محمدرحیم متقی ایروانی؛ مردی که کفش ملی را برای ایران ساخت!

0

سال‌ها پیش، وقتی کودکی همراه پدر یا مادرش وارد یکی از فروشگاه‌های کفش ملی می‌شد، احتمالاً پیش از آنکه چشمش به کفش‌ها بیفتد، فیل بزرگی را می‌دید که نشان این برند بود. فیلی که برای چند نسل از ایرانیان به بخشی از خاطرات خرید، مدرسه و آغاز سال نو تبدیل شد.

اما پشت آن نشان آشنا، مردی ایستاده بود که مردم ایران نامش را به‌اندازه محصولش نمی‌شناسند: محمدرحیم متقی ایروانی. محمدرحیم دانش‌آموزی از شیراز، دانش‌آموخته حقوق و کارآفرینی که تصمیم گرفت به‌جای واردکردن کفش، آن را در ایران تولید کند.

داستان زندگی ایروانی فقط داستان تأسیس کفش ملی نیست. او مردی است که یک نیاز ساده را دید، برای آن صنعتی بزرگ ساخت، هزاران نفر را به کار گرفت و حتی پس از آنکه همه‌چیز را از دست داد، دوباره از نقطه صفر شروع کرد. داستان ایروانی و کفش ملی داستان یک عشق همیشگی است. اگر فکر می‌کنید کارآفرینان خلاقی مثل هنری فورد یا اندرو کارنگی فقط در آمریکا پیدا می‌شوند، پس حتما داستان زندگی ایروانی را بخوانید.

محمدرحیم متقی ایروانی که بود؟

محمدرحیم متقی ایروانی در ۲۱ بهمن ۱۲۹۹ در محله مشیر شیراز و در خانواده‌ای تاجرپیشه به دنیا آمد. پدرش تجارت‌خانه داشت و رحیم از کودکی با فضای بازار، خریدوفروش و حساب‌وکتاب آشنا شد. او حجره را جارو می‌کرد، بسته‌های پستی را به اداره پست می‌برد و از همان سال‌ها می‌دید که یک کسب‌وکار چگونه اداره می‌شود. شش‌ساله بود که مادرش را از دست داد. بخشی از کودکی او در خانه عمو و خاله‌اش گذشت؛ تجربه‌ای که احتمالاً استقلال زودهنگام او را شکل داد.

پس از پایان دبستان، برای آموختن زبان انگلیسی به کالج استوارت اصفهان رفت. آشنایی با زبان انگلیسی و شیوه آموزشی متفاوت این مدرسه، بعدها در ارتباط او با شرکت‌های خارجی، مطالعه بازارهای جهانی و انتقال فناوری به ایران به کارش آمد.

ایروانی پس از بازگشت به شیراز، دیپلم ادبی گرفت و در سال ۱۳۲۴ از دانشکده حقوق دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. مدتی در دادگستری و بانک کار کرد و پروانه وکالت هم گرفت، اما زندگی او قرار نبود در دادگاه و دفتر وکالت بگذرد. بازار برایش جذاب‌تر بود.

دانشجوی ناآرام

در دوران دانشجویی نیز آرام نمی‌نشست؛ همراه یکی از دوستانش نشریه منتشر می‌کرد، یک پمپ‌بنزین را اداره می‌کرد و کتاب‌هایی برای آموزش و مکالمه زبان ترجمه و تألیف می‌کرد. این تجربه‌های پراکنده، نشانه سرگردانی نبودند؛ تمرین‌هایی بودند برای شناختن مردم، بازار و شیوه اداره‌کردن یک فعالیت اقتصادی. جزئیات این دوره از زندگی او در روایت پژوهشی آسو از زندگی بنیان‌گذار کفش ملی آمده است.

