بهترین کتابهای هاروکی موراکامی: چطور موراکامی بخوانیم؟
آشنایی با نویسندگان بزرگ، ما را به جهانِ آنها نزدیکتر میکند و طبعاً درک بهتری از آثارشان به دست میدهد. در این نخستین مطلب از سلسله مقالات «آشنایی با نویسندگان جهان» میخواهیم شما را با نویسندهٔ پرآوازهٔ ژاپنی، هاروکی موراکامی و در ادامه، سبک نویسندگی و آثارش آشنا کنیم. با ما همراه باشید.
مطالعهٔ آثار نویسندگان گوناگون جهان همواره جذابیت ویژهای دارد. خواندن این کتابها ضمن اینکه ما را با فرهنگها و دیدگاههای متفاوت آشنا میکند، تأثیر بسزایی در جهانبینی و درک ما از ادبیات دارد که این، بهدلیل قلم و اندیشهٔ نویسندههاست که آن را در قالب کلمات به ما نشان میدهند.
زندگینامه هاروکی موراکامی
شناسنامه: هاروکی موراکامی
- 🗓️ تولد: ۱۹۴۹، کیوتو، ژاپن
- 🎓 تحصیلات: ادبیات انگلیسی، دانشگاه توکیو
- 🎵 علایق اصلی: موسیقی جاز، دویدن، ترجمه
- 🏆 اولین جایزه: جایزه گونزو برای «به آواز باد گوش بسپار» (۱۹۷۹)
موراکامی در کیوتوی ژاپن و در سال ۱۹۴۹ به دنیا آمد. پدر و مادرش آموزگاران ادبیات ژاپنی بودند و البته بسیار مقید به سنتها و فرهنگ ژاپن. موراکامی اما چندان علاقهای به ادبیات ژاپن نداشت و از سنتها هم فراری بود.
او در دانشگاه توکیو، در رشتهٔ ادبیات انگلیسی تحصیل کرد. هاروکی به موسیقی، آنهم از نوع جاز، علاقه داشت و همچنان هم دارد؛ تا جایی که در جوانی یک کلوپ جاز راهاندازی کرد و به کسب درآمد از راه آن پرداخت. از دیگر علایق او میتوان به ورزش دو اشاره کرد که جزو برنامهٔ روزانهاش است. موراکامی، افزون بر نویسندگی، دستی هم در ترجمه دارد؛ او کتابهای زیادی را که معروفترین آنها ناتور دشتِ سلینجر است، ترجمه کرده است.
ماجرای نویسندهشدن موراکامی
هاروکی موراکامی نخستین بار در سال ۱۹۷۹ دست به قلم شد و نخستین اثرش، «بشنو آواز باد را» نوشت. او در همین آغاز کار، موفق به دریافت جایزهٔ نویسندگانِ تازهکار، یعنی گونزو شد. این پیروزی که به مزاج موراکامیِ جوان خوش آمده بود و استعدادش را در این زمینه شکوفا کرده بود، سبب شد تا کلوپش را بفروشد و بهصورت جدی و تماموقت به نویسندگی مشغول شود.
«حوالی یکونیم بعدازظهر اول آوریل سال ۱۹۷۸ بود… درست در همین لحظه، فکری به سرم زد: من میتونم رمان بنویسم.»
او بعدها در کتاب دیگرش، «از دو که حرف میزنم، از چه حرف میزنم» درمورد نویسندهشدنش نوشت: «حوالی یکونیم بعدازظهر اول آوریل سال ۱۹۷۸ بود. اون روز تویِ استادیوم جینگو بودم… اون روزها استادیوم هیچ نیمکتی نداشت؛ فقط یه چمنزار شیبدار بود. تنها روی چمن دراز کشیده بودم؛ آبجوی خنک میخوردم و هرازگاهی به آسمان نگاه میکردم. بازی اولِ فصل بود بین تیم پرستوها و هیروشیما کارپ. یادم میآد که دیوهیلتون، توپزنِ اول پرستوها بود. هیلتون از خط چپ زمین توپ زد و درست در همین لحظه، فکری به سرم زد: من میتونم رمان بنویسم.»
