اعسار چیست و چه مزایایی دارد؟

13

از جمله مفاهیم و اصطلاحات حقوقی مهمی که در فرآیند رسیدگی و به‌ویژه مرحله‌ی اجرای احکام ممکن است با آن روبه‌رو شویم، بحث اعسار است. اصولا طرح دعوا توسط یک شخص در مراجع قضائی مستلزم صرف وقت و هزینه خواهد بود. هدف هر شخص از طرح یک دعوا و صرف این وقت و هزینه در نهایت گرفتن حکمی به نفع خود و اجرای آن حکم است اما با این حال گاهی اوقات موانعی بر سر راه این هدف نهایی یعنی اجرای احکام، ایجاد می شود که یکی از مهم‌ترین، رایج‌ترین و شناخته شده ترین آنها در عالم حقوق، بحث اعسار است و در نظام حقوقی ما همچون سایر نظام‌های حقوقی مباحثی از قوانین مختلف را به خود اختصاص داده است.
در این نوشتار کوتاه تلاش بر این است تا با استفاده از قوانین مربوط به این حوزه به خصوص قانون آیین دادرسی مدنی و قانون جدید نحوه‌ی اجرای محکومیت‌های مالی مصوب ۱۳۹۳ نکاتی را مطرح کنیم در مورد این که اعسار چیست و چه کسی معسر تلقی می‌شود و این که چه طور باید برای گرفتن حکم اعسار اقدام کنیم و در صورت صدور این حکم از چه مزایایی بهره‌مند خواهیم شد.

منظور از اعسار چیست و چه اقسامی دارد؟

قانون اعسار

به لحاظ لغوی نویسندگان اعسار را به معنی سختی، دشواری و مشقت تعریف می‌کنند و در فقه این واژه را معادل واژه‌ی افلاس قرار می‌دهند. در اصطلاح حقوقی منظور از اعسار، ناتوانی در پرداخت است. بنابراین به کسی که ناتوان از پرداخت باشد، معسر می‌گویند.
در یک تقسیم‌بندی معروف و اولیه، اعسار به دو قسم تقسیم می‌شود.

  1. اعسار از پرداخت هزینه‌ی دادرسی: همان‌طور که می‌دانیم طرح هر دعوا و اخذ حکم و اجرای آن در فرآیند دادرسی، دربردارنده‌ی هزینه‌های متعددی خواهد بود که به تناسب نوع دعوا و خواسته‌ی ما و همین‌طور ادله‌ای که برای اثبات دعوا به کار می‌بریم این هزینه‌ها می‌تواند متفاوت باشند. یک نوع از اعسار، اعسار از پرداخت این هزینه‌های دادرسی است و مطابق قانون آیین دادرسی مدنی، معسر از هزینه‌ی دادرسی کسی است که به واسطه‌ی عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود به طور موقت قادر به پرداخت آن نیست.
  2. اعسار از پرداخت محکو‌م‌به (آن چیزی که مورد حکم واقع شده است): که مطابق قانون جدید نحوه‌ی اجرای محکومیت‌های مالی منظور از این نوع، کسی است که به دلیل نداشتن مالی، قادر به پرداخت دیون و بدهی‌های خود نیست. البته عدم قابلیت دسترسی به مال نیز در حکم نداشتن مال است و اثبات این مورد نیز با خود بدهکار است. در حقیقت می‌توان گفت هر کس به موجب حکم دادگاه به دادن هر نوع مالی به دیگری محکوم شود (مثلا دیه، ضرر و زیان ناشی از جرم، داشتن بدهی به دیگری و … ) و توانایی پرداخت آن را نداشته باشد و این امر در نزد دادگاه صالح به اثبات برسد، معسر از پرداخت محکوم‌به شناخته می‌شود.

