مرجع فیلم آموزشی و مقالات آموزشی برای موفقیت و پیشرفت

وکالت در توکیل به چه معنا است؟

2

هریک از عقود و قراردادهایی که توسط قانونگذار در قانون مدنی احصا شده‌­اند، حقوق و تکالیف مختلفی را برای طرفین به‌وجود می‌­آورند. علاوه بر تمایز این قراردادها از حیث حقوق و تعهداتی که برای طرفین خود به‌وجود می­‌آورند، شرایط اختصاصی انعقاد هرکدام از این قراردادها و هم­چنین آثار هریک از آن­ها نیز متفاوت از دیگری است. برخی از این قراردادها مانند بیع (خریدوفروش) مالکیت به‌وجود می‌­آورند، برخی دیگر مانند عقد نکاح موجب ایجاد رابطه‌ی زوجیت میان زن و مرد می‌­شوند و برخی از آن­ها هم موجب ایجاد نمایندگی و نیابت می‌­شوند. برای مثال در عقد ودیعه، فرد با سپردن مال خود به دیگری، برای نگه­داری از مال خود به او نیابت و نمایندگی می­‌دهد و در عقد عاریه فرد به دیگری نمایندگی و نیابت می‌­دهد که از مال او به‌صورت رایگان استفاده نماید. عقد وکالت یکی از قراردادهایی است که در میان افراد جامعه بسیار رواج دارد و اثر آن نیز مانند عقد ودیعه و عاریه ایجاد نمایندگی و نیابت است؛

یعنی در عقد وکالت نیز یکی از طرفین برای انجام کاری به طرف دیگر نمایندگی می‌­دهد. عقد وکالت دارای سه رکن اساسی است:

  1. مُوَکِّل (وکالت­‌دهنده)؛
  2. وکیل؛
  3. موضوع وکالت.

موکل به یکی از طرفینِ قرارداد وکالت گفته می­‌شود که برای انجام امور مربوط به خود به دیگری وکالت می­‌دهد. وکیل کسی ­است که به نمایندگی از موکل امور مربوط به او را که در قرارداد ذکر شده ­است، انجام می‌­دهد و مقصود از موضوع وکالت نیز اموری است که موکل برای انجام آن­ها به وکیل نمایندگی یا وکالت می­‌دهد. براین‌­اساس با توجه به اینکه اثر اصلی قرارداد وکالت اعطای نمایندگی و نیابت است، اقدامات انجام شده از سوی وکیل به منزله­‌ی اقدامات انجام شده از سوی موکل است و در واقع در این میان وکیل نقش واسطه را ایفا می‌­کند؛ یعنی گویی تمامی کارهای انجام‌­شده توسط وکیل را خود موکل انجام داده‌ ­است. برای مثال هنگامی که یک نفر برای طرح دعوا در دادگاه به شخص دیگر وکالت می­‌دهد، در این حالت اقداماتی که وکیل در دادگاه انجام می­‌دهد به‌منزله­‌ی اقدامات موکل است و تمامی آثار این اقدامات خواه مثبت باشد و خواه منفی، او را تحت تأثیر قرار می‌­دهد.

اهمیت شخصیت وکیل در قرارداد وکالت

وکالت در توکیل به چه معنا است؟

در قراردادهایی که اثر اصلی آن­ها ایجاد نمایندگی است، شخصیت طرفین به‌ویژه کسی که به او نمایندگی اعطا می‌­­شود، اهمیت بسیاری دارد. به این معنا که افراد، نگه‌­داری از اموال خود یا انجام امور مربوط به خود را به هرکسی نمی‌­سپارند و پیش از تصمیم­‌گیری در خصوص این موارد، بسیار در خصوص شخصیت طرف مقابل تحقیق می‌­کنند تا امانت­دار یا متخصص بودن آن­ها را احراز کنند. قرارداد وکالت هم، این‌گونه است؛ یعنی در قرارداد وکالت هم که در آن یکی از طرفین برای انجام کاری به طرف دیگر وکالت می­‌دهد، شخصیت وکیل برای موکل بسیار پراهمیت است؛ یعنی برای او مهم است که به چه کسی برای انجام امور مربوط به خود نمایندگی می‌­دهد. در نتیجه با توجه به اهمیت شخصیت وکیل برای موکل، وکیل نمی‌­تواند انجام کار موضوع قرارداد خود با موکل را به فرد دیگری واگذار کند و باید خود او اقدام به انجام این امور نماید. به عبارت بهتر وکیل در خصوص اختیاراتی که موکل به او داده ­است، محدودیت دارد و نمی‌­تواند هرکاری انجام دهد یا برای آن­چه خود اختیار انجامش را دارد به دیگری وکالت بدهد.