سبکشناسی آثار موراکامی

سبک هاروکی موراکامی در نوشتن رمانها و داستانهایش، سوررئال یا فراواقعگرایانه است. در این سبک از نوشتهها، نویسنده چندان به واقعیتها پایبند نیست و بهجای بهرهگیری از جادو برای فرار از واقعیتها بیشتر از ناخودآگاه خود بهره میگیرد؛ به این صورت که به ناخودآگاه خود سفر کرده و بهجای پیروی از عقل یا حسها، از آنچه که در ناخودآگاهش میگذرد، برای خلق شخصیتها و رویدادها بهره میگیرد.
به همین دلیل، در آثار نویسندگانی مانند موراکامی که در این سبک قلم میزنند، گاه رویدادها و شخصیتهایی میبینیم که خیلی عقلانی نیستند. موراکامی خود در اینباره میگوید: «این یکجور بداههنویسی آزاد است؛ هرگز طرح نمیریزم. هرگز نمیدانم صفحهٔ بعد چطور از آب درمیآید. خیلیها حرفم را باور نمیکنند. اما لذت نوشتن رمان یا داستان در همین نکته است. چون نمیدانم بعد چه اتفاقی میافتد. من به جستوجوی نوایی پس از نوای دیگر هستم. گاهی که شروع میکنم نمیتوانم دست بکشم. مثل آن است که از چشمهای بجوشد. بسیار طبیعی و آسان جاری میشود.»
سبک موراکامی در یک نگاه
- 🌀سبک اصلی: سوررئال (فراواقعگرایانه)، با بهرهگیری از ناخودآگاه.
- ✍️روش نوشتن: بداههنویسی آزاد، بدون طرح و نقشه قبلی.
- ❓فضای داستانها: تاریک، رازآلود و پر از جستجو برای یافتن یک حقیقت گمشده.
حالوهوای رمانها
فضای رمانها و حتی داستانهای کوتاه موراکامی فضایی تاریک و رازآلود و پر از پرسش است که شخصیتهای آن همواره در تکاپوی یافتن گمشده یا راهحلی برای پرسشی هستند. ماجراهای کتابهای موراکامی کشش و گیرایی ویژهای دارند که نظر مخاطبان زیادی را در سراسر دنیا به خود جلب کردهاند. این بهدلیل ارتباطی است که مخاطب با آنچه از ناخودآگاه موراکامی تراوش کرده و بهشکل کتاب درآمده است، برقرار میکند. جالب است بدانید موراکامی بیشتر بهعنوان نویسندهای بینالمللی شناخته شده است تا نویسندهای محلی که مختص فرهنگ ژاپن بنویسد. از همین رو، مخاطبِ آثار او خیلی از ژاپن و فرهنگ جامعهاش دستگیرش نمیشود؛ بلکه با مسائلی روبهروست که در همه جای دنیا دیده میشود و قابلدرک است.
🎧
موسیقی متن برای مطالعه موراکامی
برای غرق شدن در دنیای رازآلود موراکامی، این قطعات را امتحان کنید:
جاز: Miles Davis – So What
کلاسیک: Rossini – The Thieving Magpie Overture
راک: The Beatles – Norwegian Wood
نقد به جامعهٔ سنتی ژاپن
در برخی آثار موراکامی، نقد به جامعهٔ سنتی ژاپن بهخصوص در دههٔ ۱۹۶۰ که او دوران جوانیاش را در آن سپری کرده، بهخوبی دیده میشود. در یکی از داستانهای کتاب «چاقوی شکاری»، مستقیم به آن دوره اشاره میکند و از مشکلات آن زمان میگوید: «مثل هر نسلی همهجور آدمی با همهجور معیاری وجود داشت؛ اما فرق بزرگ دههٔ شصت با دهههای قبل و بعد این بود که قانع شده بودیم روزی میشود به همهٔ این اختلافها غلبه کرد.»
زنان در آثار موراکامی
زنان در رمانهای هاروکی موراکامی جایگاهی ویژه دارند. او میکوشد حالوهوا و زندگی زنانی را که گرفتار روزمرگی، فرهنگ و سنتهای قدیمی هستند، توصیف کند. از دلایل محبوبیت موراکامی و آثارش شاید همین درک او از همهٔ قشرهای جامعه باشد. در واقع، او شخصیتهای اصلی کتابهایش را اگرچه در فضای سوررئال میسازد؛ اما آنها را از دل جامعه برمیگزیند. ازاینرو، خوانندهٔ خود را از جنس شخصیتها میبیند و این همان چیزی است که نوشتههای موراکامی را در دنیا و در جوامع گوناگون محبوب میکند.
