بهترین رمان های ایرانی؛ ۱۰ رمانی که حتما باید بخوانید

8

نوشتن از کتاب‌­ها و به توصیف درآوردن کلماتی که از دل نویسندگان بزرگ برآمده، شاید در نگاه اول سخت و غیرممکن باشد، اما لذتی نهفته در دل کنکاش احساسات این نویسندگان وجود دارد که سختی و بزرگی کار را آسان­‌تر می‌­کند. نوشتن از کتاب‌ها و خواندن درباره کتاب‌­ها همیشه جزو علایق هر عاشق کتابی بوده و هست. خواندن قصه­‌ها صرف‌نظر از اینکه به قلمِ کدام نویسنده است، همیشه تصویری ذهنی از شخصیت‌پردازی و فضای کلی داستان در اختیار ما می‌گذارد که به‌نظرم به میزان خلاقیت و نوع درگیر شدن با داستان بستگی دارد. از این رو هر کس، برداشتی کاملا شخصی و تصویرسازی‌ای ذهنی از کلیت هر قصه­‌ای در ذهن خود خواهد داشت.

به اشتراک گذاشتن این برداشت‌­ها از داستان‌­ها خودش دنیای شیرین دیگری ا­ست که هر عشق به کتابی را درگیر خواندن بیشتر می‌کند. از این رو، در این نوشته سعی کرده‌ام به معرفی چند رمان برتر ایرانی بپردازم؛ رمان‌­های نام‌آشنایی که حتی اگر نخوانده باشیم، نام‌شان بارها به گوش­‌مان خورده است. هرچند تعداد رمان‌­های ایرانی ارزشمند، بسیار بیشتر از این چند کتاب معرفی‌شده است، اما فهرست زیر تنها تعداد کمی از چند رمان ایرانی­ است که شاید معروف‌تر و همه‌پسندتر باشند. شاید هم بهتر باشد عنوان دیگری هم برای این نوشتار در نظر بگیریم: «معرفی ۱۰ رمان ایرانی که حتما باید خواند!»

۱. کِلیدَر (محمود دولت ­آبادی)

کِلیدَر (محمود دولت ­آبادی)

کِلیدَر نام کوه زیبایی است که بین شهرهای سبزوار، نیشابور و قوچان در استان خراسان قرار دارد. جایی که تمام داستانِ بلند و البته واقعی دولت‌آبادی در آنجا روایت می‌شود. این رمان بلندترین اثر محمود دولت‌آبادی است که در حدود ۳۰۰۰ صفحه و ده جلد به چاپ رسیده و روایت زندگی یک خانواده کرد ایرانی است که به سبزوار خراسان کوچ کرده‌اند.

شخصیت اول این رمان شخصی به نام گل‌محمد است که دولت‌آبادی بیش از ۱۵ سال عمرش را صرف نگارش آن کرده است. کلیدر سرنوشت رعیت‌های ایرانی و قبایل چادرنشین را در دوره‌ای که سیاست زور حاکم است، به تصویر می‌کشد. اما با این حال داستان حماسی و قهرمان‌پرور کلیدر آنچنان با روایت­‌های عاشقانه گره خورده که هرچند خواننده در بطن یک داستان واقعی قرار دارد، اما سراسر درگیر پیوند شاعرانه و البته تبحر ادبی دولت‌­آبادی در به هم پیوستن خیال و واقعیت خواهد شد.

دولت­‌آبادی در دست‌نوشته‌های خود قبل از تمام کردن کلیدر این‌چنین آورده است: «به پایان رساندن کلیدر، آن‌طور که مطلوب و موردپسند خودم باشد، برای من یک آرزوی مهم است… چون اطمینان دارم که رمان کلیدر یک یادگاری برای مردم آیندهٔ ما خواهد بود؛ که در عین حال من هم با این کار دِینم را به مردمی که در میان‌شان پرورش‌یافته‌ام تا حدی ادا کرده‌ام.»

با این همه، اگر تا کنون شاهکار بلند کلیدر را نخوانده‌­اید، آن را در فهرست خواندنی‌­های خود قرار دهید.