چند نکته در خصوص حکم اعسار

حکم اعسار

  1. گاهی اعسار مطلق است یعنی به‌طور مطلق محکوم‌علیه نمی‌تواند هزینه‌ی دادرسی یا چیزی که به آن محکوم شده است را پرداخت کند و گاهی این عدم توانایی نسبی است و ممکن است بعدا بتواند تمام یا بخش‌هایی از این محکومیت‌ها را پرداخت کند.
  2. نکته‌ای که باید در این خصوص به آن توجه داشت این است که اگر معسر در دعوا پیروز شود و حکمی به نفع او صادر شود و از اعسار خارج شود، هزینه‌های دادرسی از او دریافت خواهد شد و حمایت‌ها از او برداشته می‌شود.
  3. برخی از نویسندگان معتقد هستند که مطابق ابلاغ بخشنامه‌ی قوه‌ی قضائیه در اجرای ماده‌ی ۶ قانون نحوه‌ی اجرای محکومیت‌های مالی مصوب ۱۳۷۷ به محاکم دادگستری، این محاکم باید اصل را بر اعسار و عدم توانایی مالی محکومین بگذارند و این محکوم‌له است که باید دارا بودن و تواناییِ مالیِ فرد محکوم را ثابت کند. این تفسیر از ماده‌ی ۲ قانون جدید نحوه‌ی محکومیت‌های مالی نیز ممکن است به دست آید چرا که در متن این ماده می‌خوانیم: «مرجع اجراکننده‌ی رأی …. مکلف است به تقاضای محکوم‌له از طرق پیش‌بینی شده در این قانون و نیز به هر نحو دیگر که قانونا ممکن باشد، نسبت به شناسایی اموال فرد محکوم و توقیف آن به میزان حکم صادر شده اقدام نماید.» در حقیقت این ماده اعلام می‌کند که محکوم‌له باید در ابتدا «دارا بودن» محکوم را ثابت و اموال او را شناسایی و معرفی کند هر چند که اگر محکوم‌علیه تا سی روز پس از ابلاغ اجرائیه ضمن ارائه‌ی صورت کلیه‌ی اموال خود، دعوای اعسار را طرح ننماید یا بدهی خود را پرداخت ننماید حبس خواهد شد.
  4. همین تفسیر در خصوص مهریه هم مطرح شده است. مطابق قانون جدید حمایت از خانواده چنان چه مهریه در زمان وقوع عقد تا یکصد و ده سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد ضمانت اجرای کیفری حبس برای وصول آن قابل تصور است و مازاد بر آن منوط به دارا بودن زوج است که باید ثابت شود. در حقیقت تفاوت در بار اثبات است یعنی برای مهریه تا سقف ۱۱۰ سکه‌ی تمام بهار آزادی فرض می‌شود که زوج داراست و چنانچه ناتوان باشد این زوج است که باید ادعای ناتوانی خود را ثابت کند اما در مورد مازاد بر این مقدار تصور این است که دارا نیست و این زوجه است که باید دارایی و توانایی او را برای پرداخت ثابت نماید.
  5. مطلب مهم بعدی که باید به آن توجه شود این است که معافیتی که فرد معسر از پرداخت هزینه‌ها پیدا می‌کند باید برای هر دعوا به طور جداگانه گرفته شود اما اگر توانستیم در یک دعوا اعسار خود را ثابت نماییم می‌توانیم در تمامی مراحل مربوط به همان دعوا از این معافیت استفاده کنیم مثلا اگر در مرحله‌ی نخستین رسیدگی، اعسار خودمان را ثابت کرده باشیم می‌توانیم در مراحل تجدید نظر و فرجام‌خواهی از همان دعوا از این معافیت استفاده کنیم. همین‌طور اگر دعاوی متعددی را به طرفیت یک شخص واحد و به طور هم‌زمان اقامه کرده باشیم، می‌توانیم از حکم اعساری که نسبت به یکی از این دعاوی صادر شده است، در سایر دعاوی هم علیه همان شخص استفاده کنیم.
  6. مطلب دیگری که در خصوص حکم اعسار باید یادآوری کنیم این است که اگر فرد معسر فوت کند، ورثه او نمی‌توانند از حکم اعسار صادر شده برای متوفی استفاده کنند مگر این که اعسار و ناتوانی خودشان را اثبات کنند.
  7. و مطلب آخر این که درخواست صدور حکم اعسار از تجار پذیرفته نمی‌شود و چنانچه تاجری ناتوان از پرداخت‌ها باشد، باید مطابق قانون، دادخواست ورشکستگی بدهد. علت این مورد هم این است که بررسی توانایی یا عدم توانایی فرد تاجر نیازمند بررسی‌های تخصصی‌تر و دقیق‌تری است و صدور حکم ورشکستگی در مورد تجار آثار گسترده‌تر و بیشتری را در پی خواهد داشت. از همین رو قانون‌گذار تفکیکی میان افراد عادی و تجار در این خصوص قائل شده است.