بهترین کتابهای هاروکی موراکامی: چطور موراکامی بخوانیم؟
۱. به آواز باد گوش بسپار (۱۹۷۹)
مقدمهای درخشان برای آشنایی با مضامین نویسنده.
۲. جنگل نروژی (۱۹۸۷)
بهترین نقطه شروع برای خوانندگان جدید.
۳. تعقیب گوسفند وحشی (۱۹۸۲)
ورود به دنیای رئالیسم جادویی و عجیب موراکامی.
۴. سرگذشت پرندهی کوکی (۱۹۹۵)
شاهکاری که تمام ویژگیهای شاخص او را دارد.
۵. کافکا در کرانه (۲۰۰۲)
اوج داستانگویی زیبا با دو خط روایی موازی.
۶. مطلقاً دربارهی موسیقی (۲۰۱۱)
سفری به ذهن نویسنده و دنیای موسیقی.
۷. مردان بدون زن (۲۰۱۴)
مجموعه داستانی کوتاه درباره تنهایی.
۸. رماننویس به مثابه شغل (۲۰۲۲)
نگاهی به حرفه و فرآیند خلاقیت نویسنده.
اولین کتاب موراکامی: به آواز باد گوش بسپار (۱۹۷۹)
Hear the Wind Sing اولین کتابی است که موراکامی نوشت و با اینکه در ژاپن به موفقیت رسید، برای خوانندگان بینالمللی بیشتر یک جواهر پنهان است. داستان – که همراه با دنبالهی آن در یک نسخهی ویژهی سال ۲۰۲۵ با عنوان Wind/Pinball بازنشر شد – راوی بینامی را معرفی میکند که وقت خود را با نوشیدن آبجو با دوستش و تأمل در مورد رابطهاش با زنی نُهانگشتی میگذراند. با اینکه این کتاب کاملاً موراکامیوار نیست – خود او به گاردین گفته بود که آن را «ناپخته و پر از اشکال» میداند – اما مقدمهای درخشان برای آشنایی با آثار این نویسنده و مضامینی چون زیبایی و بیگانگی در کارهایش است.
دستیافتنیترین کتاب موراکامی: جنگل نروژی (۱۹۸۷)
اگر از هر طرفدار موراکامی بپرسید که خواندن آثارش را از کجا شروع کنید، احتمالاً جنگل نروژی را پیشنهاد خواهند داد. این کتاب، داستانی فریبنده، سادهخوان، شیرین و تلخ و زیبا دربارهی عشق و فقدان در جوانی است که در پسزمینهی شورشهای دانشجویی دههی ۱۹۶۰ توکیو روایت میشود. جنگل نروژی موراکامی را به یک چهرهی نمادین در ادبیات ژاپن تبدیل کرد و پرفروشترین اثر او در سراسر جهان است. پس اگر حجم زیاد کتابهای دیگر موراکامی شما را میترساند، این کتاب نقطهی شروعی عالی است. فیلمی نیز در سال ۲۰۱۰ توسط تران آن هونگ بر اساس این کتاب ساخته شد.
بهترین کتابهای موراکامی برای خواندن در ادامه: تعقیب گوسفند وحشی (۱۹۸۲)
دنیای انگلیسیزبان برای اولین بار با این داستان عجیب و رئالیسم جادویی با موراکامی آشنا شد. داستانی دربارهی جستجویی پیچیده برای یافتن یک گوسفند بسیار مهم (VIS) که در آن نامههای اسرارآمیز، عکسهای مهم و گوشهایی با فرم بینقص فراواناند. این جستجو قهرمان ما را از پاتوقهای شهری توکیو به کوهستانهای دورافتاده و برفی شمال ژاپن میکشاند، جایی که او با محدودیتهای سنت و شیاطین اعماق وجودش روبرو میشود.
سرگذشت پرندهی کوکی (۱۹۹۵)
این شاهکار اوایل دوران حرفهای موراکامی، تمام ویژگیهای شاخص او را در خود دارد: زنان اسرارآمیز، گربههای گمشده، چاهها، شخصیتهای شرور تهدیدآمیز، تأثیرات فراطبیعی و البته خرد، نبوغ و داستانگویی قدرتمند. در زمان انتشار، این کتاب با آثار ریموند کارور، دان دلیلو، توماس پینچن و حتی دیوید لینچ مقایسه شد. بسیاری رمان سال ۲۰۱۷ موراکامی، کشتن شوالیهی دلیر، را از نظر سبک و لحن مسحورکنندهاش به سرگذشت پرندهی کوکی تشبیه کردهاند.