۲. چشم­‌هایش (بزرگ علوی)

شما با یک داستان معمایی روبه‌­رو هستید! داستانی ساده و روایتی روان به دور از توضیح و توصیف اضافی. کتاب چشم‌هایش معروف­‌ترین اثر بزرگ علوی است که در آغاز رمان، تهران و خفقان حاکم بر آن توصیف می­‌شود. نقاش بزرگ، استاد ماکان، درحالی‌که بیش از سه سال در تبعید بوده به‌صورت مشکوکی می‌­میرد. از استاد ماکان تابلویی به نام چشم­‌هایش به‌جا مانده و داستان در پی کشف راز این تابلو به یک معما تبدیل شده است.

چشم­‌هایش (بزرگ علوی)

راوی این داستان، ناظم مدرسه‌­ای‌ است که بعد از مرگ استاد ماکان مسئولیت آن را بر عهده گرفته است. او به‌دنبال کشف راز تابلوی چشم­‌هایش، با زنی به نام ‌فرنگیس آشنا می‌­شود که گویی مدل آن تابلوی نقاشی است. فرنگیس عشقی پنهان را روایت می‌­کند. داستان این رمان موضوعی مشخص را روایت می­‌کند و شاید نقطه­‌ٔ قوت آن در این باشد که فضای کلی داستان با شخصیت‌­ها و جزئیات زیاد پیچیده نشده است. بزرگ علوی، معصومیت عشق یک زن و فداکاری او برای نجات این عشق را به‌خوبی توصیف می‌کند.

۳. چراغ­‌ها را من خاموش می­‌کنم (زویا پیرزاد)

زویا پیرزاد از آن‌ دسته نویسندگانی ­است که می‌­شود کتاب­‌هایش را بدون وقفه و یک‌نفس خواند! جزئی‌نگری، توصیف دقیق هر آنچه هست و قلمِ روایی پیرزاد بسیار خوشایند است. داستان رمان چراغ‌­ها را من خاموش می­‌کنم در دههٔ ۴۰ در محلهٔ بوارده آبادان رخ می‌دهد که راوی آن زنی ارمنی به نام کلاریس آیوازیان است. کلاریس نمونهٔ کامل زنی خانه­‌دار است که در جریان زندگی، دچار روزمرگی، نارضایتی باطنی و در نتیجه فراموشی اهمیت خویشتن شده است.

چراغ­‌ها را من خاموش می­‌کنم (زویا پیرزاد)

نویسنده، عادی و یک‌نواخت بودن کلاریس برای اطرافیان ازجمله شوهرش را به‌خوبی توصیف می­‌کند؛ درحالی‌که در تفکر کلاریس همواره اطرافیان و دیگرانی وجود دارند که از خود او مهم­‌ترند. اما داستان اصلی در واقع از نيمه و با ورود همسايه‌ای جديد به زندگی کلاریس آغاز می­‌شود و زندگی یک‌نواخت او با حضور خانواده سیمونیان در همسایگی‌­شان دچار دگرگونی بزرگی می‌­شود. وجود امیل سیمونیان، مرد جوانی که همسرش را از دست داده و دختری به نام امیل دارد، باعث اوج‌گرفتن تضادهای درونی کلاریس می‌شود. از اینجا به بعد خواننده با توصیف طرف دیگر احساسات، عواطف و حتی منطق رشدیافته در کلاریس روبه­‌رو می‌­شود.

جایزه ادبی یلدا، جایزه بهترین رمان سال بنیاد گلشیری و جایزه کتاب سال، تنها بخشی از افتخارات این اثر پیرزاد است.

۴. جای خالی سُلوچ (محمود دولت‌آبادی)

جای خالی سُلوچ (محمود دولت‌آبادی)

مِرگان سر از بالین که برداشت، سلوچ نبود. سلوچ نیست و نبودن او تمام این کتاب را پر کرده است. حالا مرگان مانده است با حداقلی از احساس به سلوچی که رفته و آینده‌­ای که پیشِ رویش به بن‌بست رسیده است انگار. جای خالی سلوچ رمانی از محمود دولت‌آبادی است که در دوره­ ی سه‌ساله حبس خود، در ذهنش پرورانده و بلافاصله پس از آزادی از زندان ساواک طی ۷۰ روز نوشته ‌است.