برای درخواست صدور حکم اعسار چگونه و به چه مرجعی مراجعه کنیم؟

مرجع حکم اعسار

ادعای اعسار را می‌توانیم به طور جداگانه یا ضمن دعوای اصلی‌ای که اقامه کرده‌ایم، مطرح کنیم. در هر حال مرجع رسیدگی به ادعای اعسار (چه اعسار از پرداخت هزینه‌ی دادرسی باشد و چه اعسار از پرداخت بدهی) با دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی نخستین به دعوای اصلی را دارد یا در ابتدا به آن رسیدگی کرده است و این دعوا به طرفیت محکوم‌له (کسی که حکم به نفعش صادر شده است) اقامه می‌شود.
کسی که می‌خواهد ادعای اعسار را مطرح نماید باید صورت کلیه‌ی اموال خود شامل تعداد یا مقدار و قیمت کلیه‌ی اموال خود را به طور مشروح و به همراه میزان وجوه نقدی که نزد بانک‌ها و یا سایر مؤسسات مالی و اعتباری ایرانی و خارجی دارد و نیز به همراه مشخصات دقیق حساب‌های مذکور و همین‌طور کلیه‌ی اموالی که نزد اشخاص دیگری دارد و کلیه‌ی مطالباتی که از آنها دارد و همچنین فهرست نقل و انتقالات و هر نوع تغییری را که در اموال ذکر شده از یکسال قبل از طرح دعوای اعسار به بعد داده است را ضمیمه‌ی دادخواست اعسار خود کند.

اگر مدعی اعسار بخواهد ادعای خود را با استفاده از شهادت شهود به اثبات برساند باید شهادت‌نامه‌ی کتبیِ حداقل دو شاهد را به مدتی که بتواند نسبت به وضعیت زندگی فرد اطلاع کافی داشته باشند به دادخواست اعسار ضمیمه کند.

بعد از این که دادخواست اعسار با ضمیمه‌هایی که ذکر شد به دادگاه صلاحیت‌دار تقدیم شد، دادگاه مکلف است فورا با استعلام از مراجع مربوطه و به هر نحو دیگر که ممکن باشد، نسبت به بررسی وضعیت مالی مدعی اعسار اقدام کند.

ادعای اعسار اعم از این که توسط دادگاه پذیرفته شود یا رد شود، قابل تجدیدنظر خواهد بود.

اگر ادعای اعسار پذیرفته شود، چنانچه فرد مدیون بتواند بدهی‌های خود را اقساطی پرداخت کند، دادگاه با ملاحظه‌ی وضعیت این فرد مهلت مناسبی برای پرداخت می‌دهد یا حکم می‌دهد که این فرد بدهی را به صورت اقساطی پرداخت نماید.

مزایای صدور حکم اعسار چیست؟

یکی از مباحث مهم اعسار، آثار آن و آگاهی از مزایای آن است. بر اساس قوانین در صورتی که حکم اعسار از سوی دادگاه صادر شود، فرد معسر از برخی مزایا برخوردار می‌شود که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

  1. کسی که مدعی اعسار باشد و این ادعای خود را هم در دادگاه به اثبات برساند از معافیت موقت برای پرداخت تمام یا قسمتی از هزینه‌های دادرسی بر خوردار می‌شود.
  2. همچنین این فرد می‌تواند از حق داشتن وکیل معاضدتی و معافیت موقت از پرداخت حق‌الوکاله‌ی او برخوردار شود.
  3. یکی دیگر از مزایای صدور حکم اعسار برای معسر در مباحث حقوق خانواده است. مطابق قانون حمایت از خانواده ثبت طلاق موکول به پرداخت کلیه‌ی حقوق مالی زوجه (زن) است اما در صورتی که حکم قطعی مبتنی بر اعسار زوج (شوهر) یا تقسیط محکوم‌به (مثلا مهریه، جهیزیه، نفقه و سایر حقوق مالی زن) صادر شده باشد، طلاق بدون پرداخت کلیه‌ی حقوق مالی ثبت می‌شود اما زوج باید مطابق حکم دادگاه بدهی‌های خود را بر اساس زمان پیش‌بینی شده در حکم، بپردازد.
  4. از جمله مزیت دیگری که قابل تصور است در بحث ممنوع‌الخروج کردنِ فرد بدهکار است. مطابق قانون، مرجعِ اجراکننده‌ی رأی باید به تقاضای محکوم‌له قرار ممنوع‌الخروج بودن محکوم‌علیه را صادر کند اما چنانچه حکم اعسار و ناتوانی محکوم‌علیه از دادگاه صادر شده باشد، این قید ممنوع‌الخروج بودن برداشته می‌شود.

