دکتر ساینا

درمان قلب شکسته با ۳ گامی که شما را به زندگی عادی باز می‌گرداند

7

در زندگی انسان، تجربه‌های اندکی دردناک‌تر از جدایی هستند. جدایی‌ها به حساس‌ترین نقطه‌ی عاطفی درون ما که عشق و فراق باهم تلاقی دارند، آسیب می‌زنند. بنابراین، جای تعجب نیست که آدم‌ها مدام با «کنارآمدن» با عشق ازدست‌رفته‌ی خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اما درمان قلب شکسته هم مثل سایر دردها در خودش نهفته است. همچون همه‌ی غم‌و‌غصه‌های دیگر، کنار‌آمدنی وجود ندارد. باید قدم در قلبِ طوفان بگذارید. تا جایی‌که می‌توانید و هرقدر می‌خواهید، غصه بخورید و از آن نقطه‌ی اوج دل‌شکستگی، اشتیاقی برای پاسخ به پرسش‌های دشوار در قلب خود بیابید؛ پرسش‌های دشوار اما مهمی که به یافتن خودتان در این طوفان درونی و حرکت به جلو، کمک می‌کند. در ادامه، سه مرحله‌ای را ذکر می‌کنیم که نه‌تنها در درمان قلب شکسته کمک‌تان می‌کنند، بلکه شما را آماده می‌کنند تا رابطه‌ی جدیدی بر پایه‌ای سالم آغاز کنید.

۱. بدون هیچ‌گونه عذرخواهی، تسکین یا محدودیت زمانی به خودتان اجازه‌ی غصه‌خوردن بدهید

در فرهنگِ ما از همان کودکی می‌آموزند «گریه نشانه‌ی ضعف است» یا در واکنش به جدایی و دل‌شکستگی می‌گویند: «این‌طوری بهتر شد؛ اصلا طرف لیاقت من رو نداشت». اختصاص زمان و فضای کافی برای غصه‌خوردن برای فردی در حال جدایی، بسیار چالش‌برانگیز است. فراموشی یا مقابله با این غم‌وغصه‌ها، باعث می‌شود در آینده دوباره سر بر بیاورند و در نتیجه، مراحل بهبود طی نشود.

غصه و درمان قلب شکسته

دکتر ساینا

برای درمان قلب شکسته و التیامِ درد ازدست‌رفتنِ عشق، باید غصه بخوریم؛ هیچ راه دیگری وجود ندارد. پس راحت گریه کنید. دلسوزی را هم به دردتان اضافه کنید. اگر صدایی در گوش خود می‌شنوید که مثلا «اَه، تمومش کن، آدم گُنده! مگه چی شده؟» یا «شما فقط سه ماه با هم بودید. بی‌خیال!» باید بدانید گرفتار صدایی شده‌اید که از فرهنگ عام می‌آید و هیچ‌گونه تحملی در برابر درد یا ناراحتیِ احساسی ندارد. به آن صدا بگویید دور شود و دردتان را با تمام وجود حس کنید.

هیچ‌گونه محدودیت زمانی هم برای غم و اندوه وجود ندارد. بعضی‌ها معتقدند باید یک ماه حسابی غصه بخورند و بعد تمامش کنند. بعضی دیگر هم گاهی و بی‌گاه غصه‌دار می‌شوند، به صورت متناوب، طی دوره‌ای یک ساله یا بیشتر. حقیقت این است که راه درست یا غلطی برای غصه‌خوردن وجود ندارد. زمانی‌که به‌جای قضاوت خودتان یا سروکله‌زدن با ذهنیت «منِ بیچاره!» با دلسوزی با این دردتان روبه‌رو شوید، غصه‌ی سالمی خواهید داشت و همین روش است که به درمان قلب شکسته شما و بهتر شدن‌‌تان کمک می‌کند.

۲. ببینید شما چه نقشی در این جدایی داشته‌اید

درمان قلب شکسته و نقش دو طرف در این جدایی

بیشتر آدم‌ها بعد از جدایی یا از این طرف بام می‌افتند یا از آن طرف:

  • همه‌ش تقصیر اون بود، اصلا آدمِ این حرف‌ها نبود، بی‌لیاقت بود، اصلا قبلا ازدواج کرده بود!
  • من همیشه خراب می‌کنم. چرا هیچ‌وقت نمی‌تونم مثل بقیه یک رابطه‌ی درست و حسابی داشته باشم؟ من داغونم، آدم بی‌ارزشی هستم، هیچ‌وقت نمی‌تونم ازدواج کنم.

هیچ‌کدام از این واکنش‌ها درست نیستند. اگر می‌خواهید از جدایی‌تان جان سالم به‌در ببرید، بهتر است دست از سرزنش خود بردارید و به‌جای آن رویکرد یادگیری را در پیش بگیرید.

روابط عاطفی مثل تانگو هستند؛ برای رقصیدن به دو نفر نیاز است. اگر آن‌طور که باید نشد، مطمئنا هر دو نفر مقصر بوده‌اند. اگر سهم خودتان را در این معادله حساب نکنید، به احتمال زیاد با آدم بعدی زندگی‌تان هم به چنین پایانی خواهید رسید.

این کلید اصلی است: باید در بررسی‌تان از کنجکاوی و دلسوزی استفاده کنید. نباید خودتان را برای «حساسیت» یا «وابستگی» زیاد مقصر بدانید. در عوض، این فرصتی است تا درباره‌ی رشد شخصیتیِ خود اطلاعاتی کسب کنید و بفهمید که جدایی‌ها، مثل همه‌ی تعاملات دیگر، فرصتی فراهم می‌کنند تا همین‌طور که در روزهای اشک و آه به‌زانو در می‌آییم، یادگیری هم شتاب بیشتری بگیرد تا نسبت به‌ بقیه‌ی زمان‌ها به درکی بیشتر برسیم.

