مرجع فیلم آموزشی و مقالات آموزشی برای موفقیت و پیشرفت

نحوه اعتراض به رای دادگاه چگونه است؟

126

گاهی در دعاوی‌ای که مطرح می‌کنیم یا بر علیه ما مطرح می‌کنند، رأیی به ضرر ما صادر می‌شود اما باید این نکته را در نظر داشت که این آخر راه نیست و کسی که حکم علیه او صادر شده است، می‌تواند از طرق مختلف به این رأی صادره اعتراض کند. این نوشته را بخوانید تا با نحوه اعتراض به رای دادگاه آشنا شوید.


حتما بخوانید: صدور و اجرای حکم جلب در دعاوی حقوقی و کیفری چگونه است؟

تقسیم‌بندی‌های اولیه در ارتباط با طرق اعتراض به آرا

یکی از تقسیم‌بندی‌های اولیه در ارتباط با طرق اعتراض به آرا، تفکیک طرق عادی از طرق فوق‌العاده است. طرق عادی اعتراض شامل:

۱. واخواهی است که در مورد حکم غیابی صورت می‌گیرد؛

۲. تجدید نظرخواهی که مربوط به آرای حضوری است.

در مورد اصطلاح حضوری یا غیابی بودن آرا، لازم به توضیح است که حکم دادگاه در تمامی موارد حضوری است مگر این که خوانده‌ی دعوی یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده‌ی قانونی او (یعنی ولی یا قیم او) در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده باشد و به طور کتبی نیز دفاع نکرده باشد یا اخطاریه‌های دادگاه به او ابلاغ واقعی نشده باشد. (منظور از ابلاغ واقعی اوراق دعوی، تحویل آنها به شخص مخاطب اوراق است.) در چنین حالتی، حکمِ صادره غیابی محسوب می‌شود و اگر حکم غیابی علیه ما صادر شده بود مدت ۲۰ روز برای افراد مقیم در ایران و دوماه برای افراد مقیم خارج از ایران مهلت واخواهی در نظر گرفته شده است مگر این که عذر موجهی همچون بیماری‌ای که مانع از حرکت است یا حوادث قهری مثل سیل و زلزله و … یا در حبس یا توقیف بودن و… وجود داشته باشد که باید در اولین فرصت پس از رفع عذر برای واخواهی اقدام نمایید. در حقیقت واخواهی حقِ‌ محکوم علیه غایب برای اعتراض به حکمی است که به ضرر او صادر شده است. چنین شخصی می‌تواند دادخواست واخواهی خود را به همان مرجعی که رأی را صادر کرده است، تقدیم نماید.

در خصوص واخواهی بیان چند نکته مناسب به نظر می رسد : اول این که واخواهی صرفا حق محکوم علیه (کسی که حکم به زیان او صادر شده باشد) است و نه محکوم له. دوم این که برای واخواهی حتما حکم باید غیابی صادر شده باشد واحکام نسبت به خواهان دعوی همیشه حضوری محسوب می‌شود. و در نهایت این که اعتراض به حکم غیابی هم در مرحله‌ی بدوی و هم در مرحله‌ی تجدیدنظرخواهی امکان پذیر است.

چنانچه رأیی که بر علیه ما صادر شده، حضوری باشد، تنها راه اعتراض به آن تجدیدنظر خواهی است. در امور حقوقی، صرفا دعاوی مالی‌ای که خواسته‌ی آنها تا مبلغ سه میلیون ریال (سیصد هزار تومان) باشد قابل تجدید نظر نخواهد بود و در سایر موارد اگر رأیی به ضرر ما صادر شده باشد و ما حق تجدیدنظر خواهی خود را با توافق کتبی از بین نبرده باشیم، اصولا قابل تجدید نظرخواهی است.


حتما بخوانید: جرم جعل چگونه محقق می شود؟

مرجع تجدیدنظر خواهی

اعتراض به رای دادگاه

اما مرجع تجدیدنظر خواهی کدام است و ظرف چه مهلتی باید تجدید نظر خواهی کرد؟

چنانچه رأیی که به ضرر ما صادر شده است، از سوی شورای حل اختلاف صادر شده باشد، ظرف ۲۰ روز مهلت تجدیدنظر خواهی از تاریخ ابلاغ رأی برای ما وجود دارد اما مرجع تجدیدنظر خواهی، حسب مورد دادگاه عمومی حقوقی (در امور حقوقی) یا کیفری دو (در امور کیفری) همان حوزه‌ی قضائی خواهد بود و چنانچه رأیی که بر علیه ما صادر شده است از سوی دادگاه‌های عمومی و انقلاب هر حوزه‌ای صادر شده باشد، مرجع تجدیدنظر خواهی، دادگاه تجدید نظر مرکز همان استان است. مهلت تجدیدنظر خواهی در این مورد اخیر، نیز برای افراد مقیم ایران بیست روز و برای افراد مقیم در خارج از کشور دو ماه است.