تهیه شده در: chetor.com

مانند یک حقوق‌دان قراردادی حرفه‌ای تنظیم کنید

16000تومان 8000تومان

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

13 دیدگاه
  1. مرتضی پرهیزگار می‌گوید

    سلام در پرونده حقوقی قاضی علیه العنه علیرغم اینکه خواهان در دادگاه کیفری اقرار کرده که متصدی دفتر قم خودش بود و بابت این دفتر هیچگونه طلبی نداریم ، اعتنایی به اقرار نکرد و موضوع رو به کارشناسی ارجاع داد کارشناس در نظریه اش بسیاری از مطالب رو در نظر نگرفت مطالبی رو بمن نسبت داد که خدا شاهده من بهش نگفته بودم و النهایه با توجه به اینکه مستندات مورد مطالبه خواهان رو در جلسه اول نپذیرفتم و فارغ از صحت و سقم آنها دفاع کرده بودم، در اعتراض به کارشناسی به قاضی هم نوشتم که وقتی این مستندات به امضا من نیست و اونها رو قبول ندارم چرا کارشناس بر اساس اونها نظر میده و کارشناس هم در پاسخ نوشت این اوراق چه به امضا خوانده رسیده باشد چه نرسیده باشد چه مطلع بوده باشد و چه نبوده باشد چه قبول داشته باشد و چه نباشد ….. خلاصه بنده رو یک میلیارد بدهکار تشخیص داد
    اما مهمتر اینکه کارشناسی به دفتر وکیلم ابلاغ شد و ایشون هیچ اطلاعی به بنده نداد
    مجددا حکم دادگاه به ایشون ابلاغ شد که باز هم بمن اطلاع نداد
    دادگاه دیگری با این وکیل داشتم که اونم حکم داد و حتی در موردی هم حق الوکاله و هزینه دادرسی رو از همسرم گرفته بود که راجع به هیچ کدام اقدامی نکرد
    خلاصه از وکیل به کانون وکلای مرکز شکایت کردم که هنوز خبری نشده
    اما به جهت فرجامخواهی اعسار از هزینه دادرسی دادم که دادگاه اعسارم رو رد کرد به جهت اینکه خواهان به مشتی آگهی های جعلی و ساختگی در فضای مجازی استناد کرده بود و مدعی بود من تاجر هستم که البته اعتراض کردم و در مرحله تجدید نظرخواهی است
    اما به جهت جلوگیری از جلب اشتباه کردم و اعسار دادم، که متاسفانه در این خصوص هم قاضی با استناد به قانون اجرای محکومیتهای نوشت من باید تلف شدن مال رو اثبات کنم و الا چون مال رو نزد من تشخیص داده باید دفعی بپردازم.
    لذا دلیل پر چانگی و سوال بنده اینه که مگر بر اساس ماده ۲ قانون اجرای محکومیت های مالی اثبات ملائت بنده و توقیف اموال بنده با محکوم له نیست؟
    پس چرا دادگاه علیرغم اینکه خود خواهان در دادگاه کیفری اقرار کرده که از من بابت دفتر فروشش در قم طلبی نداره و علیرغم شهادت شهود و اینکه کلی مستندات ارائه دادم که حسابهای بانکی، وسیله نقلیه، سهامم در دو شرکت، فیش حج و حتی بیمه عمرم و یارانه ام توسط فردی توقیف شده و هنوز با اون شخص ثالث درگیر دادگاه و اجرای احکام هستم و ساکن مسکن مهر هستم که البته اقساطش هم معوق شده باز هم، میگه باید وجه این اجناس رو دفعی بپردازم؟
    البته خدا از غیب خبر رداره اما تمام عملکرد قاضی، وکیل بنده و کارشناس فقط من رو به این نتیجه رسوند که طرفم همه رو خریده و الا مگر میشه شش سند بابت تسویه حساب و حتی یک برگ چک به خواهان بابت تسویه حساب بدم و به بانک ببره و وصول کنه و بعد بابت همون حسابها من رو محکوم کنند؟
    النهایه اگر پاسخ بنده رو بفرمائید که بابت دفاع در اعسار محکوم به چه بگویم ممنون میشم
    و دوم اینکه بابت خیانت وکیلم که در کانون وکلا مرکز مطرح شده آیا کسی هست که وکالت بنده رو عهده دار بشه یا چون طرف من وکیل هست کسی به جهت همکار بودن حاضر به دفاع نمیشه؟

