معرفی کتاب هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

0

اگر تاکنون اثری فلسفی با چاشنی طنز نخوانده‌اید، شما را دعوت می‌کنیم به خواندن کتاب فلسفی «هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند». شوخ‌طبعی از عنوان اثر آغاز می‌شود و در متن نیز ادامه می‌یابد. گویی دانیل مارتین کلاین (Daniel Martin Klein)، نویسنده اثر، معنای زندگی را در همین شوخ طبعی می‌داند و آن را راهنمایی برای زندگی یافته است، البته با استفاده از خرد فلاسفه بزرگ. کتاب مارتین کلاین این حسن را دارد که گزاره‌های فلسفی از مسیری تازه و خارج از چهارچوب‌های سخت، به گوش و چشم مخاطب می‌رسد.

در این کتاب، با نام‌های فراوانی روبه‌رو خواهید شد؛ از فیلسوفان یونان قدیم مانند افلاطون و اپیکور تا مارکوس اورلیوس، فیلسوف رواقی و امپراتور روم، و فیلسوفان مدرن همچون پاسکال، کامو و دیگران. به‌قول برایس کریستنسن، یکی از دوستان کلاین، خوانندگان کتاب او می‌توانند به تأملات اورلیوس درباب هوس‌های گمراه‌کننده فکر کنند، با آلبر کامو به پرتگاه خودکشی بنگرند و با پاسکال درباب شرط نهایی ایمان غوطه بخورند و درنهایت، با لبخندی بر گوشه لب، کتاب را به پایان برسانند. این هنری است که تنها کلاین از خود نشان داده است، کسی که در هفت کتاب غیرداستانی‌اش، طنز و فلسفه را باهم آشتی داده است؛ اما آیا این دو هرگز از یکدیگر دور بوده‌اند؟! شاید خواندن این کتاب نظرتان را درباره زمختی فیلسوفان و فلسفه تغییر دهد.

شناسنامه کتاب هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

عنوان: هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

نویسنده: دانیل مارتین کلاین

تعداد صفحات: ۱۶۲

مترجم: حسین یعقوبی

انتشارات: نشر چشمه

درباره نویسنده

دانیل مارتین کلاین نویسنده کتاب هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

دانیل مارتین کلاین دانش‌آموخته دانشگاه هاروارد است که تاکنون پنج رمان و دو کتاب غیرداستانی نوشته است. او همچنین در نوشتن دوازده کتاب غیرداستانی و عموما فلسفی دیگر همکاری داشته است. دو کتاب معروف او عبارت است از: «افلاطون و نوک‌اردکی به بار می‌روند» با همکاری توماس کت‌کارت و «سفر با اپیکور». کتاب نخست در میان کتاب های پرفروش روزنامه «نیویورک‌ تایمز» جای گرفت و کتاب دوم ازنظر روزنامه «لندن تایمز»، جزو کتاب‌های پرخواننده بود.

کلاین، پس از اخذ لیسانس از دانشگاه هاروارد، در برنامه‌ای تلویزیونی به اجرای کمدی پرداخت. مدت چندانی در این شغل نماند؛ اما قریحه طنز در او ماندگار شد. سپس شروع به نوشتن کرد: از ژانر ترسناک گرفته تا داستان‌های خیالی و کتاب‌های طنزگونه درباب فلسفه. کلاین در کتاب‌های زیر، فلسفه را ازطریق لطیفه‌گفتن به خوانندگان آموزش می‌دهد:

«افلاطون و نوک‌اردکی به بار می‌روند»، «ارسطو و مورچه‌خوار به واشنگتن می‌روند» و «هایدگر و هیپو از دروازه‌های مروارید می‌گذرند».