نکته‌ای که باید به آن توجه نمود این است که پس از مرحله‌ی تجدیدنظر خواهی اصولا آرای صادره قطعی خواهند شد و وارد مرحله‌ی اجرا می‌شوند.
از طرقِ عادیِ اعتراض به آرا که بگذریم، طرق فوق‌العاده‌ی اعتراض نسبت به آرای محاکم عبارتند از:

۱. فرجام‌خواهی؛

۲. اعاده‌ی دادرسی؛

۳. اعتراض ثالث.


حتما بخوانید: شرایط طلاق غیابی چیست؟

فرجام خواهی و اعتراض ثالث

با توجه به این که بررسی همه‌ی رو‌ش‌ها در این نوشتار امکان پذیر نیست، در این جا صرفا یک مرور اجمالی در ارتباط با فرجام خواهی و اعتراض ثالث خواهیم داشت زیرا این دو مورد کاربرد بیشتری دارند.

فرجام‌خواهی عبارت است از تشخیص مطابقت یا عدم مطابقت رأی صادره با موازین شرعی و مقررات قانونی. با توجه به این که فرجام‌خواهی یکی از طرق فوق‌العاده‌ی اعتراض به آراست در هر مورد نمی‌توان از این روش برای اعتراض استفاده کرد .

در مورد آرای دادگاه‌های بدوی (نخستین) که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته، مهمترین موارد فرجام‌خواهی عبارتند از :

۱. احکامی که خواسته‌ی آن بیش از بیست میلیون ریال باشد؛

۲. احکام راجع به اصل نکاح (ازدواج) و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث ( منظور وصیت تا یک سوم اموال است که هر شخصی می‌تواند راجع به آن وصیت کند)، حبس (منظور حبس منافع یک مال است) و تولیت (که منظور امور مربوط به اداره‌ی مال موقوفه است) .

و آرای دادگاه‌های تجدیدنظر استان قابل فرجام خواهی نیستند مگر در مورد احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر و وقف که به عنوان مهم‌ترین مورد فرجام خواهی مطرح می‌شوند.

مهلت فرجام‌خواهی برای اشخاص مقیم ایران ۲۰ روز و برای اشخاص مقیم خارج دو ماه خواهد بود. در مورد احکام قابل فرجام خواهی، دادگاه تجدید نظر استان از روز ابلاغ مهلت فرجام‌خواهی را تعیین می‌کند و برای احکام قابل تجدید نظر، دادگاه بدوی که نسبت به آن تجدیدنظر خواهی نشده از تاریخ انقضای مهلت تجدیدنظر مهلت جدید تعیین می‌کند. مرجع صالح برای فرجام خواهی دیوان عالی کشور است.

یکی دیگر از طرق فوق‌العاده‌ی اعتراض، بحث اعتراض ثالث است و منظور از ثالث در اینجا شخصی غیر از خواهان و خوانده‌ی دعوی است. اگر در خصوص دعوایی، رأیی صادر شود که به حقوق اشخاص ثالث خللی وارد آورد و آن شخص یا نماینده‌ی او در دادرسی که منتهی به صدور رأی شده است به عنوان اصحاب دعوا دخالت نداشته باشد، می‌تواند نسبت به آن رأی اعتراض نماید. در این موارد شخص ثالث حق دارد به هر گونه رأی صادره از دادگاه‌های عمومی، انقلاب و تجدید نظر اعتراض کند و نسبت به حکم داور نیز کسانی که خود یا نماینده‌ی آنان در تعیین داور شرکت نداشته‌اند، می‌توانند به عنوان شخص ثالث اعتراض کنند. اعتراض شخص ثالث باید به موجب دادخواست و به طرفیت محکوم له و محکوم علیه رأی مورد اعتراض باشد و به دادگاهی تقدیم می‌شود که رأی مورد اعتراض را صادر کرده است. اعتراض ثالث تنها روش اعتراضی است که مقید به مهلت ۲۰ روزه و دو ماهه نیست.

تهیه شده در: chetor.com

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

126 دیدگاه
  1. سید ع. م. ر .ازیاسوج می‌گوید

    باسلام.وکالتی برحسب اعتماد به همسرم دادم پس ازمدتی همسرم سوءاستفاده کردومورد وکالت که یکدستگاه واحدمسکونی گران قیمت بود بمبلغ۵۰۰۰تومان به دوتاازفرزندان مشترکمون که هردوازدواج کرده ودارای همسروفرزندبودندوزندگی مستقل داشتندانتقال دادمراباحدود۱۰۰۰۰۰۰۰۰بدهی ویک دخترمجردگذاشت دادخواست حقوقی دادم دادگاه بدوی باموادقانونی آیین دادرسی مدنی که هیچ ارتباطی باموضوع نداشت حکم بیحقی صادرکرداعتراض کردم تجدیدنظراستان بااشاره به همان ماده ها وعلم خودرای راتایید کرده وقطعی است چه مرجعی میتوانم اعتراض خودرابگوش مسولین برسانم.بااحترام

    1. مونا عبدی می‌گوید

      سلام و روزتون بخیر.
      برای اظهار نظر در مورد همچین پرونده هایی لازم است پرونده به طور دقیق بررسی شود حدود اختیارات و اقدامات انجام شده و استدلال محاکم در هر دو مرحله و ….
      ولی بادتوجه به این رای صادره قطعی شده دیگه کاری نمی شه انجام داد مگر اعاده دارسی که برای اعاده هم یک سری جهاتی لازم است که مشروح آن را می توانید در مقاله اعاده دادرسی از همکارم مطالعه بفرمایید. روی گزینه اعاده دادرسی در متن هم که قرمز رنگ شده می تونید کلیک کنید و اون مقاله را به طور کامل مطالعه بفرمایید.