    1. مونا عبدی می‌گوید

      سلام و روزتون بخیر.
      با توجه به این که شما دعاوی متعددی دارید لازم است که هر کدام از ان ها و ادله طرف های مقابلتون دقیقا بررسی شود، لذا نمی توان جواب قطعی داد اما اجمالا همان طور که در متن هم گفته شده و شما هم اشاره فرمودید شما باید لیست کامل دارایی هاتون و مطالب مربوط به آن ها را ضمیمه دادخواست نمایید و دلایلتون رو هم مطرح کنید و چنان چه سابقا شما تاجر تشخیص داده شده باشید دادخواست اعسار از شما پذیرفته نمی شود و باید دادخواست ورشکستگی ارائه نمایید.
      در مورد تخلف وکلا هم نکات مربوطه را به همراه اسناد و مدارک و دلایل ضمیمه نمایید. با توجه به این کانون خودش به تخلفات به طور کامل رسیدگی می کنه و برخی از وکلا در مراحل رسیدگی حضور دارند گرفتن وکیل در این بخش ضروری به نظر نمی رسه فقط باید ادله شما کافی باشه و عملی را که نسبت می دهید جز تخلفات باشه و همچنین باید با کد پیگیری ای که به شما داده شده مرتبا پیگیری نمایید.

  2. Milad abiverdi می‌گوید

    با سلام بعد از حدودا ۱۰ ماه کاری از طریق کارفرمای خودم هیچ پولی دریافت نکردم و حق بیمه ای که به من قول داده بود رو پرداخت نکرده والعان بعد گذشت ۲ سال و متواری شدن کارفرمای خودم تقاضای اعسار کرده و تمام اموالشم به اطرافیانش انتقال داده که مقداریش هم زمانش طی وقتی بوده که من شکایت کردم ، چطور میتونم به حقو حقوقم برسم ؟ ایا میشه بعد از گرفتن حکم جلبی که دارم بعد از دوسال حکم فرار از دین بگیرم ؟ اگه ممکنه راهنماییم کنید چون شرایط مالی بدی رو دارم پشت سر میذارم.. متشکرم .

  3. Milad abiverdi می‌گوید

    با سلام بعد از حدودا ۱۰ ماه کاری از طریق کارفرمای خودم هیچ پولی دریافت نکردم و حق بیمه ای که به من قول داده بود رو پرداخت نکرده والعان بعد گذشت ۲ سال و متواری شدن کارفرمای خودم تقاضای اعسار کرده و تمام اموالشم به اطرافیانش انتقال داده که مقداریش هم زمانش طی وقتی بوذه که من شکایت کردم ، چطور میتونم به حقو حقوقم برسم ؟ ایا میشه بعد از گرفتن حکم جلبی که دارم بعد از دوسال حکم فرار از دین بگیرم ؟ اگه ممکنه راهنماییم کنید چون شرایط مالی بدی رو دارم پشت سر میذارم.. متشکرم .

    1. مونا عبدی می‌گوید

      سلام.
      با توجه به این که ایشون کارفرما بودن ملائت و توانایی پرداختشان مفروض است مگر این که بتوانند با دلیل اعسار خودشون رو ثابت کنن. معمولا وقتی که شما حکم قطعی از دادگاه می گیرد در بخش اجرای احکام با استعلاماتی که دایره اجرا انجام می ده هر مالی به نام ایشون باشه مشخص می شه و اگر تا یکسال قبل از صدور حکم قطعی معاملاتی را برای فرار از پرداخت دیون انجام داده باشه در همون استعلامات مشخص می شه و ایشون محکوم به معامله به قصد فرار از دین می شه که مجارات حبس با جزای نقدی یا هر دو مورد را ممکن است در پی داشته باشد.
      بنابراین شما فقط باید مالی از ایشون معرفی کنید یا درخواست استعلام نمایید که همه چیز مشخص شود.