سلوچ که کسب‌و‌کار درست‌وحسابی ندارد، زن و بچهٔ خود را رها می­‌کند و به‌دنبال کار روانه شهر می­‌شود. او بدون هیچ خبری محل زندگی خود را ترک می­‌کند و دولت آبادی به زیباترین شکل ممکن احساسات و مشکلات زندگی مِرگان، زن سلوچ را بعد از رفتنش به تصویر می‌­کشد. مرگان دو پسر به نام‌های عباس و اَبراو و دختری به نام هاجر دارد. سلوچ حضور مستقیمی در داستان ندارد و تنها شخصیت‌پردازی او از طریق روایت اطرافیانش شکل می­‌گیرد؛ به‌طوری‌که در انتهای داستان می‌­توانید به توصیف دقیقی از شخصیت سلوچ برسید. دولت­ آبادی در این کتابِ خود نیز از زندگی می­‌نویسد. از واقعیت. دیالوگ‌ها به فارسی عادی و گاه همراه با تعابیر و کلمات محلی است. زبان دولت‌­آبادی زبانی گیرا و دلنشین است.

۵. سمفونی مردگان (عباس معروفی)

سمفونی مردگان کتابی بسیار تراژدیک و غم‌انگیز است! بله، غم انگیزترین کتابی که به زیباترین شکل ممکن در ذهن شما باقی خواهد ماند. سمفونی مردگان از آثار برگزیدهٔ عباس معروفی در دهه شصت است که یک حادثه را از دید چند ناظر روایت می‌کند.

سمفونی مردگان (عباس معروفی)

شخصیت اصلی داستان شاعر جوانی است به نام آیدین که گرفتار خشم پدر سنتی خود می‌شود. آیدین، شخصیت دوست‌داشتنی، جذاب و متفاوت سمفونی مردگان، پسری روشن‌فکر، شاعر، بسیار فعال و رادیکال است که در خانواده‌ای به‌شدت سنتی و پدرسالار زندگی می­‌کند که نه‌تنها شخصیت­‌های داستان، قلباً او را دوست دارند و ستایش می‌­کنند، بلکه خواننده هم جذب شخصیت متفاوت او خواهد شد. در مقابل لطافت چنین شخصیتی، برادر آیدین، اوراهان، فردی است که فضای سرد جامعه را پذیرفته و خودش را با شرایط آن روزگار وفق داده است. حسد و در نتیجه برادرکشی ندایی­ است که هر لحظه در وجود اورهان شنیده می­‌شود.

راوی داستان در این رمان بارها عوض می‌­شود و خواننده بارها در فضا و زمانی متفاوت از حال سیر می­‌کند. فضای کلی داستان و بیشتر اتفاق­‌هایی که در آن می­‌افتد، در زمستان و در فضای يخ‌زده و منجمد جامعه به تصویر کشیده می­‌شود. با وجود غم جاری و روان در تمام داستان، سمفونی مردگان کتابی ا­ست که هر چقدر آن را بخوانید، جذاب­‌تر می­‌شود، چراکه معروفی به‌قدری شخصیت­‌های رمانش را خوب به‌تصویر کشیده که می­‌توانید خودتان را جای تک‌تک آن‌ها بگذارید و با درد و غم زندگی هر یک، زندگی کنید.

۶. سَووشون (سیمین دانشور)

سَووشون یا سیاوشان به معنی سوگ سیاوش است و مدلی از عزاداری‌ ا­ست که سالانه برای سیاوش، قهرمان اسطوره‌ای ایران باستان، در بعضی از روستاهای کشور همچنان انجام می­‌شود. سَووشون نام نخستین رمانِ سیمین دانشور است و علت نام‌گذاری این کتاب هم، تشابه سرنوشت یکی از شخصیت‌های داستان با سرنوشت سیاوش بوده است.

سَووشون (سیمین دانشور)

دانشور در این داستان پرحرکت و ماجرا، با نثری شاعرانه، دقیق و محکم، تصویری درونی و هنرمندانه از تحولات منطقه فارس در سال‌های جنگ دوم جهانی خلق می‌کند. سووشون در واقع داستانی از زندگی یک خانواده در زمان جنگ دوم جهانی و سلطنت رضا شاه پهلوی در شیراز است. داستان سووشون را زری روایت می­‌کند. زری، قهرمان رمان، در همه­ چالش‌های داستان حضور دارد و وقایع را به ترتیب توالی زمان واقعی نقل می‌کند. او زنی تحصیلکرده، صلح‌جو و باعاطفه است که می­‌خواهد به هر طریقی خانواده­‌اش را از خطر اتفاقات بیرون حفظ کند؛ زنی که پابه‌پای مردان، بار حوادث تلخ را به دوش می‌کشد. در مقابل زری، یوسف قرار دارد که علی‌رغم عشق و علاقه­ زیاد به زری، به‌نوعی با هم در تضاد هستند. عقاید یوسف برای زری قابل‌فهم و حتی مورد ستایش است، اما رفتار او و ناسازگاری با شرایط و آدم‌هاست که زری را می‌ترساند.

