نکاتی برای نوشتن یک داستان کوتاه جذاب
نویسنده شدن همواره آرزوی بسیاری از انسانها است و برخی از آنها از هیچ تلاشی برای رسیدن به این هدف دریغ نمیکنند. آنها روزانه وقت زیادی را صرف این کار میکنند تا سرانجام به تخصص بالایی دست پیدا کنند. همان طور که در جریان هستید، برای خبره شدن در امر نویسندگی باید ماهها و بعضا سالها تمرین کرد تا به اهدافی همچون آماده کردن کتاب داستان دست یافت.
از این اهداف میتوان به سرشناس شدن و نوشتن کتابهای گوناگون اشاره داشت. جنس نوشتهی هر شخصی ممکن است با دیگری تفاوتهای فراوانی داشته باشد. از این رو، شما نیز میتوانید سبک خاص خود را داشته باشید و در این مسیر به بهترینها برسید. نوشتن کتاب برای خیلی از افراد جذابیت دارد و کتاب داستان از مهمترینها و پرطرفدارترینها در این زمینه دانسته میشود.
معمولا کتابهای داستان در میان مردم بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد. البته این به شرطی است که قواعد و ترفندهای مربوط به داستان نویسی را در آنها رعایت کرده باشید. تولید محتوای کتاب کار هر شخصی نیست و اگر شما میخواهید به این مهم دست یابید، باید روزانه زمان زیادی را صرف آن کنید.
به دلیل اهمیت این بحث، در این مقاله سعی داریم تا ببینیم چطور میتوان کتاب داستان نوشت و در کل چنین کتابی از چه بخشهایی تشکیل شده است. پس در صورتی که رویای نویسنده شدن در ذهن شما نیز هست، ما را تا پایان این مقاله همراهی کنید.
داستان کوتاه چیست؟
ابتدا باید به این موضوع بپردازیم که اصلا داستان کوتاه چیست؟ به مطالبی کوتاه و مختصر که نویسنده تلاش دارد تا پیام خود را در آنها به مخاطب برساند، داستان کوتاه گفته میشود. داستانهای کوتاه نیز خود از شخصیت پردازی و قوانین دیگر داستانهای بلند پیروی میکنند، اما شاید نقش برخی از آنها کمرنگتر باشد.
به طور کلی داستانهای کوتاه به سه دسته تقسیم میشوند. در گذشته این نوع از داستانها کمی طولانیتر از زمان حال بودند و معمولا چیزی در حدود 1500 الی 5000 کلمه را در خود جای میدادند. حال به خاطر گذشت زمان و پرداختن کمتر نویسندهها به این شیوه، به آنها داستانهای قدیمی گفته میشود. همان طور که ذکر شد، این نوع از داستانها اکنون جایگاه خود را تا حدی از دست دادهاند و نویسندهها معمولا از آنها استقبال نمیکنند.

داستانک نیز نوع دیگری از داستان کوتاه است که بین 500 تا 1000 کلمه در خود دارد. داستانکها از هر نظر جذابیت فراوانی دارند و امروزه بسیاری از افراد به سراغش میروند. پس شما نیز به عنوان یک نویسنده میتوانید آن را برگزینید.
در پایان به داستان خرد میرسیم که در سالهای اخیر به وجود آمد و چیزی میان 5 تا 350 کلمه دارد. با توجه به این مقدار، متوجه میشویم که نویسنده در این موارد باید پیام خود را در سریعترین زمان ممکن به مخاطب ارسال نماید. نوشتن این گونه داستانها چندان هم که فکر میکنید، ساده نیست. نویسنده معمولا باید شروع و پایان مناسبی داشته باشد و همه چیز را به سرعت و با کمترین جزئیات پیش ببرد. این هم یک نمونه دیگر از داستانهایی است که میتوانید مد نظر داشته باشید.
یافتن موضوع برای نوشتن کتاب داستان کوتاه
حال که با انواع داستان کوتاه آشنا شدیم، ممکن است سوالی ذهن ما را درگیر کند. آن سوال این است که از کجا میتوانیم موضوعاتی را برای نوشتن داستان خود بیابیم؟ ترفندهایی در این زمینه به چشم میخورد که در ادامه به آنها اشاره خواهیم داشت.
1- هر داستانی، یک منشا و سرآغاز جذاب دارد که بسیاری از نویسندهها در ابتدا به آن فکر میکنند. این سرآغاز میتواند ناشی از زندگی خودتان یا اطرافیان و حتی غریبهها باشد. بهتر است از زندگی این دسته از افراد الهام بگیرید و یک سرآغاز را برای خود در نظر بگیرید. این جا است که میتوانید به آن پر و بال داده و داستان خود را به جلو پیش ببرید.

2- در وهلهی اول، هر چه به ذهنتان میآید را وارد کاغد کنید. برخی از افراد این طور فکر میکنند که این کار درستی نیست، اما شما باید آن را به عنوان یک نویسنده خوب انجام دهید. هنگامی که همه موارد موجود در ذهنتان را روی کاغذ پیاده میکنید، بعدا و سر فرصت مناسب میتوانید مناسبترین مطالب را برای داستان خود گلچین کنید و پیشروی خوبی در داستان داشته باشید. این هم از استراتژیهای جذاب برای تایپوگرافی کتاب است.
3- راه دیگر هم این است که شخصیتهای داستان خود را براساس اطرافیان خود ایجاد نمایید. مزیت این کار این است که شما دقیقا به شخصیت افراد نزدیک به خود آشنا هستید و میدانید که هر یک چه خلق و خویی دارند. استفاده از رفتار و کردار آنها قطعا باعث جذابتر شدن داستانتان خواهد شد.
نکاتی برای جذاب تر کردن کتاب داستان
1- به یاد داشته باشید که هر چه داستان شما جذبتر و هیجانانگیزتر باشد، خوانندگان آن در آینده نیز بیشتر خواهند بود. هیچ کس از یک داستان کسل کننده با شخصیتها و اتفاقات کاملا عادی خوشش نمیآید. اگر سری به کتابهای داستان انتشارات قدیانی بزنید، عمدتا کتابهایی مهیج را مشاهده خواهید کرد.
یک راه خوب برای انجام این کار این است که شخصیت خود را از اوایل کار به دام بیاندازید. سعی کنید که تلههایی مانند مشکلات گوناگون برایش درست کنید تا داستان راهیجانانگیز کرده باشید.
2- داستان را به گونهای پیش ببرید که همه چیز تا نزدیکی انتهاب بسیار ناامید کننده به نظر برسد. ناگهان کورسوی امیدی به سمت شخصیت اصلی بیاید و اتفاقات خوشایندی برایش رخ دهد. البته این سبکی است که اغلب داستان نویسان آن را انجام میدهند. شما قادر هستید تا سبک خود را داشته باشید.
3- جدا از مورد گفته شده، شخصیت اصلی همیشه هم نباید برندهی داستان باشد. او ممکن است کاملا به سمت ناامیدی پیش رفته و قید همه چیز را بزند. به همین دلیل، پایان تلخ نیز جالب به نظر میرسد و در سالهای اخیر هم مورد استفادهی بسیاری از نویسندگان قرار گرفته است.
سخن پایانی
هدف ما از نوشتن این مقاله، آشنایی شما همراهان عزیز با نوشتن کتاب داستان بود. برای راهنمایی بهتر در این زمینه، توصیه میشود که به سراغ کتابهای داستان زیادی بروید و مروری بر آنها داشته باشید.