دو کتاب از دانیل کلاین، نویسنده کتاب هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

دو کتاب معروف دانیل کلاین: «تاریخ اکنون» و «افلاطون و نوک‌اردکی به بار می‌روند». دیگر کتاب‌های مهم او عبارت است از:

کتاب‌های غیرداستانی

  • کتاب نیمه‌یهودی: بزرگداشت (۲۰۰۰)، با همکاری فرک ووجست؛
  • افلاطون و نوک‌اردکی به بار می‌روند: فهم فلسفه ازطریق لطیفه (۲۰۰۷)، با همکاری توماس کت‌کارت؛
  • ارسطو و مورچه‌خوار به واشنگتن می‌روند: فهم زبان دوپهلو ازطریق فلسفه و لطیفه (۲۰۰۸)، با همکاری توماس کت‌کارت؛
  • هایدگر و هیپو از دروازه های مروارید می‌گذرند: استفاده از فلسفه (و لطیفه) برای جست‌وجوی زندگی، مرگ، زندگی پس از مرگ و هرآنچه میان آن است (۲۰۰۹)، با همکاری توماس کت‌کارت؛
  • سفر با اپیکور: عزیمت به جزیره یونان برای یافتن زندگی بامعنا (۲۰۱۲)؛
  • هربار معنای زندگی را یافتم عوضش کردند: خرد فلاسفه بزرگ در پاسخ به چگونه زندگی‌کردن (۲۰۱۵)؛
  • من فکر می‌کنم، پس طرح می‌کشم: فهم فلسفه ازطریق کاریکاتور (۲۰۱۸)، با همکاری توماس کت‌کارت.

رمان‌ها

  • زمان جادویی (۱۹۸۴)؛
  • تاریخ اکنون (۲۰۰۹)؛
  • هیچ چیز جدی نیست (۲۰۱۳).

نمایشنامه‌ها

  • مانگلبرگ و مائر (۲۰۱۰)؛
  • دلقک یهودی (۲۰۱۳).

همچنین به این فهرست باید فیلم‌نامه‌هایی را اضافه کنیم که کلاین در ژانر وحشت و خیالی نوشته است.

درباره کتاب هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

مرد نشسته نظاره گر افق - کتاب هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

سؤال اصلی کتاب این است: معنای زندگی چیست؟ این سؤالی است که خود کلاین را نیز از روزگار جوانی تاکنون به خود مشغول کرده است.

عنوان کتاب برگرفته از یکی از جمله‌های قصار راینهولد نیبور است، فیلسوف و الهی‌دان آمریکایی که درزمینه سیاسی ـ اجتماعی بسیار فعال بود. این جمله، کنایه‌ای طنزآمیز به نگاهی است که نویسنده به معنا و جایگاه زندگی دارد و کوششی که فیلسوفان مختلف برای یافتن آن به کار بسته‌اند. در این کتاب، با نقل‌قول‌های فیلسوفان بزرگ مواجه می‌شویم و در زیر آن، اشاره‌ها و پاسخ‌های مفصل و گاه طنازانه کلاین را به برخی از پرسش‌ها خواهیم یافت.

سؤال اصلی کتاب این است: معنای زندگی چیست؟ این سؤالی است که خود کلاین را نیز از روزگار جوانی تاکنون به خود مشغول کرده است. چگونه می‌توان زندگی بهتری تجربه کرد؟ به همین دلیل، کلاین به دانشگاه هاروارد رفت تا در آنجا فلسفه بخواند. پنجاه سال پس از آن سال‌ها، چیزی غیر از گفتن از فلسفه دیوید هیوم، جان استوارت میل، ویلیام جیمز و آلبر کامو، سخن او را گرما می‌بخشد: حس طنز و کنایه. طنز نه از آن نوع هزل که تنها قهقهه‌ای کرکننده به همراه دارد؛ بلکه طنزی به همان معنای خردمندانه‌ای که در فیلم‌های وودی آلن نیز می‌توانیم بیابیم. کلاین به کلمات خردمندانه هرکدام از این فلاسفه نگاه می‌کند و آن را با مقیاس زندگی امروز می‌سنجد تا معنا را بر زمین امروز از آنها استخراج کند.