دانشور در این اثر خود تاریخ را از دریچه ادبیات به تصویر می‌­کشد. همچنین شخصیت­‌پردازی قوی از خصوصیت بارز قلم نویسنده در سووشون است؛ آن‌قدر که نام­‌ها را برای همیشه در ذهن خواننده ماندگار کند.

۷. کشتی پهلو گرفته (سید مهدی شجاعی)

بی شک قلم سیدمهدی شجاعی یکی از بهترین‌­ها در حوزه موضوعات مذهبی ­است. این کتاب به شرح حال واپسین روزهای حضرت زهرا سلام الله علیها می­‌پردازد و اگرچه کتاب­‌های زیادی در مورد زندگی آن حضرت در دسترس است که بیشتر ذکر مصیبت دارند و به ارائه یک بیوگرافی از زندگی آن حضرت بسنده کرده‌­اند، این کتاب روایت افراد مختلف از ایشان و خطاب به اوست. در واقع این کتاب سوگنامه­‌ای است که از ۱۴ فصل تشکیل شده و راوی اول شخص در هر کدام از فصل‌‌ها، یکی از وابستگان نزدیک حضرت فاطمه سلام الله علیها هستند.

کشتی پهلو گرفته (سید مهدی شجاعی)

صادق کرمیار نویسنده کتاب «نامیرا» می‌گوید: سید‌مهدی شجاعی برای اولین‌بار با کتاب کشتی پهلو گرفته نشان داد که ادبیات مدرن امروز می‌تواند مفاهیم دینی را نیز بیان کند. از میان سایر آثار شجاعی، نثر روان و گیرایی قلم نویسنده در این کتاب به اوج خود رسیده است. توصیف آن حضرت از زبان پدر، همسر، فرزندان و حتی آسمان، با زیباترین و ناب‌ترین تعابیر نگاشته شده است.

۸. پاییز فصل آخر سال است (نسیم مرعشی)

شاید بهتر باشد معرفی این کتاب را از زبان خود نویسنده بخوانیم: «هر کدام از شخصیت‌های داستان درگیر مسائل متفاوتی هستند. یکی با مهاجرت درگیر است، بعدی با هویت شغلی و اجتماعی و دیگری با روابط عاطفی. بعد از بحران‌هایی که چند سال پیش رخ داد و خیلی‌ها را دچار سردرگمی کرد، دلم می‌خواست داستانی بنویسم که شخصیت‌هایش در کنار هم معرف و نماینده‌ی نسلی باشند که خودم جزء آن هستم. شخصیت‌ها، داستان‌هایشان و فرم روایت را بر این اساس انتخاب کردم.»

پاییز فصل آخر سال است (نسیم مرعشی)

این کتاب در دو بخش تابستان و پاییز و هر بخش به قول نویسنده در سه تکه نگاشته شده است. لیلا، شبانه و روجا زنان قصه‌ی این کتاب هستند؛ سه دوست که از زمان دانشگاه با هم آشنا شدند و حالا راه‌شان کاملاً از هم جداست. مرعشی در این کتاب نه‌تنها به قضاوت شخصیت‌ها نپرداخته، بلکه حتی پایانی هم برای داستان آن‌ها مشخص نکرده است. شاید بتوان بهترین ویژگی‌ این کتاب را واقعی ‌بودن داستان و شخصیت‌ها دانست؛ آن‌طور که همه­ ما بتوانیم هر سه شخصیت را درک کنیم و زندگی هر کدام را تداعی‌گر دغدغه‌ها و خلق‌و‌خوی مشترک زنانهٔ خودمان بدانیم.

۹. روی ماه خداوند را ببوس (مصطفی مستور)

اولین دلیل جذابیت این کتاب برای خواندن، نام آن خواهد بود: روی ماه خداوند را ببوس!

