حقوق مالکیت معنوی چیست و به چه افرادی تعلق می‌گیرد؟

9

حتما تاکنون با عباراتی شبیه «تمام حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به پدیدآورنده است» یا «تکثیر این اثر بدون کسب مجوز از پدیدآورنده یا ناشر خلاف قانون است» در ابتدا و انتهای فیلم‌ها و کتاب‌ها مواجه شده‌اید. این عبارت‌ها و موارد مشابه اشاره به شاخه‌ای از حقوق به نام حقوق مالکیت فکری- که گاهی هم حقوق مالکیت معنوی خوانده می‌شود- دارند. در این مبحث می‌خواهیم بینیم که منظور از حقوق مالکیت معنوی چیست و این حقوق اساسا به چه افرادی تعلق می‌گیرد.

حقوق مالکیت فکری شاخه‌ای از حقوق است که در آن حقوق و تکالیف افرادی که یک مال فکری و غیرمالی دارند مشخص می‌شود. منظور از مال فکری چیزی است که در اثر کار و تلاش فکری و هنری ایجاد می‌شود و برخلاف سایر اموال غیرفیزیکی است و حالت مادی ندارد. به عنوان مثال شعر، داستان، اختراع، نقاشی، فیلم، موسیقی و … همگی مال فکری هستند. در جهان امروز که عصر انفجار اطلاعات است دانش، هنر، و تکنولوژی ارزش و اعتبار بسیاری یافته‌اند و دارای ارزش اقتصادی بسیار زیادی هستند.

مالکیت فکری

تفاوت بنیادین اموال فکری با سایر اموال در این است که مال فکری می‌تواند به‌طور هم‌زمان مورد استفاده بسیاری از افراد قرار بگیرد بدون اینکه آسیبی ببیند یا از آن کاسته شود. به عبارت دیگر ذاتا انحصاری نیست. برای روشن شدن موضوع مثالی می‌زنم:

اگر شما مالک یک آپارتمان باشید؛ این آپارتمان مال شما محسوب می‌شود. از آنجا که آپارتمان یک مال فیزیکی است افراد محدودی‌ می‌توانند به‌طور هم‌زمان از این مال استفاده کنند و در آن سکونت داشته باشند. همه‌ی اموال فیزیکی که ما در زندگی روزمره از آن‌ها استفاده‌ می‌کنیم همین ویژگی را دارند. شما مال ساده‌ای مانند مداد را در نظر بگیرید؛ تا زمانی که مداد متعلق به شماست و شما از آن استفاده‌ می‌کنید، هیچ کس دیگر نمی‌تواند از آن استفاده کند. این اموال انحصاری هستند. حال فرض کنید که شما یک وسیله‌ی جدید اختراع کرده‌اید؛ این امر به این معناست که شما به دانش جدیدی برای ساخت یک وسیله‌ی خاص دست یافته‌اید. اگر شما نحوه‌ی ساخت این اختراع را برای کسی توضیح بدهید یا یک نمونه از اختراع خود را در اختیار دیگران بگذارید، آن‌ها هم‌ می‌توانند به ساخت و تولید این وسیله‌ی جدید دست بزنند؛ بدون اینکه خللی به دانشی که شما دارید وارد شود یا حتی از آن کم شود. یا حتی ممکن است دیگران هم به این دانش دست یابند. افراد مختلفی در اقصی نقاط جهان‌ می‌توانند مشغول استفاده از همین دانش باشند. به عبارت بهتر دانش، امری است غیرانحصاری که افراد بسیاری‌ می‌توانند به‌طور هم‌زمان از آن استفاده کنند.