وکالت در توکیل

با توجه به اینکه در قرارداد وکالت شخصیت وکیل برای موکل اهمیت بسیاری دارد، وکیل موظف است خودش شخصا اقداماتِ لازم مربوط به قرارداد را انجام دهد. حال ممکن است موکل براساس اعتمادی که به وکیل خود دارد، در قرارداد وکالت برای او حق توکیل درنظر بگیرد. توکیل از لحاظ لغوی یعنی کسی را وکیل کردن. منظور از داشتن حق توکیل آن است که وکیل می‌­تواند برای انجام موضوع قرارداد وکالت به فرد دیگری وکالت بدهد (فرد دیگری را وکیل کند). اگر وکیل حق توکیل داشته باشد، گفته می‌­شود که وکالت در توکیل دارد. در واقع هما­ن‌­گونه که موکل برای انجام برخی امور به وکیل وکالت می­‌دهد، می­‌تواند به او برای وکالت دادن به دیگری هم وکالت بدهد. وکالت در توکیل در دو حالت می‌­تواند اتفاق بیفتد:

۱. گاهی الف به ب وکالت می‌­دهد تا برای او وکیلی انتخاب کند. برای مثال فرض کنید شخصی می­‌خواهد در دادگاه دعوایی را طرح کند اما وکلای متخصص و ماهر این حوزه را نمی‌­شناسد. در این موقعیت الف می­‌تواند به فردی که در این خصوص آگاهی دارد وکالت دهد تا وکیلی را برای طرح دعوای او انتخاب کند. در این حالت موکل ابتدا با وکیل اول قرارداد وکالت منعقد می‌­کند و به او حق توکیل می‌­دهد؛ یعنی به او اختیار می‌­دهد تا وکیلی را برای الف انتخاب نماید. در این حالت گفته می‌شود وکیل اول وکالت در توکیل دارد؛ یعنی وکالت دارد که به شخص دیگری وکالت دهد.

۲. گاهی در یک قرارداد وکالت، الف به ب وکالت می‌­دهد تا کاری را برای او انجام دهد و در همین قرارداد برای اینکه انجام این کار را برای وکیل تسهیل نماید، به او وکالت می­‌دهد که او می‌­تواند برای انجام این امور به فرد دیگری وکالت دهد. برای مثال در یک قرارداد، موکل به وکیل وکالت می‌­دهد تا خانه­‌ی او را بفروشد و در ضمن همین قرارداد ذکر می­‌کند که وکیل حق توکیل دارد. در این صورت وکیل می‌­تواند به یک شخص ثالث برای فروش خانه­‌ی الف وکالت بدهد. در این حالت هم گفته می‌­شود که وکیل وکالت برای توکیل دارد و می‌­تواند به‌جای اینکه خودش خانه موکل را بفروشد، به شخص دیگری برای فروش خانه­‌ی او وکالت بدهد. اگر وکیل حق توکیل خود را اِعمال نماید و به شخص ثالث برای فروش خانه‌­ی الف وکالت بدهد، وکیل دوم وکیل خود او خواهد بود نه وکیل الف؛ یعنی یک قرارداد وکالت میان الف و ب (به عنوان وکیل اول) منعقد شده و قرارداد دیگری میان ب و شخص ثالث (به عنوان وکیل دوم) منعقد می‌­گردد.

استثنایی بودن وکالت در توکیل

طبق ماده‌ی ۶۷۲ قانون مدنی، داشتن حق توکیل توسط وکیل یک امر استثنایی است؛ یعنی همان‌طور که پیش­تر ذکر شد، در قرارداد وکالت برای موکل اهمیت دارد که خود وکیل امور تعیین‌­شده را انجام دهد. بر این اساس وکیل هم وظیفه دارد خودش شخصا اقدام به انجام این امور نماید مگر اینکه موکل یا صراحتا در قرارداد وکالت حق توکیل را به وکیل داده باشد یا اینکه از اوضاع و احوال مشخص شود که وکیل دارای چنین حقی است. بنابراین اینکه وکیل حق توکیل داشته باشد و بتواند انجام موضوع قرارداد وکالت را به دیگری بسپارد، یک امر استثنایی است و صرفا در حالتی که در خود قرارداد چنین حقی برای وکیل پیش­‌بینی شده باشد، می­‌تواند به دیگری وکالت بدهد. بر این اساس اگر در قرارداد به مطلبی در مورد حق توکیل اشاره نشده باشد، قاعده این است که وکیل چنین حقی ندارد اما با این وجود برای اطمینان بیش­تر معمولا موکل در قرارداد وکالت صراحتا بیان می‌­کند که وکیل حق توکیل به غیر ندارد؛ یعنی وکیل نمی­‌تواند در خصوص موضوع این قرارداد به شخص دیگری وکالت بدهد.

حال اگر وکیل بدون اینکه موکل به او وکالت در توکیل داده باشد، برای انجام موضوع قرارداد وکالت به شخص دیگری وکالت دهد، طبق قانون چه ضمانت­ اجرایی‌ای در انتظار وکیل خواهد بود؟ مطابق ماده‌ی ۶۷۳ قانون مدنی در صورتی که وکیل بدون داشتن وکالت در توکیل، انجام امری را که موکل برای آن به او وکالت داده­ است به شخص دیگری واگذار کند، در صورت وارد شدن خسارت به موکل، هم وکیل اول و هم شخص ثالث در برابر موکل پاسخگو خواهند بود؛ یعنی موکل می‌­تواند برای جبران خسارات وارده به هریک از این دو شخص مراجعه نماید.

در نگارش این مطلب از کتاب دکتر امیرناصر کاتوزیان تحت عنوان «دوره مقدماتی حقوق مدنی» بهره گرفته­‌ایم.

تهیه شده در: chetor.com

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 دیدگاه
  1. عیسی می‌گوید

    سلام دوست عزیز عزاداری قبول ،مقاله جالبی بود.

    1. لیلا بلالی می‌گوید

      سلام خدمت شما
      ضمن آرزوی قبولی عزاداری های شما، از حسن عنایت تان نسبت به این متن تشکر می‌کنم.