      1. Milad abiverdi می‌گوید

        ضمن تشکر از پاسخ گویی سریعتون
        اگر بنده توانایی دلایل کافی جهت معرفی کردن مال از کارفرما را نداشته باشم تکلیف چی میتونه باشه ؟ آیا بعد از گذشت دو سال باز هم دادگاه به دفاعیات کارفرما توجه داره ؟ چون تقاضای اعسار در موعد تعیین شده نبود و پس از حدودا دو سال از طی صدور حکم جلب اقدام نموده اند

        1. مونا عبدی می‌گوید

          با سلام مجدد.
          همین که در مرحله اجرای احکام درخواست استعلام بفرمایید خود آن ها از بانک و ثبت اسناد و … استعلام می کنند و دارایی های این فرد مشخص خواهد شد.
          این که دادگاه دفاعیات او را بپذیرد یا نه بستگی به نظر دادگاه داره ولی اصولا اگر معامله به قصد فرار از دین او مشخص شود ضمن این که مجازات برای او در پی خواهد داشت از اموال توقیف شده طلب شما هم پرداخت می شه.
          در خصوص مواعد هم اگر عذر موجهی نداشته باشه ادعای او پذیرفته نمی شه و حکم جلب اجرا می شه.

  4. کرمی می‌گوید

    اگرکسی یک ماه بیشتردرون زندان وهیچ چیزی برای پرداخت بدهیش نداردچگونه میتوندتقاضای اعساردهد

    1. مونا عبدی می‌گوید

      سلام. باید دادخواست اعسار از پرداخت محکوم به را به دادگاهی بدهد که ابتدائا به دعوی رسیدگی کرده یا صلاحیت رسیدگی نخستین به دعوی را داشته.

  5. سوال می‌گوید

    حالا اگر فردی که خودش هیچی نداره اما درکنار خانواده اش زندگی میکنه وضع پ.لی خانواده هم خوبه پدرش برجی ۳میلیون حقوق داره آیا میتونه اعسار خودش رو اثبات کنه؟ و آیا بیمه عمر و لپ تاپ و سیمکارت و موبایل و… جز اموال شخص محسوب میشه و قابل مصادره هست؟

    1. مونا عبدی می‌گوید

      سلام و روزتون بخیر.
      اصولا وضعیت مالی خود فرد محکوم علیه مدنظر است نه خانواده و اقوام او.
      در موارد خاصی اگر معاملاتی به قصد فرار از دین انجام شده باشد و از طریق آن تمام یا قسمتی از اموال، به خویشان فرد محکوم علیه یا دیگران منتقل شده باشد قابل پیگیری خواهد بود اما لازم است زمان این معاملات یا انتقالات نزدیک به زمان محکومیت باشد و قصد فرار احراز و اثبات شود.
      در مورد لپ تاپ و دیگر اموالی که نام بردید اگر این ها جزء مستثنیات دین باشند قابل توقیف نیستند و منظور از مستثنیات دین مثلا منزل مسکونی و اثاثیه موجود در آن که عرفا برای حداقل زندگی محکوم علیه لازم باشد یا ابزارهای علمی و تحقیقاتی برای اهل علم، یا وسایل مورد نیاز برای کسب و کار و پیشه محکوم علیه که برای امرار معاش او و افراد تحت تکفلش لازم باشد و … است برای آگاهی از موارد کامل آن قانون نحوۀ اجرای محکومیت های مالی مصوب ۱۳۹۳ و به ویژه ماده ۲۴ آن را مطالعه بفرمایید. به غیر از این موارد سایر اموال و دارایی های فرد محکوم قابل توقیف است.

  6. نیما می‌گوید

    اینا رو میگی که دل مُعسرها خوش بشه ، مُعسر بودن کجاش مزیته همش بدبختیه ؛ اون خوبه که آدم معسر نباشه ولی بتونه خوب ادای آدمای معسرو در بیاره و از این به اصطلاح مزایا استفاده کنه .

    1. مونا عبدی می‌گوید

      سلام و روز شما بخیر.
      ممنون که نظراتتون رو با ما در میان می گذارید. چیزی که در این مقاله از آن صحبت شده، مزایای معسر بودن نیست مزایای صدور حکم اعسار به لحاظ حقوقی است. بله من هم با شما موافقم که خود معسر بودن جالب نیست و امیدوارم روزی برسد که در ایران هیچ فردی معسر نباشد.