در اینجاست که پای حقوق مالکیت فکری به وسط می‌آید. مالکیت فکری به افراد ابزاری برای حمایت از همه‌ی اموالی می‌دهد که محدود نیستند و قابلیت نشر و انتشار و استفاده‌ی گسترده دارند. ولی توجه کنید که حقوق نمی‌تواند از چیزی حمایت کند که در عالم واقع وجود ندارد؛ یعنی حقوق از آنچه که در ذهن شما می‌گذرد حمایت نمی‌کند؛ چون اساسا قابل دسترسی نیست. حقوق از تجلیِ شکل‌یافته‌ی آنچه که در ذهن شماست حمایت می‌کند؛ به عبارت بهتر از ایده حمایت نمی‌شود از شکل و فرم ابراز ایده حمایت می‌شود. فکر زیبایی که در ذهن شماست البته ارزشمند است اما قابل حمایت حقوقی نیست. اما به محض اینکه این فکر تبدیل به متن یا شعری شد و در جایی در عالم مادی ثبت شد، مثلا روی کاغذ آمد، در دسته‌ی اموال فکری قرار می‌گیرد و فکری است متعلق به شخص شما و قابل حمایت حقوقی.

حقوق مالکیت فکری به دو بخش عمده تقسیم می‌شود: حقوق مالکیت ادبی و هنری -که به آن حق مؤلف یا کپی‌رایت هم گفته می‌شود- و حقوق مالکیت صنعتی. هر کدام از این بخش‌ها حمایت کننده‌ی اموال فکری خاصی هستند. حقوق مالکیت ادبی و هنری یا همان کپی‌رایت از آن دسته اموال فکری حمایت می‌کند که بیشتر وجهه‌ی نوشتاری/ ادبی یا هنری دارند. کتاب‌ها -چه علمی و فنی باشند چه هنری و ادبی- ، آثار موسیقی، فیلم‌ها، عکس، نقاشی، مجسمه‌سازی، و معماری همگی تحت حمایت کپی‌رایت هستند. مدت زمان حمایت از هر کدام از این آثار تفاوت دارد. بعدا بیشتر در مورد این مسئله توضیح خواهیم داد. نکته‌ی مهم دیگر این است که این گروه نیازی به ثبت ندارند و به محض خلق اثر، شما مالک آن شناخته می‌شوید؛ بدون اینکه نیاز به طی هیچ مرحله و تشریفات قانونی یا اداری داشته باشید.

حقوق مالکیت صنعتی هم همان‌طور که از نام آن بر می‌آید بیشتر با صنعت و تکنولوژی سر و کار دارد. اختراع مهم‌ترین مصداق این گروه است اما موارد دیگری مانند علائم تجاری و طرح‌های صنعتی هم در این گروه قرار دارند. برخلاف کپی‌رایت، در این دسته برای اینکه شما به عنوان مالک به رسمیت شناخته شوید لازم است که با طی تشریفات قانونی و پروسه‌های اداری اختراع یا علامت تجاری یا طرح صنعتی خود را به ثبت برسانید و در این صورت است که قانون از شما به عنوان مالک حمایت می‌کند.

حقوق مالکیت فکری دو دسته از حقوق را برای هر مال فکری و دارنده‌ی آن به رسمیت می‌شناسد:

۱. حقوق معنوی

حقوق معنوی

حق معنوی صور گوناگونی دارد اما مهم‌ترین جنبه‌ی آن در مورد انتساب اثر و مال فکری است. شعری که شما خلق کرده‌اید، مقاله‌ای که شما نوشته‌اید، نت‌های ملودی که شما نوشته‌اید، نقاشی که شما کشیده‌اید؛ وسیله‌ی نوینی که شما اختراع کرده‌اید؛ همواره و تا همیشه‌ی تاریخ اثر شما و به نام شما خواهند بود و هیچ کس نمی‌تواند این حق را از شما بگیرد. در واقع مال فکری شما به نام شما ثبت می‌شود و هر کس هر جایی تلاش کرد تا اثر شما را به نام خود جا بزند شما می‌توانید از او شکایت کنید و قانون طرف شما خواهد بود.