بسیاری از کسب‌وکارها با یک محصول شروع می‌شوند؛ اما کسب‌وکار ایروانی با یک پرسش آغاز شد: مردم به چه چیزی همیشه نیاز دارند؟

او آمار واردات ایران را بررسی کرد و متوجه شد کفش یکی از اقلام مهم وارداتی کشور است. کفش کالایی تجملی نبود که مشتری بتواند برای همیشه از خرید آن صرف‌نظر کند. زن و مرد، کودک و بزرگ‌سال، روستایی و شهرنشین، همه به آن نیاز داشتند.

همین مشاهده ساده، هسته اصلی تصمیم بزرگ ایروانی شد: ایران نباید فقط مصرف‌کننده کفش خارجی باشد؛ می‌تواند کفش موردنیاز خودش را تولید کند.

همه‌ی مردم به نان و کفش نیاز دارند، آنها ‌می‌توانند برخی اوقات نان نخورند، اما نمی‌توانند بدون کفش بمانند.

او ابتدا به تجارت کالا و واردات کفش، چتر و گالش از چکسلواکی پرداخت. نمایندگی محصولات شرکت باتا را نیز در اختیار داشت. اما برخلاف بسیاری از بازرگانان آن دوره، به سود واردات قانع نشد. وقتی پیشنهادش برای تأسیس کارخانه مشترک در ایران پذیرفته نشد، مسیر دیگری پیدا کرد.

به چکسلواکی رفت، یک دستگاه اتوکلاف و دو کارشناس به ایران آورد و تولید گالش را در سرای محمدی تهران آغاز کرد.

این نقطه، تفاوت ایروانی با یک واردکننده معمولی بود: او حاضر بود مدل موفق فعلی خود را کنار بگذارد و وارد مسیری پرریسک‌تر شود؛ مسیری که در صورت موفقیت، ارزش بیشتری در داخل کشور ایجاد می‌کرد.

تولد کفش ملی در یک کارخانه ۷۰۰ متری

ایروانی در سال ۱۳۳۴ زمینی حدود ۷۰۰ مترمربعی در مهرآباد تهران خرید و تجهیزات تولید را به آنجا انتقال داد. کارخانه کوچک او در آغاز روزانه حدود ۱۵۰ جفت کفش تولید می‌کرد.

برای انتخاب نام شرکت، ابتدا عنوانی عمومی پیشنهاد شد که اداره ثبت آن را نپذیرفت. سپس ایروانی نام «ملی» را پیشنهاد کرد؛ نامی که فضای آن سال‌ها و خاطره ملی‌شدن صنعت نفت را تداعی می‌کرد. او برای نشان تجاری شرکت نیز چند حیوان را امتحان کرد و سرانجام فیل را برگزید؛ حیوانی که استحکام و ماندگاری را به ذهن می‌آورد. در نهایت این چنین بود که کفش ملی متولد شد.

اما کارخانه کوچک مهرآباد برای بلندپروازی‌های ایروانی کافی نبود. او به‌تدریج شرکت‌های تخصصی متعددی برای تولید کفش ورزشی، کفش چرمی، کفش ایمنی، پوتین و دمپایی ایجاد کرد. همکاری با شرکت‌های آلمانی، ژاپنی، سوئیسی، آمریکایی، فرانسوی و انگلیسی نیز راهی برای انتقال دانش و فناوری تولید به ایران بود.

او فقط چند دستگاه خارجی نخرید؛ تلاش کرد دانش ساختن یک صنعت را وارد کشور کند.

ایروانی و خلق یک اکوسیستم

وزیر اقتصاد وقت در بازدید از کفش ملی
وزیر اقتصاد وقت در بازدید از کفش ملی

شاید مهم‌ترین ویژگی کارآفرینی محمدرحیم متقی ایروانی این بود که کفش ملی را تنها به‌عنوان یک کارخانه نمی‌دید. او کفش ملی را در مرکز یک اکوسیستم گذاشت و در اطراف آن شروع به خلق کسب‌وکارهای دیگری کرد.

