مردم راجع به آن را در این سایت بخوانید.

اگرچه سایت‌ها و انجمن‌های دیگری نیز وجود دارند که مردم در آن، راجع به کتاب‌هایی که می‌خوانند صحبت می‌کنند. شما حتی می‌توانید از بسترهایی چون اینستاگرام یا توییتر استفاده کنید، با هشتگ مناسب کتاب مورد نظر را پیدا کنید و سپس کامنت‌های مربوط به آن کتاب را بخوانید. در این حالت، با کمترین هزینه می‌توانید با کتاب مورد نظر خود آشنا شوید.

خواندن صحبت‌های مترجم راجع به کتاب مورد نظر

در این مورد، بیایید کتاب «بیشعوری» را در نظر بگیریم که برای اولین بار توسط «محمود فرجامی» ترجمه شد. او که یکی از مترجم‌های برجسته‌ی ایرانی است، نظرات بسیار خوبی را راجع به این کتاب در وبسایت خودش منتشر کرده است. علاوه‌بر‌این، حتی در ابتدای کتاب، در یک پیشگفتار مختصر، به نکاتی از این کتاب اشاره کرده که طبیعتا، مخاطب را به خواندن کتاب ترغیب می‌کند.

اگرچه این نکته را هم باید در نظر گرفت که برخی از مترجم‌ها، در پیشگفتارهای طولانی بی‌سروته، سنگ کتاب خود را تا حد زیادی به سینه می‌زنند. اما شما باید این مرحله را بعد از مرحله‌ی خواندن نظرات مردم راجع به کتاب مورد نظر بررسی کنید. در این مورد، شما حتی می‌توانید نمونه‌ی کتاب با ترجمه‌ی خوب را پیدا کنید.

خواندن مرور‌های مختصر راجع به کتاب

برخی از مجلات و وبلاگ‌ها، راجع به کتاب‌های مختلف مرورهایی ارائه می‌دهند که محتوای آن را بدون اسپویل کردن یا لو دادن، نقد و بررسی می‌کند. در واقع، برخی از مقالات به شما در درک اینکه کتابی که قرار است بخوانید، به درد خواندن می‌خورد یا نه، کمک می‌کند. گرچه گاهی بخشی از مطلب موجود در کتاب، لو می‌رود. اما اگر کتابی که قصد خواندنش را دارید مثل «دختری که رهایش کردی» خواندنی باشد، پس مشکلی پیش نمی‌آید اگر بخشی از داستانش در مرورها و نقد و بررسی‌ها لو برود.

گرچه در این مورد، بهتر است سراغ نقد و بررسی‌های طولانی و تحلیلی نروید و به مرورهای کوتاه از کتاب، مراجعه کنید. چون در بررسی‌های طولانی، ممکن است هم بخش زیادی از کتاب لو برود، هم روی طرز فکر شما در خواندن آن کتاب تاثیر بگذارد. پس بهتر است ابتدا یک کتاب را خودتان بخوانید و قضاوت کنید؛ سپس سراغ قضاوت دیگران راجع به آن کتاب بروید. بعد می‌توانید راجع به آن، نظر دهید و به کسی که قرار است بعد از شما کتاب را بخواند، کمک کنید.

شناخت نویسنده‌ی کتاب

اگر در خرید یک کتاب پرفروش تردید دارید و در عین حال، به هیچ عنوان نمی‌خواهید محتوای کتاب برایتان لو برود، پس می‌توانید به نویسنده‌ی کتاب مراجعه کنید. راجع به نویسنده، در ویکی‌پدیا یا سایر سایت‌ها مطالعه کنید و فلسفه و اخلاق او را بشناسید. در برخی نویسنده‌ها، حتی بیوگرافی و زندگی‌نامه‌ی ساده‌ای که برایشان قرار داده شده، می‌تواند به شما در تشخیص محتوای کتاب‌هایشان کمک کند. اگر نویسنده صاحب نظر باشد و در کتابش، حرف حساب زده باشد، پس در زندگی‌نامه و آثار او نیز نظرات و تئوری‌هایش مشخص خواهد شد. اما اگر نویسنده صاحب نظر نباشد و واقعا با انتشار محتوای زرد و ایدئولوژی‌‌ها و سیاست‌های خاص، کتابش را به چاپ رسانده باشد، به راحتی و با مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی او، به این نکته پی خواهید برد.

نکته‌ی کلی در تشخیص کتاب‌های زرد

به طور کلی، حتی اگر قصد خرید کتاب‌هایی راجع به رمز موفقیت، رمز پولدار شدن، روانشناسی و … دارید، بهتر است سراغ کتاب‌هایی بروید که محتوا و منظور خود را به صورت فلسفی یا داستانی بیان کنند. اگر یک نفر، که موفق شده، رازهای موفقیت خودش را در قالب کتابی بنویسد و به چاپ برساند؛ آن را بر اساس شرایط زندگی خودش نوشته است.

شما برای موفق شدن، پولدار شدن یا شناخت روان افراد، به کتاب‌هایی نیاز دارید تا برایتان مثالی داستانی آورده باشد. کتابی مثل «چک لیست» اثر «آتول گرانده»، از بهترین گزینه‌ها برای کمک به شما در موفقیت هستند. چون محتوای این کتاب‌ها جامع است و می‌تواند به تعداد زیادی از افراد، راهکارهای منطقی، عقلانی و ممکن پیشنهاد دهد. برای مثل، کتاب «چک لیست» که به آن اشاره کردیم، ماجراهای یک پزشک جراح را روایت می‌کند که با خاطراتی راجع به مرگ بیماران مختلف، اهمیت تهیه‌ی چک لیست و تاثیر آن در موفقیت و عدم بروز خطا و اشتباه را بیان می‌کند.

در آخر، می‌توان به این نکته نیز اشاره کرد که یک کتاب خوب، لزوما پرفروش نیست و کتاب‌های پرفروش هم، لزوما زرد نیستند.

هشدار! این مطلب صرفا برای آشنایی شما با کسب‌وکار مهمان منتشر شده است و سایت چطور هیچ مسئولیتی را در رابطه با آن نمی‌پذیرد. اطلاعات بیشتر
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.