سندرم بی انگیزگی؛ علائم، علل، راه درمان
سندرم بی انگیزگی نوعی وضعیت روانی است که بهسبب آن فرد به انجام کارهای روزمره یا حتی فعالیتهای محبوبش احساس بیعلاقگی میکند. همه ما گهگاه دچار احساس خستگی، بیانگیزگی یا تنبلی میشویم، اما اگر احساس بیانگیزگی به حسی مداوم و مزمن تبدیل شود، نگرانکننده است و شاید زندگی روزمره و مسائل کاری و تحصیلی فرد را مختل کند. در این مقاله، درباره سندرم بیانگیزگی و علائم و راههای درمان آن خواهیم گفت.
سندرم بی انگیزگی چیست؟
سندرم بیانگیزگی (Amotivational syndrome) نوعی وضعیت روانی است که با تغییر در شخصیت، عواطف و عملکرد شناختی فرد همراه است. افراد مبتلا به این سندرم دچار عدم تمرکز، کمتحرکی و بیعلاقگی هستند و حافظه ضعیفی دارند.
این وضعیت اولین بار دهه ۱۹۶۰ در افرادی مشاهده شد که سابقه طولانی مصرف حشیش داشتند. پس از آن، رابطهای بین بیانگیزگی با مصرف داروهای روانگردانی مثل متآمفتامینها و برخی شربتهای سرفه بدون نسخه کشف شد.
علائم سندرم بیانگیزگی
علائم سندرم بیانگیزگی شبیه علائم افسردگیاند. به همین دلیل ممکن است گاهی اوقات این بیماری افسردگی تشخیص داده شود. بیتفاوتی و بیحسی عاطفی شایعترین علائم سندرم بی انگیزگی هستند. سایر علائم سندرم بیانگیزگی عبارتاند از:
- اختلالات حافظه؛
- نداشتن تمرکز؛
- بیتوجهی؛
- انزوای اجتماعی؛
- فقدان بلندپروازی و جاهطلبی.
سندرم بیانگیزگی بر لوب پیشانی مغز اثر میگذارد. لوب پیشانی بخشی از مغز است که مسئول تصمیمگیری، تنظیم احساسات و عملکرد شناختی است.
بیتفاوتی از اولین نشانههای سندرم بیانگیزگی است. نشانههای بیتفاوتی شامل ازدستدادن حافظه کوتاهمدت و بلندمدت، کمبود احساسات و تمرکزنداشتن هنگام فعالیتهایی است که به تمرکز زیادی نیاز دارند.
علل سندرم بیانگیزگی
هنوز تحقیقی قطعی درباره علل دقیق سندرم بیانگیزگی انجام نشده است. برخی از محققان مصرف بیشازحد ماریجوآنا را عامل بروز این سندرم میدانند. همچنین داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین (SSRI) که نوع رایجی از داروهای ضدافسردگی هستند، ممکن است باعث ایجاد سندرم بیانگیزگی شوند. موارد متعددی از نقشداشتن روانگردانهایی مثل متآمفتامین، برخی شربتهای سرفه و حلالها در ایجاد سندرم بی انگیزگی نیز گزارش شدهاند.
۱. سندرم بیانگیزگی ناشی از ماریجوآنا
سندرم بیانگیزگی اولین بار در افرادی مشاهده شد که مکرر ماریجوآنا مصرف میکردند. بااینحال، ارتباط بین مصرف ماریجوآنا و سندرم بیانگیزگی همچنان محل بحث و جدل است.
درحالیکه طبق برخی از پژوهشها مصرفکنندگان مکررِ ماریجوآنا بهاحتمال زیاد دچار سندرم بی انگیزگی میشوند، برخی دیگر معتقدند که نهتنها ماریجوآنا مسئول این بیماری نیست، بلکه این ماده مخدر در واقع منجر به افزایش آسایش مصرفکنندگانش میشود.
طبق پژوهش دیگری که درباره ارتباط بین ماریجوآنا و سندرم بیانگیزگی انجام شده است، مصرفکنندگان مدام ماریجوآنا که دچار بیانگیزگی شدید میشوند، ممکن است از قبل افسردگی داشته باشند و علائم سندرم بیانگیزگی فقط نشاندهنده افسردگی آنها بوده باشد و ناشی از مصرف خود ماریجوآنا نباشد.
بر اساس برخی دیگر از تحقیقات، سندرم بیانگیزگی احتمالا ۱۶ تا ۲۱درصد از مصرفکنندگان دائمی ماریجوآنا را درگیر میکند. محققان طی پژوهشی در سال ۲۰۱۸ دریافتند که مصرف ماریجوآنا بهتنهایی باعث کاهش شدید ابتکار و تداوم میشود که از نشانههای سندرم بیانگیزگی است. آنها به این نتیجه رسیدند که ماریجوآنا یکی از عوامل زمینهساز این سندرم است.
۲. سندرم بیانگیزگی ناشی از مهارکننده بازجذب سروتونین
داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین (SSRI) برای تقلید از پیامرسانهای شیمیایی مانند سروتونین در مغز ما طراحی شدهاند تا سبب کاهش علائم افسردگی شوند و احساس بهتری به فرد بدهند. بااینحال، این داروها گاهی اوقات باعث آسیبدیدن یا فرسودگی گیرندههای سروتونین اصلی در مغز میشوند. هنگامی که این گیرندهها آسیب ببینند یا فرسوده شوند، ممکن است پیداکردن انگیزه برای انجام کارهایی که معمولا از آنها لذت میبرید دشوار شود و احساس غم و بیتفاوتی کنید.