۳. بگذارید این خاکستر غصه و دل‌شکستگی زبانه بگیرد

درمان قلب شکسته و دردهای قدیمی

دلیل دردناکی و رنج‌آوری جدایی‌ها این است که دردهای گذشته‌ی درون‌مان را تازه می‌کنند. این یکی از آن قوانین تغییرناپذیر تعاملات است؛ دل‌شکستگی دل‌شکستگی می‌آورد. بنابراین وقتی غصه‌ی پایان این رابطه را می‌خورید، خود را برای غم‌های دیگر، مثل مرگ عزیزان، مهاجرت یا سایر جدایی‌ها، زخم‌های قدیمی از دوران بچگی ازجمله طلاق والدین و… هم آماده کنید.

فرهنگ ما ظرف سالمی برای غصه‌ی این جدایی‌ها و دردهای قدیمی ارائه نمی‌کند؛ به‌جای آن ما را ترغیب می‌کند که «پاشو، بسه، تمومش کن». به همین خاطر، فرصت‌های فراوانی را برای درمان این دردها در لایه‌های زیرین این مارپیچ از دست می‌دهیم. پس به خودتان اجازه‌ی غصه‌خوردن بدهید و خود را برای ورود آدم بعدی به زندگی‌تان آماده کنید تا بتوانید رابطه‌ی بعدی را بر مبنای سالم‌تری آغاز کنید.


در ادامه بخوانید: ۱۱ عبارتی که بهترین رابطه‌های عاشقانه را هم خراب می‌کند
اگر می‌خواهید دلیل بسیاری از رفتارهای شریک عاطفی، یا حتی خودتان را در رابطه متوجه شوید، حتما این کتاب را بخوانید.
منبع mindbodygreen
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

7 دیدگاه
  1. تنهای غمدار می‌گوید

    اینی که اینا رو نوشته شاید از عشق دو روزش دل کنده پس جای منی که با یکی این همه وقت ساختم و تهش قلبم شکست نیست!
    من یه دخترم یه دختر 16 یا 17 ساله که عاشق یه پسر 23 24 ساله شد.باهاش خاطره ساختم روز گذروندم همه کار کردم .انقد باهاش بودم که بعضی وقت ها یادم میرفت کی ام؟!اومد خواستگاریم و بابام گفت نه !باهم همسایه هستیم.گفت اگر این طوریه بیا باهم بریم خونه داییم چند روزی اونجا میمونیم و بعد برمیگردیم.اون موقع بابات هم راضی میشه.
    نامردی نکردم عاشقش بودم و رفتم اما خانوادش به خانوادم گفتن نمیدونن که من با پسرشونم!کار به مامور و پلیس کشید و تازه فهمیدم آدمی که عاشقش بودم اون آدمی نیست که میشناسم.پرونده دعوا و دزدی و چند تا چیز دیگه داشت یه جوری که پلیس ها با ردیاب پیدامون کردن و همون شب اول برگشتیم.
    بعد اینکه برگشتم خونمون هیشکی باهام مثل قبل نبود هیشگی منو نفهمید و باز یه مسیله جدیدو فهمیدم و اونم اینکه شیشه مصرف میکنه!
    این قضیه مال سه روز پیشه 1400 خرداد 24 .
    و الان چهار روزه از این اتفاق میگذره
    دلم براش تنگ میشه اما برای اون پسری که تو قلبم ساختم نه برای اونی که فهمید و براش گریه کردم
    تا آخر عمرم منتظرش میمونم تا درست بشه و برگرده
    اما درد من الانه چجوریی تا آخر عمرم با این قلب شکسته منتظرش بمونم؟
    پسرا با احساس دخترا بازی نکنین شاید برای شما خنده دار باشه اما برای ما دخترا خود مرگه کاش دختر بودین برای یه روز:(

    1. بی نام می‌گوید

      سلام من واقعا درکتون میکنم، احساس خیلی بدیه، دارم عذاب میکشم خدا کمک کنه وصبرم بده همین

  2. مصطفی می‌گوید

    حتماً درد عشق رو نکشدید . که اینجور نوشتید.
    بی صاحب درد جدایی باعث افسردگی واختلال به عمل غده ی تیروئید در مغز به صورت رادیکال های ازاد ک سبب سفیدی روز ب روز موهای بدن ک از سر شروع میشه وپیری . ب طور کلی می گم انسان باید عاشق خدا شود چونکه فقط ذات مقدس الهی لایق عشق انسانی است.
    وانسان از عشق زیاد ادعای خدایی می کند(معشوق) واین کار باعث جدایی می شود.یعنی انسان عاشق با ان همه مهر ومحبت واز خود گذشتن. با یه دنیا احساسات سرد ویخ زده معشوق مواجه میشه .وبه خاطر این دو باهم خیلی متفاوتند باعث جدایی و اولی اگر نتونه یکی بجای عشق اولش داشته باشه خیلی افسرده ونابود میسه.ودچار علائم فوق میشه.

  3. مریم می‌گوید

    سلام
    من هم اکنون در این صفحه هستم تا در مورد حساس ترین نقاط عاطفی انسان مطالب بیشتری یاد بگیریم.نویسنده عزیز این سایت ای کاش کمی درک کنید که واقعا جای این تبلیغات آزار دهنده حداقل توی این صفحه نیست.

    1. رقیه محمدی می‌گوید

      مریم عزیز سلام
      بسیار متاسفیم که تبلیغات این صفحه موجب ازردگی خاطر شما شدن. مطمئن باشید انتقادات شما حتما مورد توجه قرار می‌گیرن.