۲. حقوق مادی

منظور از حقوق مادی هر گونه استفاده و بهره‌برداری اقتصادی از اثر و مال فکری است؛ خواه به صورت فروش اثر باشد یا واگذار کردن حق چاپ یا نشر و تکثیر اثر، یا تولید آن و بستن قراردادهای لیسانس. علاوه بر این حقوق مادی انحصاری هستند. یعنی تنها و تنها مالک است که حق دارد از این حقوق استفاده کند. البته او حق واگذاری این حقوق را به دیگران دارد؛ بر خلاف حقوق معنوی که فرد نمی‌تواند آن را بفروشد یا به دیگری ببخشد و واگذار کند.

علاوه بر این، حقوق مادیِ اموال فکری محدود هستند؛ به عبارت بهتر این حقوق دائم و همیشگی نیستند بلکه محدود به یک زمان مشخص‌اند. به عنوان مثال حقوق مادی یک اختراع تنها ۲۰ سال دوام دارند و پس از طی این بیست سال، دیگر قانون‌گذار از این اختراع حمایت نمی‌کند. در توضیح این مطلب باید گفت اموال فکری همان‌طور که گفته شد نامحدودند و می‌توانند هم زمان مورد استفاده افراد بسیاری قرار بگیرند. از طرف دیگر تولید یک مال فکری مانند اختراع یا یک کتاب، نیازمند صرف هزینه و وقت زیاد و ذوق و هوش بسیار است. اگر یک مخترع یا یک نویسنده از حمایت قانونی برخوردار نباشد، همه می‌توانند به راحتی از مال و اثر او که حاصل زحمت و عرق جبین هوش و هنر اوست بدون هیچ هزینه‌ای استفاده کنند بدون اینکه در ازای این استفاده چیزی به مخترع یا نویسنده بدهند. به این ترتیب دیگر انگیزه‌ای برای افراد خلاق و هنرمند باقی نمی‌ماند که با صرف وقت و هزینه و زحمت بسیار اقدام به تولید مال فکری کنند. در نتیجه جامعه از پویایی و رونق فکری باز می‌ماند. به همین دلیل قانون‌گذار وارد عمل می‌شود: او برای مدت محدودی به فرد حق انحصاری بهره‌برداری از مال فکری‌اش را می‌دهد تا به نشر و گسترش علم و دانش و هنر و تفکر در جامعه کمک کند. در واقع مالکیت فکری، قراردادی است میان صاحب مال فکری و دولت: دارنده‌ی مال فکری با تلاش و زحمت اثر فکری تولید می‌کند و آن را در اختیار جامعه می‌گذارد، دولت هم به او یک حق انحصاری می‌دهد؛ یعنی بقیه را از استفاده از مال او -بدون اجازه و پرداخت مابه‌ازا- منع می‌کند. در واقع قانون‌گذار برای یک مدت محدود و مشخص برای این اموال که غیرانحصاری هستند و افراد زیادی توانند به‌طور هم‌زمان از آن‌ها استفاده کنند نوعی انحصار ساختگی (اعتباری) ایجاد می‌کند. به این ترتیب بقیه‌ی افراد تنها با کسب اجازه از مالک و با پرداخت مابه‌ازا می‌توانند از مال فکری او استفاده کنند. به عنوان مثال اگر شما می‌خواهید از روی اختراع کسی به تولید بپردازید باید پیش از هرچیز رضایت او را جلب کنید. همین‌طور است اگر بخواهید از علامت تجاری یک محصول بر روی محصولات خود استفاده کنید. یا اگر بخواهید از روی یک داستان فیلم نامه‌ای بنویسید یا ترانه‌های یک شاعر را به آواز بخوانید یا از برنامه‌ی نرم‌افزاری دیگری استفاده کنید و یک برنامه‌ی جدید بنویسید. در همه‌ی این موارد لازم است که رضایت دارنده‌ی این اموال را با پرداخت پول یا بستن قرارداد لیسانس یا به طرق دیگر کسب کرده باشید.

