نقد و بررسی فیلم «خانوم والده»: ایده خوب یک کمدی آبکی!
دو برادر بدهکار، ارثی که میتواند نجاتشان دهد و تصمیمی پرخطر: کریم با بازی رضا عطاران خود را به جای مادر جا میزند تا به پول دست پیدا کنند. «خانوم والده» از همینجا امکان ساختن یک کمدی موقعیت را پیدا میکند. هر برخورد تازه میتواند هویت جعلی کریم را تهدید کند و هر تلاش برای پنهانکاری، دردسر بزرگتری بسازد. حالا سوال مهم این است که آیا ایده به نسبت جذاب اولیه فیلمنامه درست از آب درآمده؟
داستان و عوامل فیلم «خانوم والده»

داستان خانم والده یک داستان نه چندان تازه است. کریم و رحیم زیر بار بدهیاند. ارث مادرشان راهحلی به نظر میرسد، اما رسیدن به آن آسان نیست. کریم بهدلیل شباهت ظاهری به مادر، نقش او را بازی میکند؛ تصمیمی که قرار است هم مشکل مالی دو برادر را حل کند و هم زمینه شوخیهای فیلم را بسازد.
«خانوم والده» به کارگردانی سهیل موفق و نویسندگی حمزه صالحی ساخته شده است. رضا عطاران و عباس جمشیدیفر نقش دو برادر را بازی میکنند و شبنم قربانی، غلامرضا نیکخواه، ایمان صفا، گیتی قاسمی و علی دهکردی نیز در فیلم حضور دارند. اکران فیلم از ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ آغاز شده و ردهبندی سنی ثبتشده برای آن ۱۵+ است.
نقد فیلمنامه: تسبیح بدون نخ

جعل هویت زمانی برای یک کمدی کار میکند که پیامد داشته باشد. کریم برای حفظ نقش مادر باید تصمیم بگیرد؛ تصمیمش باید او را با آدم یا خطر تازهای روبهرو کند؛ و راه فرار بعدی باید هزینه بیشتری داشته باشد. در این صورت، تماشاگر همزمان میخندد و منتظر است ببیند این دروغ به کجا میرسد.
واقعیت این است که این زنجیره کمدی که میتوانست فیلم را به یک کمدی بزن بکوب یا یک کمدی سیاه بامزه تبدیل کند چندان شکل نگرفته است. متاسفانه بهجای آنکه گرفتاریهای حاصل از نقش بازی کردن کریم منبع اصلی کمدی شوند، ظاهر و پوشش او بار زیادی از شوخیها را به دوش میکشند. در واقع تمام شوخی فیلم روی زن پوش شدن رضا عطاران و عباس جمشیدیفر سوار است.
یک بار تماشای فیلم به ما نشان میدهد که ما با مشتی شوخی طرف هستیم که هر کدام صحنهای مستقل میسازند. صحنههای فیلم بیش از آنکه یکدیگر را کامل کنند به طور مستقل کار میکنند!
فیلم ایدهای دارد که میتواند بحران را شبیه فیلم لورل و هاردی پلهپله شدیدتر کند، اما فقدان نخ تسبیح درست باعث شکلگیری شوخیهای مستقل و غیروابسته میشود.
دو برادر؛ همراهی بدون کشش کافی؟

بدهکاری، کریم و رحیم را ناچار به همکاری میکند. چنین رابطهای ظرفیت کمدی زیادی دارد: دو نفر میتوانند هدف یکسانی داشته باشند، اما برای رسیدن به آن راههای ناسازگاری انتخاب کنند. در این حالت، هر برادر در کنار طلبکاری و خطر لو رفتن، برای دیگری هم دردسر میسازد.
چنین وضعیت پتانسیل زیاد برای تضاد یا تکامل دارد، اما ما شاهد چنین چیزی نیستیم. باید بپرسیم آیا تصمیمهای کریم و رحیم به عنوان دو برادر و دو همراه بر یکدیگر اثر میگذارند و رابطهشان را پیچیدهتر میکنند یا فقط در موقعیتهای کمیک کنار هم قرار میگیرند. به نظر میرسد اینجا هم با مورد دوم مواجه هستیم. این مدل گاهی خندهدار است، اما تاثیری کمی بر پیشبرد روند قصه دارد.
به نظر میرسد در این آشپزخانه با مشتی مواد خوب و جذاب آشپز حوصله آشپزی نداشته و مواد قرمهسبزی را مثل سالاد توی هم ریخته! در تکه تکه کار شما فقدان کارگردانی و شاید عجله تیم تولید برای تولید یک سینمایی پرفروش را میبینید. اما سرعت برای رساندن فیلم و پرفروش بودن به چه قیمتی؟ به قیمت تولید فیلمی نیمپز که روی دو ستاره سوار است و داستانش لنگ و کارگردانش غایب است؟
فرم و بازی؛ عطاران و جمشیدیفر کافی نیستند

رضا عطاران و عباس جمشیدیفر بازیگران خوبی هستند، اما بهترین بازیگران هم به کارگردانی نیاز دارند. وقتی کارگردانی ضعیف باشد رضا و عباس هم گاهی از ریتم خارج میشوند. به جز این باید اعتراف کرد که زنپوشی در خانم والده فقط ابزاری است برای کارهایی که یک زن در سینمای ایران نمیتواند بکند.
درباره بقیه کاراکترها هم چیزی جز مشتی شخصیت به هم ریخته و شلخته و بلاتکلیف که نمیدانند چرا در فیلم حضور دارند نیستند. عطاران بازیگر قدری است و با جزئیات خاص و هوشمندی شما را میخنداند. اما بعد چه؟ هیچ! مطلقا هیچ. فیلمنامه و کارگردانی عطاران و جمشیدیفر را هدر داده.
«خانوم والده» را ببینیم یا نه؟
اگر حضور عطاران و جمشیدیفر و یک کمدی پرتحرک دلیل اصلی انتخابتان است، فیلم انتخاب بدی نیست. اگر از کمدی انتظار دارید هر شوخی از تصمیم شخصیتها بیرون بیاید و قصه را پیچیدهتر کند باید بیخیال این فیلم شوید.
ابراهیم عامریان قطعا فرمول بیزنس در سینما را خوب بلد است، اما سوال این است که آیا بلد بودن این فرمول به ساخت فیلمهای خوب و موفق هم منجر میشود؟ به نظر نمیرسد.