  2. تصادف جرحی می‌گوید

    با عرض سلام وخسته نباشید وممنون بابت پاسخگویی شما .سوال جدیدی ک برای من ایجاد شد این است ک من ب علت اینکه شخصی ک باهاش تصادف کردم ادم بیچاره ای بود و ب من گفت ک نگذار ماشین من ب پارکینگ برود خرج عمل خانومم رو باهاش در میارم من رضایت دادم و ن پولی ب من داد ک رضابت بدهم و ن خرجی من از رو دلسوزی و از اینکه نمیدونستم رباط صلیبیم پاره شده رضایت دادم الانم ک از دادسرا پیگیری کردم بیمه یک عدد کوپن را از او گرفته و نزد خود نگه داشته است و نزد بازپرس هم همه چیز را قبول کرد و گفت ک من مقصرم و قرار بر این شده ک نزد دادگاه هم همین را بگوید و حرفی از رضایت نزند و حقیقت را بگوید و سوال من اینجاست ک با توجه ب اینکه ایشان رضایت را مورد جلوه قرار ندهد و قاضی هم حکم را صادر کند مدارک تصادف و گزارش کلانتری باید ب بیمه ارسال شود و کارشناس بیمه هم رضایت من را در انجا میبیند آیا میتواند ب رای اعتراض کند و دیه را پرداخت نکند و بگوید رضایت داده ..واگر پرونده من بدلیل رضایت متوقف شد ممنون میشم ک توضیح دهید ک من از طریق حقوقی چگونه میتونم پیگیر باشم و از این طریق پیگیری کنم مبلغ دیه پرداخت میشه یا خیر

    1. مونا عبدی می‌گوید

      با سلام مجدد. همان طوری که سابقا خدمتتان عرض کردم اگر رضایت به طور قطعی و با شرایط لازم اعلام شده باشد حتما مورد ایراد قرار می گیره اما در آن صورت شما اگر نتیجه نگرفتید از باب قاعده تسبیب در دادگاه حقوقی اقامه دعوی کنید حتما خسارت هایی که متحمل شدید را می توانید وصول کنید.

  3. لیلا می‌گوید

    ببخشیدتاریخ درست این می باشد ۳/۸ و۳/۱۰ و۳/۱۷

  4. لیلا می‌گوید

    سلام
    ایشون میدونستن که باردار نیستند چون خون ریزی داشتند وعامل اصلی بارداری بین ایشون وهمسرشون اتفاق نیفتاده وعلائم بارداری نداشتند و وقتی که آزمایش منفی پس سونوگرافی که قطعا مال خودشون نیست هم نمیتونه نشون بده که باردار هستند واگر بودند پزشک قانونی رای به بارداری ایشان می داد. در ضمن ایشان تا ۸/۳ خونریزی داشتند و۱۰/۳ که به دکتر مراجعه کردند رحمشان زخم بود وباید فریز میشدند و۱۷/۳ مغرب خونه رو ترک کردند وتا این مدت هم عامل بارداری بین ایشان وهمسرشان اتفاق نیوفتاده طبق گفته همسرشان این بارداری چطوری اتفاق افتاده؟ معلوم که سونوگرافی مال ایشان نیست ونبوده ولی نمیدونم چطوری اثبات کنم؟

    1. مونا عبدی می‌گوید

      با سلام مجدد. همان طور که خدمتتان سابقا عرض کردم این گونه موارد تخصصی هستند و قضات به نظر کارشناسان هر دو طرف بیشتر توجه می کنند همین که دکتر ایشون یک گواهی داده که ممکن بوده ایشون باردار باشند در نظر قضات دلیلی بر این تلقی شده که ایشون سوء نیت نداشتند و فکر می کردند باردار هستند کمااین که در دو مرحله، قضات دعوای شما رو بررسی کردند و هر دو آن را وارد ندانستند. بنا بر تجربه خدمتتون می گم که در این گونه دعاوی خانوادگی اصولا قضات تفسیر به نفع متهم می کنند و سو نیت در نظر نمی گیرند و ان قدر پرونده های جنایات مهمتری در دادگستری وجود داره که کمتر به این گونه دعاوی رای داده می شود. با وجود این که احساس شما برای من قابل درک است اما باید بگم که متاسفانه از این دعوا نتیجه مورد دلخواهتان را نمی تونید بگیرید. اما همین که دعوای این خانم هم نسبت به شما پذیرفته نشده خودش می تونه بهترین دلیل اثبات بی گناهی شما باشد و به هر کسی که رای را نشون بدید حقانیت شما ثابت می شه.