البته باید به یک نکته دقت کنید: برخی استفاده‌هایی که کاربران معمولی انجام می‌دهند مثلا نقل قول از یک کتاب یا استفاده از بخش‌هایی از یک فیلم و مواردی از این دست نیازی به کسب اجازه از مالک ندارند و همین که شما مال فکری را به صورت قانونی به دست آورده باشید (مثلا فیلم یا آهنگ یا نرم‌افزار را از مراکز مجاز تهیه کرده باشید و به عنوان مثال به طور غیرقانونی دانلود نکرده باشید) برای رعایت حقوق فکری دیگران کفایت می‌کند.

حقوق مادی که به یک مال فکری تعلق می‌گیرند می‌توانند بسته به نوع مال و حتی کشوری که شما در آن زندگی می‌کنید تفاوت داشته باشند. به عنوان مثال حقوق مادی که به یک فیلم تعلق می‌گیرد با حقوق مادی که به یک کتاب تعلق می‌گیرد و هر دوی این‌ها با حقوقی که به یک اختراع تعلق می‌گیرند متفاوتند. بعد از اتمام و انقضای این مدت این اموال و آثار به حوزه‌ی عمومی تعلق می‌گیرند: یعنی هر کسی می‌تواند از آن‌ها آزادانه استفاده و بهره‌برداری اقتصادی کند. البته حقوق معنوی کماکان به قوت خود باقی خواهند ماند. در این جا برخی از حقوق مادی که به برخی آثار تعلق می‌گیرند را با هم مرور می‌کنیم.

آثار ادبی و هنری مانند کتاب و فیلم

حق نشر، و حق توزیع تا پنجاه سال بعد از مرگ. در زمان حیات نویسنده این حقوق به شخص او تعلق دارند و بعد از مرگ او به مدت پنجاه سال در اختیار ورثه او خواهند بود.

نرم افزار

حق نشر و تکثیر نرم افزار؛ سی سال از تاریخ ایجاد نرم افزار

اختراع

حق ساخت، فروش، بهره‌برداری و واردات. از زمان دریافت گواهی حق اختراع تا ۲۰ سال؛ پس از آن هرکسی می‌تواند به تولید اختراع دست بزند و آن را به فروش برساند.

علامت تجاری

از معدود اموال فکری است که می‌تواند به صورت دائم وجود داشته باشد؛ البته هر ۵ سال یکبار نیازمند تمدید است. اگر آن را تمدید نکنید دیگران می‌توانند از آن استفاده کنند.

تهیه شده در: chetor.com

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین دیدگاه‌ها (از 9 دیدگاه)
  1. omidasadi می‌گوید

    با سلام ، یکی از اشکالات اساسی ثبت اختراعات نخبگان کشور از سال 1392 الی 1400 ( به مدت 8 سال ) :
    اینجانب نیز در این روند مشکل داوری اختراعات را دارم یعنی زمانی که طرح اینجانب نو و جدید است ولی مراجع و داوران پس از گرفتن هزینه های بالا طرح را تایید نمی کنند و در پاسخ می گویند دوست داریم طرح شما را رد کنیم برو پیش هرکسی که دوست داری بگو این مرجع را قبول ندارم اداره نیز می گوید ما طبق قانون مجبور هستیم طرح شما را رد کنیم . برخی از مراجع نیز می گویند داور متخصص ندارند !