برای تولید انبوه کفش، باید مواد اولیه فراهم می‌شد، چرم و لاستیک تولید می‌شد، ماشین‌آلات در دسترس قرار می‌گرفت، نیروی انسانی آموزش می‌دید و شبکه‌ای برای رساندن محصول به مشتری شکل می‌گرفت. ایروانی برای هر کدام از این کارها یک شرکت خلق کرد.

در اسماعیل‌آباد، در کیلومتر ۱۸ جاده مخصوص کرج، زمینی حدود ۴۰۰ هزار مترمربعی خرید و مجتمع صنعتی بزرگی ساخت. اولین کارخانه‌ی‌‌ این مجتمع بزرگ، کارخانه‌ی «کفش استاندارد» و دو‌می‌ «کفش تاف» (صنعتی) بود. هر کارخانه دفتر اداری، رستوران، مهدکودک و نانوایی مستقل داشت و غذای کارگرها، از صبحانه تا ناهار و شام، در آنجا تهیه ‌می‌شد. تا سال ۱۳۵۷ در تأسیس بیش از ۵۰ شرکت صنعتی و تجاری مشارکت داشت و حدود ۱۰ هزار نفر در گروه صنعتی ملی کار می‌کردند. منابع مختلف، کفش ملی آن دوران را یکی از موفق‌ترین گروه‌های صنعتی ایران در قرن بیستم توصیف کرده‌اند.

او در ‌‌این مجتمع ۴۰۰ خانه‌ی سازمانی برای کارگران طراحی کرد تا بتواند «با احداث خانه‌های سازمانی در کنار کارخانه‌ زمان رفت‌و‌آمد کارگران و هزینه‌های نقل و انتقال آنها را ــ که بر هزینه‌ی تولید مؤثر بود ــ کاهش دهد.

محصولات این مجموعه تنها در بازار ایران فروخته نمی‌شدند. بخشی از تولیدات به شوروی، اروپای شرقی و کشورهایی مانند بلژیک و آلمان صادر می‌شد. دفتر لندن کفش ملی نیز فقط محل فروش نبود؛ ابزاری برای رصد بازار جهانی، رقبا و تغییرات صنعت کفش بود.

ایروانی فهمیده بود که تولید بدون شناخت بازار دوام نمی‌آورد.

شبکه فروش کفش ملی؛ مزیتی که رقبا نداشتند

صادرات کفش ملی به روسیه
کفش ملی چنان با کیفیت بود که به بازار روسیه رسید

ساختن محصول فقط نیمی از کار بود. نیم دیگر، رساندن آن به مشتری محسوب می‌شد. اینجا بود که ایروانی فروشگاه‌های کفش ملی را خلق کرد. اولین فروشگاه کفش ملی در سال ۱۳۳۷ در پاساژ استاندارد افتتاح شد. پس از آن، فروشگاه‌های دیگری در محله‌های مختلف تهران و سپس در شهرهای سراسر کشور شکل گرفتند.

تا زمان انقلاب، کفش ملی ۳۷۸ فروشگاه و ۲۵۱ نمایندگی داشت. این شبکه گسترده باعث می‌شد ایروانی اطلاعات مستقیمی از سلیقه مشتریان، میزان فروش و تقاضای مناطق مختلف به دست آورد. در همان حال، وابستگی شرکت به واسطه‌های بازار نیز کاهش پیدا می‌کرد.

تا زمان انقلاب، کفش ملی ۳۷۸ فروشگاه و ۲۵۱ نمایندگی داشت

برای مردم، این فروشگاه‌ها فقط محل خرید کفش نبودند. طراحی مشابه، نشان فیل و حضور در شهرهای مختلف، کفش ملی را به یکی از نخستین تجربه‌های جدی ایرانیان از یک برند معتبر ایرانی تبدیل کرد.

مدیری که نام کارمندانش را به خاطر می‌سپرد

ایروانی مدیری سخت‌گیر و بسیار پرکار بود. گفته می‌شود صبح پیش از بسیاری از کارکنان به کارخانه می‌رسید و شب پس از آنها محل کار را ترک می‌کرد. اما روش مدیریتی او تنها بر ساعت کار و میزان تولید استوار نبود.