روی ماه خداوند را ببوس (مصطفی مستور)

اولین رمان مصطفی مستور، در حقیقت داستان شک به چیستی وجود انسان و خداست؛ داستان زندگی مردی که در مورد خودش و خدایی که تا چندی قبل می­‌شناخته، دچار شک و تردید می‌­شود. شخصیت اصلی این داستان، یونس، دانشجوی دکترای پژوهشگری اجتماعی است که برای تز دکترا در حال تحقیق و جست‌وجوی دلیل جامعه‌شناختی خودکشی دکتر جوانی به اسم پارسا است. تلاش انسان برای کشف خود و کشف خدای خود، هم به‌عنوان دغدغه­ اصلی یونس و هم به‌عنوان دغدغه­ اصلی هر یک از انسان­‌های جست‌وجوگر جامعه­ امروز، به‌خوبی در این کتاب توصیف شده است.

گفت‌وگوی میان یونس و دوست خود، علیرضا، که معرفت و خداباوری عمیقی دارد، از بخش‌­های پرچالش و البته جذاب این کتاب است. نوع گفت‌وگو در بین شخصیت‌­های این کتاب به‌گونه‌ای است که هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص خود را جذب کرده و به تفکر درباره حرف­‌های ردوبدل‌شده میان آنها مجبور می­‌کند. روی ماه خداوند را ببوس شاید جوابی قطعی برای گذشتن از ایستگاه شک نباشد، اما سؤال­‌های مشترکی را درباره وجود خدا، عدم قطعیت و تنهایی انسان‌­ها از زبان شخصیت‌­هایش بیان می­‌کند.

۱۰. بار دیگر شهری که دوستش داشتم (نادر ابراهیمی)

اگر به‌دنبال جملات و توصیفات بسیار زیبا هستید، این رمان برای شماست! این کتاب در کنار کتاب یک عاشقانه آرام در زمرهٔ عاشقانه‌ترین کتاب­های نادر ابراهیمی است که با توجه به حجم کمی که دارد از تأثیرگذاری چشمگیری برخوردار است.

 بار دیگر شهری که دوستش داشتم (نادر ابراهیمی)

بار دیگر شهری که دوستش داشتم، داستان عشقی بین پسر مردی کشاورز است که دلباخته دختر خان شده و هنگامی این داستان را روایت می­‌کند که عشقش هلیا او را تنها رها کرده و به خانه بازگشته است. مرد عاشق به شهری باز می‌‌گردد که روزگاری به‌خاطر این عشق از آن گریخته بود و از آن طرد شده بود: شهری که دوستش داشته!

این کتاب مجموعه­‌ای است از جملات قصار که با دنبال کردن‌شان تا انتهای کتاب به داستان نهفته در لابه‌لای آن‌ها پی خواهید برد. نادر ابراهیمی به‌بهترین‌نحو ممکن تنهایی و غم یک انسان احساسی را که از عشق، خانواده و وطن رانده شده، به تصویر کشیده است.

کتاب­‌ها و اندیشه‌ها تمامی ندارند؛ آن‌قدر که می­‌شود تا بی‌نهایت از کتاب‌­ها نوشت و از کتاب­‌ها خواند، اما همان‌طور که در مقدمه هم خواندید، این ۱۰ رمان، تنها بخش کوچکی از خواندنی­‌های ایرانی­ است که در این نوشتار کوتاه به معرفی آن‌ها پرداختیم.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 دیدگاه
  1. هدیه غروی خیاوی می‌گوید

    مجموعه ای کم نطیر از بهترین نمایش قلم بزرگان مفید واقع شد سپاس”

  2. پوریا می‌گوید

    سلام
    ممنون بابت مطلب خوبتون.
    ولی بنظرم به هیچ وجه نمی‌توان کتاب “آتش بدون دود” نادر ابراهیمی رو نادیده گرفت، اثری کم‌نظیر که به جرأت از بهترین کتاب‌های فارسی هست.
    کتاب “منِ او” رضا امیرخانی هم بسیار خوبه.

  3. نهال می‌گوید

    از نظر گلچین کردن کتابهای ایرانی به کتابهای خوبی اشاره شده بود چندتا از کتابهایی که معرفی کرده بودید را خوانده ام. ولی از نظر من که تقریبا کتاب زیاد میخونم کم لطفی اس که به کتابهای “من او” و ” بیوتن” از رضا امیرخانی اشاره نشده است. اگر نثر این دوتا کتاب کمی سنگین است ولی بازهم این دوتا کتاب از نظزر خط داستانی و شخصیت پردازیهایی که داشته اند بهتر بود در لیست شما قرار میگرفتند.

    1. زهره می‌گوید

      کاملا موافقم!