محققان طی تحقیقی در سال ۲۰۰۴ متوجه شدند که ۲۰درصد از شرکتکنندگان پس از مصرف مهارکنندههای بازجذب سروتونین، دچار احساس بیتفاوتی شدند و ۱۶٫۱درصد گزارش کردند که حس جاهطلبی خود را از دست دادهاند.
اگرچه گزارشهای متعددی وجود دارد که این داروها باعث ایجاد سندرم بیانگیزگی میشوند، هنوز هیچ تحقیقی آن را کاملا تأیید نکرده است.
درمان سندرم بی انگیزگی
ازآنجاییکه علائم سندرم بیانگیزگی بسیار مشابه علائم افسردگیاند، درمان این بیماریها معمولا مشابه است. استفاده از داروهای ضدافسردگی و رواندرمانی معمولا برای درمان این بیماری توصیه میشود. بااینحال اگر تصور شود که داروی مهارکننده بازجذب سروتونین علت سندرم بیانگیزگی است، احتمالا پزشک توصیه میکند که دوز دارو کاهش باید یا مصرف آن قطع شود.
سندرم بیانگیزگی ناشی از SSRI معمولا به ۳ روش درمان میشود:
- کاهش دوز داروی SSRI؛
- افزودن یک داروی دوم که سبب کاهش علائم بیانگیزگی میشود؛
- تغییر داروها به دسته دیگری از داروهای ضدافسردگی مانند مهارکنندههای بازجذب سروتونین- نوراپی نفرین (SNRIs).
سخن پایانی
برخی ادعا میکنند که چیزی بهنام سندرم بیانگیزگی وجود ندارد. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO) تنها شواهدی که وجود این بیماری را تأیید میکنند، بیشتر شامل گزارشهای مشاهدهای و سوابق بیماراناند. در حال حاضر، هیچیک از تحقیقات درباره بیانگیزگی به شواهد قطعی مبنی بر وجود این سندرم منجر نشدهاند.
شما نیز اگر برای انجام فعالیتهای معمولی احساس بیتفاوتی و بیانگیزهبودن میکنید، پیشنهاد میکنیم با روانشناسی متخصص صحبت کنید تا به شما برای حل این مشکل کمک کند.

در افسردگی غم به لایههای عمیق زندگی نفوذ کرده و اختلالاتی در احساسات و رفتار شما بهوجود میآورد. اگر احساس افسردگی دارید، حتما با کمک یک روانشناس متخصص مشکل را ریشهیابی کنید و برای حل آن راهکار بگیرید.برای ارتباط با مشاور متخصص افسردگی روی دکمه زیر کلیک کنید.
نامزدم بک شب خوابید و صبح بیدار نشد از اون روز به بعد شوکی به من وارد شده که یکساله با منه و دیگه هیچ انگیزه ای برای هیچ چیز ندارم . قبلش زندگیم متفاوت بود . الان فقط غمگینم و هرروز باهاش حرف میزنم و اشک میریزم . مدتی قرص های اعصاب مصرف کردم ولی دیگه اثری روم نداره و چیزی شادم نمیکنه و هیچ حسی به هیچکس ندارم .
دوست عزیز، از صمیم قلب متأسفم که این درد عظیم رو تجربه کردی. از دست دادن کسی که عمیقاً دوستش داشتی، بهویژه در شرایطی که انقدر ناگهانی و غیرمنتظره بوده، واقعاً دردناک و سخت میتونه باشه. طبیعیست که بعد از چنین اتفاقی احساس کنی دنیا بههم ریخته و انگیزهای برای ادامه دادن نداری. غم و شوکی که تجربه کردی، یه زخم عمیق توی قلبت گذاشته و این زخم به زمان و مراقبت زیادی نیاز داره تا حتی اندکی التیام پیدا کنه.
اینکه همچنان با نامزدت صحبت میکنی و گریه میکنی، نشوندهنده عشقیه که نسبت بهش داشتی و چقدر این فقدان برات سنگینه. مهمه که به خودت این فضا و زمان رو بدی تا بتونی این درد رو احساس کنی، اما در کنارش هم باید بدونی که تنها نیستی. شاید فکر کنی هیچ چیزی نمیتونه تسلی بخش باشه، ولی آدمهایی هستن که بهت کمک میکنن با این درد کنار بیای و کمکم راهی پیدا کنی تا با زندگی دوباره ارتباط برقرار کنی.
مصرف قرصها ممکنه در کوتاهمدت بهت کمک کرده باشن، اما چیزی که بیشتر بهش نیاز داری شاید همدلی، حمایت و راهنمایی باشه تا بتونی این غم عمیق رو بهتر مدیریت کنی. پیشنهاد میکنم به فکر مشاوره و حمایت عاطفی بیشتری باشی، مثل صحبت با رواندرمانگر که میتونه بهت کمک کنه این مسیر سخت رو طی کنی. تو لایق دوباره پیدا کردن نور و انگیزه در زندگیت هستی، حتی با این درد بزرگی که همراهته.
من به شجاعتت در مواجهه با این غم باور دارم و امیدوارم بتونی قدمهای کوچیکی برداری تا کمی آرومتر بشی.