ایروانی نام بسیاری از کارکنان و مدیران را به خاطر می‌سپرد و برای تولدشان گل و کارت تبریک می‌فرستاد. پنجشنبه‌ها با کارکنان و سرپرستان غذا می‌خورد و به حرف‌های آنان گوش می‌داد. باور داشت مشکلاتی که از چشم مدیران دور می‌مانند، برای کسانی که هر روز در خط تولید کار می‌کنند کاملاً آشکارند.

همانطور که اشاره شد در مجتمع صنعتی کفش ملی، خانه‌های سازمانی، سرویس رفت‌وآمد، رستوران، مهدکودک و نانوایی در نظر گرفته شده بود. بخشی از این امکانات رفاهی بود و بخشی دیگر منطق اقتصادی داشت: کاهش رفت‌وآمد و ایجاد ثبات در زندگی کارگران می‌توانست بهره‌وری و وفاداری آنان را افزایش دهد.

مطالعات مربوط به بنگاه‌های خانوادگی ایران نیز نشان می‌دهند که ایروانی برای ایجاد توازن میان اعضای خانواده و مدیران متخصص غیرخانوادگی تلاش می‌کرد؛ مسئله‌ای که با بزرگ‌شدن یک شرکت خانوادگی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

«خانه بزرگ» و نگاهی متفاوت به مسئولیت اجتماعی

فرزند خوانده‌های ایروانی
فرزند خوانده‌های ایروانی

یکی از متفاوت‌ترین تصمیم‌های ایروانی، تأسیس «کانون مشاوره اقتصادی» در سال ۱۳۴۳ بود؛ مرکزی که به خانه بزرگ شهرت پیدا کرد.

او گروهی از کودکان خردسال را تحت سرپرستی این کانون قرار داد تا از امکانات آموزشی و زندگی مناسب برخوردار شوند. تصور اولیه ایروانی این بود که این کودکان در آینده به مدیران و نیروهای متخصص مجموعه صنعتی او تبدیل شوند؛ بااین‌حال، پس از رسیدن به بزرگ‌سالی تعهدی برای کارکردن در شرکت نداشتند.

این طرح را می‌توان با معیارهای امروز از زوایای مختلف نقد کرد، اما در فضای اقتصادی آن دوره، نمونه‌ای زودهنگام از پیوند میان فعالیت اقتصادی، آموزش و مسئولیت اجتماعی بود. پس از انقلاب نیز ایروانی این کودکان را رها نکرد و زمینه خروج و ادامه تحصیل آنان را فراهم کرد. او در سال‌های بعد از آنان به‌عنوان سرمایه واقعی زندگی‌اش یاد می‌کرد.

سال ۱۳۵۷؛ وقتی درهای کارخانه بسته شد

انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ نقطه گسست زندگی محمدرحیم متقی ایروانی بود.

گروه صنعتی ملی و شرکت‌های وابسته به آن، براساس قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران، به تملک دولت درآمدند. مجموعه‌ای که ایروانی طی چند دهه ساخته بود، دیگر در اختیارش نبود.

برای کارآفرینی که بخش بزرگی از هویت خود را در کارخانه و هزاران نفری می‌دید که از طریق آن زندگی می‌کردند، این اتفاق فقط ازدست‌دادن دارایی نبود. او ارتباطش را با مجموعه‌ای از دست داد که آن را ساخته و پرورش داده بود.

بااین‌حال، حتی پس از مصادره کفش ملی، دل‌نگرانی‌اش برای سرنوشت آن تمام نشد. برای مدیران جدید پیام می‌فرستاد، انتصابشان را تبریک می‌گفت و از آنان می‌خواست مجموعه را حفظ کنند؛ زیرا زندگی هزاران خانواده به آن وابسته بود.

دوباره از صفر؛ این بار دور از ایران

کفش استاندارد مصر
کفش استاندارد مصر

ایروانی پس از خروج از ایران می‌توانست باقی عمرش را با خاطرات گذشته سپری کند. اما کسی که یک بار صنعتی بزرگ ساخته بود، هنوز میل ساختن داشت.