    در این خصوص یکی از متقاضیان به کارشناس اداره اختراعات متن زیر را ارسال کرده‌است :
    کارشناس محترم با سلام، اینجانب بشخصه اعتقادی به روند مارکسیستی و وارداتی اداره اختراعات که با قانون اساسی کشور در تضاد می‌باشد ندارم. بر فرض مثال اداره ثبت پرونده متقاضی را در مجموع به حداقل ۵۰ مرجع ارسال کند و پرونده ۳ ماه در هر مرجع طبق قانون توقف کند تا یکی از این مراجع داور متخصص داشته باشند و طرح را درست مورد داوری قرار دهند، این یعنی اتلاف وقت چیزی حدود ۸ سال و پرداخت هزینه چیزی حدود ۳۰ میلیون تومان. در حال حاضر ۱۱ مرجع در پرونده‌های قبلی اعلام کرده‌اند داور متخصص ندارند!. اولا بعد از ۸ سال پرونده به چه درد متقاضی می‌خورد؟، دوم اینکه اگر متقاضیان بخواهند 30 اظهارنامه با این روند ثبت کنند یه چیزی حدود 900 میلیون باید هزینه کنند (بنظر شما امکان ثبت اختراع به صورت غیر مستقیم از اینجانب سلب نشده‌است ؟)، ایا بعد از اینکه سند را دریافت کردم همین دولت (قوه مجریه) این هزینه را می‌تواند طی فرآیندی به اینجانب برگرداند (به قول دوستمون خود سند اختراع ۵ کیلو روغن نباتی ارزش دارد ؟)، یا قرار است متقاضی در جامعه رها شود ؟. در اداره شما مردم دو دسته هستند برخی با سرمایه‌های خود اختراع ثبت می‌کنند برخی با دارایی‌های خود. اشخاصی که با دارایی خود اختراع ثبت می‌کنند مثل اعضا هیئت علمی، اشخاصی که به بدنه آزمایشگاه و پژوهشگاه‌ها متصل هستند، این افراد هر هزینه ای بابت اختراع انجام می‌دهند دولت طی فرآیندی این هزینه را به آن‌ها برگشت می‌دهد یا از طریق گرنت دانشگاهی یا از طریق پژوهش تولید. یعنی این وسط فقط پول جابجا می‌شود و کسی ضرر نمی‌کند. دسته دوم کسانی هستند که با سرمایه‌های خود اختراع انجام می‌دهند مثل افراد که مدارک عالیه دانشگاهی دارند مشغول کار هستند اما به بدنه دولت وصل نیستند، این افراد تحت هر شرایطی اگر نتوانند اظهارنامه خود را به ثبت برسانند آن‌ها هم سرمایه خود را از دست داده‌اند و هم دارایی خود را که همان اختراع می‌باشد. چون این افراد مجبور هستند نسبت به افراد اول یک مرحله بیشتر برای فرایند ثبت انرژی صرف کنند، این روند به صورتی طراحی شده که به مرور زمان قشر متوسط جامعه که ابزار تولید را در اختیار دارد منحل خواهد شد و کاپیتالیسم رخ خواهد داد و …

  2. omidasadi می‌گوید

    *نگاهی به اقتصاد دانش بنیان*
    تا آنجاکه ما میدانیم در سایر کشورها اقتصاد دانش بنیان یعنی اینکه به عنوان مثال” شرکت سونی اریکسون ” با دوتا دانشگاه صحبت میکند یا خودش یک دانشگاه و مرکز اموزش تاسیس میکند بعد بیانه صادر میکند که هرکسی بتواند فاند یا پذیرش دانشگاه مارو بگیرد، بعد از گرفتن مدرک تحصیلی در همین کمپانی سونی اریکسون مشغول به کار می شود ، این چنین کشوری میتواند ادعا کند که اقتصاد دانش بنیان دارد . نه اینکه در کشورما شما با کنکور وارد دانشگاه شوید بعد طی یک فرایندی یک مدرک بگیرید و در انتها دنبال کار بگردید بعد اخر در یک حیطه دیگری مشغول به فعالیت شوید اسم این کار اقتصاد دانش بنیان نیست .متاسفانه تعریف صحیح و درستی از اقتصاد دانش بنیان به ” مردم ” داده نشده است، برای اقتصاد دانش بنیان داشتن نیاز به زیر ساخت و سیاست گذاری است که مبنا آن از همان وزارت علوم می باشد . در حقیقت صنعت می بایست دانشگاه ایجاد کند چون شرکت نیاز به متخصص دارد نه اینکه دانشگاه شرکت تاسیس کند ! چون دانشگاه که نیازی به تولید ندارد . !

  3. یک بدبخت می‌گوید

    سلام
    نقشه هایی که مهم هستند و در شرکت ها توسط نقشه کش ها تولید میشوند هم حق معنوی و مادی دارند که در اختیار دیگر افراد شرکت قرار نگیرد و بصورت کاغذی فقط پرینت شود؟