کتاب من ملاله هستم؛ مبارزات ملاله یوسف زی در دفاع از حق تحصیل زنان

0

ملاله یوسف‌زی، دختر مبارز و تاثیر گذار پاکستانی، در زندگینامه‌ی خود با عنوان «من ملاله هستم»، از تلاش‌های خود برای مبارزه با سنت‌های غلط برای بازپس‌گیری حقوق زنان و دختران برای تحصیل، صحبت می‌کند. پیشنهاد می‌کنم برای آشنایی با این اثر ارزشمند، تا انتهای متن، با ما همراهی کنید.

شناسه‌ی کتاب

عنوان کتاب به زبان اصلی: I am Malala

عنوان کتاب به فارسی: من ملاله هستم

نویسنده: کریستینا لمب، ملاله یوسف زی

سال انتشار: ۲۰۱۳

درباره‌ی کتاب من ملاله هستم

تاریخ پر است از داستان‌هایی درباره‌ی تلاش‌ها و مبارزات زنان و دختران برای کسب حقوق اولیه‌ی اجتماعی‌شان؛ داستان‌هایی که در سرزمین‌های شرقی اطراف ما، رنگ‌وبوی مبارزه با تعصبات اجتماعی نیز به خود می‌گیرند. ملاله یوسف زی، دختری پاکستانی است که در سال ۲۰۱۴، به‌خاطر یکی از همین مبارزات، موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شد. او در کتاب خود، تحت عنوان من ملاله هستم، به روایت داستان زندگی و تلاش خود برای درس خواندن پرداخته‌ است.

کتاب من ملاله هستم، در ۵ فصل تدوین شده‌ که ملاله در آن از اتفاق عجیب و دردناک زندگی‌اش صحبت می‌کند؛ اتفاقی که او را از دره‌ی سوات، به بیمارستانی در بیرمنگام کشاند.

کتاب با تولد ملاله شروع می‌شود و شما را با فضایی که او در آن رشد کرد، آشنا می‌کند. نقطه‌ی عطف این روایت، دوران نوجوانی ملاله است که با سیطره‌ی نیروهای طالبان بر دره‌ی سوات پاکستان مصادف شده است. نیروهای طالبان و عقاید عجیب و متحجرانه‌ی آنها، سرتاسر زندگی ملاله را تحت‌تأثیر قرار داده بودند.

او، مانند باقی دختران دره‌ی سوات، از بسیاری از حقوق اجتماعی، مانند حق تحصیل محروم بود و برای رفتن به مدرسه با سختی‌های بسیاری دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد. اما ملاله، سراسر شوق و امید برای داشتن فردایی بهتر، برخلاف قوانین متحجرانه‌ی تحمیل‌شده بر آنها، هر روز به مدرسه می‌رفت و برای شکستن تابوی حضور دختران در مدرسه تلاش می‌کرد.

او هرروز در وبلاگ خود از وضعیت نابسامان دختران دره‌ی سوات می‌نوشت و برای اطلاع‌رسانی درباره‌ی این وضعیت نابهنجار، تلاش‌های زیادی می‌کرد. این تلاش‌ها از دید طالبان پنهان نماند و او بارها تهدید به قتل شد. تا اینکه یک روز در مسیر بازگشت از مدرسه، هدف ترور طالبان قرار گرفت و به سر او تیراندازی شد. این ترور ناموفق و وضعیت وخیم ملاله، او را راهی بیرمنگام انگلیس کرد و مقدمه‌ای بر شهرت جهانی ملاله شد.

آیا این کتاب برای شماست؟

معمولا بیوگرافی‌ها، اطلاعات جالبی از زندگی افراد را به مخاطب انتقال می‌دهند و شما هنگام خواندن این دسته از کتاب‌ها، از زندگی‌نامه‌هایی لذت خواهید برد که افراد محور در آنها را بشناسید. اما کتاب من ملاله هستم، تنها یک اتوبیوگرافی معمولی نیست. این کتاب علاوه‌براینکه روایتی خواندنی از زندگی ملاله و نحوه‌ی فعالیت او دارد، اطلاعات مفیدی از وضعیت اجتماعی پاکستان و روزهای عجیب سیطره‌ی طالبان بر مناطقی از این کشور در اختیار شما قرار می‌دهد. با خواندن این کتاب و آشنایی با حقایقی درمورد اعتقادات طالبان و رفتار آنها با مردم، شگفت‌زده و متعجب خواهید شد؛ تعجبی آمیخته با ناراحتی و تأسف برای مردمی که این عقاید افراطی، ناخواسته بر آنها تحمیل شده است.

در حاشیه

ملاله یوسف زی پس از انتشار این کتاب و به‌پاس تلاش برای کسب حق تحصیل دختران، موفق به دریافت جایزه‌ی آزادی اندیشه‌ی پارلمان اروپا موسوم به ساخاروف در سال ۲۰۱۳ و همچنین جایزه‌ی نوبل در سال ۲۰۱۴ شد. کتاب من ملاله هستم نیز پرخواننده‌ترین اتوبیوگرافی سال ۲۰۱۳ شناخته شد. همچنین درسال ۲۰۱۵، مستند زندگی ملاله یوسف زی به نام «او مرا ملاله نامید» ساخته شد و به اکران عمومی درآمد.

ملاله این روزها فعالیت خود را در قالب بنیاد ملاله سازمان‌دهی و برای تحصیل دختران تلاش می‌کند. شما می‌توانید همین حالا کتاب صوتی من ملاله هستم را با کیفیت بالا از وبسایت نوار تهیه کنید.

بخشی از کتاب

دلم نمی خواست مردم مرا به‌عنوان دختری که طالبان به سوی او تیراندازی کرد بشناسند؛ بلکه دختری که برای حق تحصیل مبارزه کرده بود. و زندگی ام را وقف این هدف خواهم کرد.

امروز در آیینه به خودم خیره شدم و لحظه‌ای در اندیشه فرو رفتم. یک بار از خداوند خواسته بودم که یک یا دو اینچ قد مرا بلندتر کند، اما او مرا به بلندای آسمان رساند؛ به‌قدری که دیگر نمی‌توانم خودم را اندازه بگیرم. بنابراین به عهدی که با خداوند بسته بودم عمل کردم و صد رکعت نماز نافله خواندم.

پدرم گریه می‌کند. هنگامی که موهایم را به یک طرف شانه می‌زنم و او اثر زخم را روی سر من می‌بیند اشک می‌ریزد، و وقتی از خواب نیم‌روزی بیدار می‌شود و صدای فرزندانش را درحال بازی در باغ می‌شنود، آرامش‌خاطر می‌یابد، زیرا یکی از صداها متعلق به من است. او می‌داند که مردم می‌گویند تقصیر پدر بود که به من تیراندازی شد. این اتفاقات برای او بسیار دشوار بود. تلاش بیست ساله‌اش را در سوات ترک کرده بود؛ مدرسه‌ای که از هیچ ساخت، اما اکنون شامل سه ساختمان و هزاروصد دانش‌آموز و هفتاد معلم است.

تهیه شده در chetor

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.