او ابتدا فعالیت‌هایی در زمینه تولید چرم و کفش در آمریکا آغاز کرد. سپس با کمک شرکای قدیمی و اعضای خانواده‌اش، مجموعه صنعتی و کارخانه کفش اوکاباشی را در ایالت جورجیا بنیان گذاشت. کفش اوکاباشی بعدها توسط پسر ایروانی یعنی بهمن ایروانی مدیریت شد. اکنون نیز سارا ایروانی مدیر این شرکت است. بعدتر در نزدیکی قاهره نیز کارخانه‌ای با نام «کفش استاندارد» راه انداخت؛ همان نامی که سال‌ها قبل برای نخستین فعالیت‌های اقتصادی‌اش در ایران انتخاب کرده بود. کفش اوکاباشی

این بازگشت به تولید، شاید مهم‌ترین آزمون توانایی او بود. موفقیت نخست را می‌شد به شرایط اقتصادی ایران، ارتباطات یا فرصت‌های تاریخی نسبت داد؛ اما ساختن دوباره یک کسب‌وکار در کشوری دیگر نشان می‌داد بخش بزرگی از موفقیت ایروانی از دانش، تجربه و توان مدیریتی خودش می‌آمد.

امیدی که تا آخرین سال زندگی باقی ماند

محمد رحیم تقی ایروانی در کهنسالی
محمد رحیم تقی ایروانی در کهنسالی

ایروانی هیچ‌گاه امید بازگشت به صنعت ایران را به‌طور کامل کنار نگذاشت. در سال ۱۳۷۱ به ایران آمد و برای فعالیت دوباره تلاش کرد، اما این سفر به نتیجه نرسید.

در آخرین سال زندگی نیز نامه‌ای به مقامات وقت نوشت و پیشنهاد کرد مدیریت گروه صنعتی ملی را دوباره بر عهده بگیرد. حتی پذیرفته بود معاون مجموعه‌ای باشد که روزگاری خود آن را ساخته بود. وعده‌اش این بود که در مدت سه سال برای ۱۰ هزار نفر شغل ایجاد کند. نتظرش بود نرسید. در نهایت این درخواست هم بی نتیجه ماند.

محمدرحیم متقی ایروانی در سال ۱۳۸۴، پس از یک روز کاری، در لندن درگذشت. مردی که در بیش از هشتادسالگی هنوز کار می‌کرد و همچنان رویای ساختن داشت.

آنچه از داستان محمدرحیم متقی ایروانی می‌آموزیم

زندگی ایروانی را نباید فقط به‌شکل روایتی نوستالژیک درباره گذشته خواند. تجربه او چند درس روشن برای کارآفرینان امروز دارد.

۱. کسب‌وکار موفق از یک نیاز واقعی آغاز می‌شود

ایروانی پیش از انتخاب محصول، نیاز مردم و آمار واردات را بررسی کرد. او به دنبال کالایی نبود که مدتی کوتاه محبوب شود؛ محصولی را انتخاب کرد که بخشی از زندگی روزمره مردم بود.

۲. واردات می‌تواند آغاز راه باشد، نه مقصد نهایی

او تجارت و واردات را به‌خوبی می‌شناخت، اما به سود کوتاه‌مدت قانع نشد. از تجربه واردات برای شناخت محصول، بازار و فناوری استفاده کرد و سپس به تولید رسید.

۳. مزیت پایدار با ساختن یک سیستم ایجاد می‌شود

کفش ملی فقط یک کارخانه نبود. تأمین مواد اولیه، تولید تخصصی، آموزش نیرو، شبکه فروش و ارتباط با بازار جهانی، اجزای یک سیستم یکپارچه بودند.