محتوای کتاب هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

این کتاب کم‌حجم ساختاری ساده دارد: مقدمه، متن اصلی و مؤخره. در متن اصلی، نویسنده ابتدا نقل‌قول‌های هر فیلسوف را می‌آورد و سپس خود با ادبیات شیرین و دل‌چسبش، توضیحاتی به آنها می‌افزاید.

فهرست فیلسوفانی که مارتین کلاین برای کتاب خود برگزیده بسیار گسترده‌ است: از فیلسوفان یونانی و رومی مانند ارسطو، اپیکور، آریستیپوس و گرگیاس گرفته تا فیلسوفان دوران رنسانس مانند نیکولو ماکیاولی و فیلسوفان دوران مدرن مانند دیوید هیوم، آرتور شوپنهاور، فردریش نیچه و جان استوارت میل و حتی فیلسوفان معاصر که هم‌اکنون نیز در فضای عمومی حضور دارند مانند سم هریس و جاشوا گرین.

آیا این کتاب برای شماست؟

مخاطب آثار کلاین تمام مردم‌اند. او فلسفه‌ورزی را نه کاری دانشگاهی در محیط‌های آکادمیک، بلکه امری می‌داند که مردم روزانه با آن روبه‌رو هستند. کلاین خوانندگانش را دعوت می‌کند که به تجارب روزمره خود عمیق‌تر بیندیشند و هر لحظه از زندگی‌شان را با لذت فلسفه همراه کنند. او از خوانندگانش می‌خواهد فراتر از ظاهر امور، خود را غرق در معنای اصلی چیزها کنند. به‌این‌ترتیب، مخاطب این کتاب هرکسی است که به‌دنبال معنای هستی و زندگی است.

بخش‌هایی از کتاب هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

«امان از تلخ و شیرین این شوخی کیهانی. هیچ‌کس همچون ساموئل بکت نتوانسته طنز دنیای پوچ را با ظرافت و خشونت توأم برایمان به تصویر بکشد، به‌خصوص در شاهکارش “در انتظار گودو”.

تماشای اجرای صحنه‌ای از “در انتظار گودو” آن‌قدر بر من تأثیرگذار بود که بلافاصله متن نمایشش را خریدم و خواندم و این دیالوگش را در دفترم نوشتم. علاوه‌ بر دیدگاه کمیک این درام به حیات بشری، مرا به‌طور ویژه و شخصی تحت‌تأثیر قرار داد و خاطره‌ای تلخ و شیرین را به یادم آورد.»

***

«بچه که بودم، مرتب فکر می‌کردم وقتی بزرگ شوم، زندگی‌ام چطور خواهد بود. بعدتر در سنین نوجوانی به این فکر می‌کردم که بعد از فارغ‌التحصیلی، زندگی‌ام چه شکلی خواهد شد و همین‌طور زندگی گذشت و ادامه پیدا کرد. زندگی‌ام را یک‌جورهایی آب بستم بهش! رالف والدو امرسن اشاره خوبی دارد که درمورد زندگی من یکی خوب مصداق دارد: “ما همیشه در حال آماده‌کردن خودمان برای زندگی‌کردن هستیم؛ اما هیچ‌وقت زندگی نمی‌کنیم”.»

***

«مثلا اگر قصد دارید به وسوسه خیانت به همسرتان جامه عمل بپوشانید، پیچیدگی‌های برنامه ریزی، اضطراب عمل و احساس گناه پس از عمل را در نظر بگیرید و فکر کنید آیا در مقابل لذتی که از آن برده‌اید، ارزشش را دارد؟ اپیکور به آن مثل قدیمی اشاره می‌کند که “مراقب باش که آرزوی چه را داری؛ چون ممکن است آرزوی تو محقق شود”.»


در ادامه بخوانید: کتاب دنیای سوفی اثر یوستین گوردر؛ سفری هیجان‌انگیز به تاریخ فلسفه

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.