کافکا در کرانه (۲۰۰۲)
این کتاب که در سال انتشار نسخهی انگلیسیاش توسط نیویورک تایمز به عنوان یکی از ۱۰ کتاب برتر سال ۲۰۰۵ انتخاب شد، تمام بهترین ویژگیهای موراکامی – طنز، رئالیسم جادویی، و عشقش به موسیقی – را در یک رمان به اوج میرساند. همچنین این یکی از زیباترین داستانهای روایتشدهی اوست که بین دو خط داستانی شخصیتهای اصلی در رفتوآمد است تا زمانی که تعدادی از جزئیات کوچک کتاب با هم ترکیب شده و به یک نتیجهی بزرگ و واحد میرسند که هر دو شخصیت را تحت تأثیر قرار میدهد.
مطلقاً دربارهی موسیقی (۲۰۱۱)
اگر قبلاً برخی از آثار داستانی موراکامی را خواندهاید، شاید علاقهمند باشید که بیشتر دربارهی خود نویسنده بدانید – و چه جایی بهتر از این کتاب که حاصل گفتگوهای موراکامی و دوستش سیجی اوزاوا، رهبر ارکستر تحسینشدهی جهانی، است. اشتیاق موراکامی به موسیقی در سراسر کتاب، از گفتگوهایشان دربارهی برامس گرفته تا گلن گولد، مشهود است، اما این بینشهای عمیق دربارهی خلاقیت و ارتباطات بینرشتهای است که این کتاب را به اثری خواندنی تبدیل میکند.
مردان بدون زن (۲۰۱۴)
اگر هنوز برای شروع تردید دارید، چرا با یک داستان کوتاه شروع نمیکنید؟ آثار کوتاهتر موراکامی، جهانهای کوچکی از بینش هنری و نوآوری او را ارائه میدهند و مردان بدون زن جدیدترین مجموعه داستان کوتاه اوست. در هفت داستان، موراکامی قدرت مشاهدهگری خود را بر زندگی مردانی متمرکز میکند که هر یک به شیوهی خود، تنها ماندهاند. در اینجا گربههای گمشده و کافههای دودی، قلبهای تنها و زنان اسرارآمیز، بیسبال و گروه بیتلز با هم درآمیختهاند تا داستانهایی را روایت کنند که با همهی ما سخن میگویند.
رماننویس به مثابه شغل (۲۰۲۲)
اگر کنجکاوید بدانید موراکامی چگونه به حرفهی خود مینگرد، این کتاب برای شماست. این نویسندهی مشهور و منزوی، با خوانندگان در میان میگذارد که دربارهی رماننویس بودن چه فکر میکند؛ نظراتش دربارهی نقش رمان در جامعهی ما؛ ریشههای خود به عنوان یک نویسنده؛ و تأملاتش دربارهی جرقههای خلاقیتی که الهامبخش دیگر نویسندگان، هنرمندان و موسیقیدانان است.
سوالات متداول
چرا هاروکی موراکامی اینقدر محبوب است؟
موراکامی به لطف سبک نوشتاری منحصربهفردش، طرفداران وفادار بسیاری پیدا کرده است. او با ترکیب سورئالیسم، رئالیسم جادویی و فانتزی، به کاوش مضامین جهانشمول وضعیت انسانی مانند تنهایی، عشق و فقدان میپردازد. با وجود اینکه او یک غول ادبی است، از نثری ساده برای بیان این ایدهها استفاده میکند و قهرمانان داستانهایش معمولاً افرادی عجیب اما عادی هستند که به موقعیتهای خارقالعاده کشیده میشوند. به طور خلاصه، موراکامی نویسندهای است که ایدههای پیچیده دربارهی شیوهی زندگی ما را از طریق نثری خلاقانه و در عین حال قابلفهم بیان میکند.
رئالیسم جادویی چیست؟
رئالیسم جادویی یک ژانر ادبی است که در آن عناصر فانتزی با زندگی روزمره در هم میآمیزند. صحنهی داستان دنیای واقعی است، اما ممکن است نسخههای متناقضی از واقعیت، عناصر جادویی و حسی سیال از زمان وجود داشته باشد. نویسندگان معمولاً از این عناصر فرازمینی برای تأکید بر پوچی زندگی روزمره استفاده میکنند و نویسندگان کلیدی این ژانر شامل هاروکی موراکامی و گابریل گارسیا مارکز و دیگران هستند.