۴. برند چیزی بیشتر از یک نام است

نام «ملی»، نشان فیل، فروشگاه‌های مشابه و توزیع سراسری، تصویری واحد در ذهن مشتری ساختند. مردم تنها کفش نمی‌خریدند؛ محصول برندی را می‌خریدند که آن را می‌شناختند و به دوامش اعتماد داشتند.

۵. سرمایه انسانی بخشی از زیرساخت کسب‌وکار است

خانه سازمانی، مهدکودک، سرویس رفت‌وآمد و گفت‌وگوی مستقیم با کارکنان نشان می‌دهد ایروانی نیروی انسانی را صرفاً هزینه تولید نمی‌دید. او می‌دانست کارخانه‌ای بزرگ بدون کارکنان ماهر و وفادار پایدار نمی‌ماند.

۶. کارآفرینی بیش از سرمایه به توان دوباره‌ساختن وابسته است

مصادره کارخانه‌ها می‌توانست پایان کار او باشد؛ اما ایروانی در خارج از ایران دوباره کارخانه ساخت. سرمایه مهم بود، اما تجربه، ارتباطات و توان اجرای او اهمیت بیشتری داشتند.

میراث مردی که نامش پشت یک فیل ماند

ممکن است بسیاری از ایرانیان نام کامل محمدرحیم متقی ایروانی را ندانند، اما نشان فیل کفش ملی را به خاطر دارند. این هم ماجرایی است: ایروانی برندی ساخت مشهورتر از خودش. ایروانی کارش را با مشاهده یک نیاز ساده آغاز کرد. دید مردم کفش می‌خواهند، اما کشور برای تأمین آن به واردات وابسته است. سپس قدم‌به‌قدم از تجارت به تولید، از یک کارگاه کوچک به کارخانه و از کارخانه به یک گروه صنعتی رسید.

او همه‌چیز را از دست داد، اما توان دوباره ساختن را نه. داستان محمدرحیم متقی ایروانی، داستان یک جفت کفش یا یک کارخانه قدیمی نیست؛ داستان تبدیل یک نیاز روزمره به صنعتی ملی است. داستان مردی که فهمیده بود کارآفرینی یعنی دیدن چیزی که دیگران هر روز از کنارش عبور می‌کنند و سپس داشتن جسارت ساختن آن. این روزها هرچند از آن کفش ملی با شکوه چیزی باقی نمانده اما میراث ایروانی و شاهکارش غیرقابل انکار است.

پرسش‌های متداول درباره محمدرحیم متقی ایروانی

بنیان‌گذار کفش ملی چه کسی بود؟

محمدرحیم متقی ایروانی، کارآفرین و دانش‌آموخته حقوق دانشگاه تهران، بنیان‌گذار کفش ملی و گروه صنعتی ملی بود.

کفش ملی در چه سالی تأسیس شد؟

فعالیت‌های تجاری ایروانی در حوزه کفش از اوایل دهه ۱۳۳۰ آغاز شد و کارخانه کفش ملی در میانه همان دهه شکل گرفت. نخستین فروشگاه اختصاصی کفش ملی نیز در سال ۱۳۳۷ افتتاح شد.

چرا فیل به‌عنوان لوگوی کفش ملی انتخاب شد؟

ایروانی پس از بررسی چند نشان، فیل را انتخاب کرد. این حیوان می‌توانست ویژگی‌هایی مانند استحکام، قدرت و ماندگاری را به مشتری القا کند.

کفش ملی پیش از انقلاب چند کارمند داشت؟

در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، حدود ۱۰ هزار نفر در گروه صنعتی ملی و شرکت‌های وابسته به آن کار می‌کردند.

پس از انقلاب چه اتفاقی برای محمدرحیم متقی ایروانی افتاد؟

شرکت‌های او به تملک دولت درآمدند. ایروانی پس از خروج از ایران فعالیت تولیدی خود را در آمریکا و مصر ادامه داد و تا پایان عمر امیدوار بود دوباره در صنعت ایران فعالیت کند.

 

کسب‌وکار خود را با سرمایه کم شروع کنید

به مدت محدود با تخفیف ۵۰٪

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.