عصبانیت های بی دلیل ما از کجا نشأت می‌گیرد؟

47

خشم و عصبانیت از آن دسته احساسات انسانی است که در صورت کنترل‌نکردن می‌تواند بسیار مخرب باشد. برخی از افراد، مدام به دلایل مختلف عصبانی می‌شوند و ناراحتی‌شان را به اطرافیان نیز منتقل می‌کنند. خشم سبب تحریک‌پذیری و بداخلاقی انسان می‌شود. احساس خشم مثل یک طوفان است و این طوفان هرچیزی را که در اطرافش باشد، خراب می‌کند. اگر شما نیز از این دسته افراد هستید، بهتر است هر چه زودتر برای رفع این مشکل اقدام کنید. زیرا خشم و عصبانیت بیش‌ازحد، آثار مخربی بر جسم و روح‌تان خواهد داشت. برای این کار، ابتدا لازم است بدانید دلیل عصبانیت تان چیست و سپس به‌دنبال راه‌حل بگردید. در این مطلب، برخی از عوامل خشم و عصبانیت را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

۱. راحت نبودن

عصبانیت معمولا به دلایل مختلفی در انسان ایجاد می‌شود. یکی از این دلایل، تعیین‌نکردن حدومرز در رفتار با دیگران است. به‌عنوان مثال، برخی افراد قدرت نه گفتن به دیگران را ندارند. هر بار که کسی برای کاری به آنها مراجعه می‌کند، به او پاسخ مثبت می‌دهند؛ حتی اگر خودشان وقت یا شرایط انجام آن را نداشته باشند. در این حالت، فرد تحت فشار قرار می‌گیرد و احساس می‌کند دیگران در حال سوءاستفاده از او هستند. این به نوبه‌ی خود سبب ایجاد خشم و عصبانیت می‌شود.

۲. فعالیت زیاد

آبان‌تتر

عصبانیت - راحت نبودن

برخی افراد در انجام کارهای خود برنامه ریزی درستی ندارند. این افراد در کارهای خود غرق می‌شوند و حتی زمان کافی برای خواب و استراحت پیدا نمی‌کنند. آنها به‌مرور زمان در مهارت‌های عاطفی‌شان با مشکل مواجه می‌شوند و حتی ممکن است افسردگی به سراغ‌شان بیاید. تصور نکنید فقط افرادی که تمام روز گریه می‌کنند و از تخت‌شان بیرون نمی‌آیند، افسرده هستند. افزایش تحریک‌پذیری نیز یکی از نشانه‌های معمول افسردگی است.

۳. اضطراب

اضطراب نیز یکی از دلایل خشم و عصبانیت است. اضطراب بیش‌ازحد سبب می‌شود افراد تحت فشار قرار بگیرند. به همین دلیل، این افراد زیاد کار می‌کنند تا بتوانند این احساس درونی را مدیریت کنند. کافی است در این حالت یک وضعیت دشوار برای‌شان پیش بیاید، به‌سرعت به‌هم می‌ریزند و این حالت به‌صورت خشم یا عصبانیت ظاهر می‌شود.

۴. انتظارات ما

عصبانیت - انتظارات ما

تحقیقات روان‌شناسی نشان می‌دهد که علت عصبانیت بسیاری از افراد و زوج‌ها به‌نوع روابط‌شان برمی‌گردد. درواقع آنها از دست همسر، فرزندان، والدین و همکاران‌شان عصبانی هستند. برای مثال آنها فکر می‌کنند که دیگران آنها را نادیده می‌گیرند یا مهم نیستند و آن ارزش لازم به کارهایشان داده نمی‌شود.

گاهی اوقات برآورده‌نشدن انتظاراتی که از دیگران دارید، سبب ایجاد خشم و عصبانیت می‌شود. به عنوان مثال، انتظار دارید دوستان‌تان از شما حمایت کنند، اما آنها این کار را نمی‌کنند. انتظار دارید همسرتان بیشتر در کارهای منزل کمک کند، اما او این کار را انجام نمی‌دهد. این موارد خشم و عصبانیت را در شما ایجاد می‌کنند. البته ممکن است در آن لحظه علت این عصبانیت را ندانید.

یکی دیگر از دلایل عصبانیت این است که ما تمایل داریم، چیزهایی که در اطراف‌مان است تحت کنترل خودمان بگیریم. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که دوست دارند به دیگران کمک کنند، روش کنترل خشم خود را یاد می‌گیرند و در برقراری رابطه‌ سالم با دیگران موفق عمل می‌کنند.

۵. ترس و تنهایی

عصبانیت - ترس و تنهایی

گاهی اوقات ممکن است تمایل به انجام کارها به‌تنهایی یا احساس ترس، خودش نشانه‌ای از وجود عصبانیت باشد. در این حالت حس عصبانیت در شما وجود دارد، اما نمی‌توانید آن را نشان دهید.

شخصی به نام سیندی، یک نمونه از این موارد است. او به ظاهر شاد و پرانرژی بود، اما اغلب احساس خستگی می‌کرد. سیندی تلاش می‌کرد همه را از خود راضی و خوشحال نگه‌ دارد. او دو کودک معلول داشت و همسرش نیز در کارها به او کمک نمی‌کرد. سیندی در ۳۰ سالگی به یک روان‌پزشک مراجعه کرد. بررسی افکار و احساسات او نشان داد دلیل عصبانیت زیاد او، رفتار اشتباه خودش است. او برای همه وقت می‌گذاشت اما نسبت به خودش بی‌اعتنا بود. همه‌ی کارها را به‌تنهایی انجام می‌داد و به همسرش فرصت نمی‌داد که با فرزندان‌شان رابطه‌ی خوبی برقرار کند. درواقع دلیل عصبانیت او تنهایی و پشتیبانی‌نکردن همسرش بود.

شاید شما هم مثل سیندی، با احساس‌تان هماهنگ نیستید. فریس (نویسنده‌ی کتاب «۴ قدم ضروری برای ایجاد اعتماد به نفس») می‌گوید: «بیشتر ما یاد نگرفته‌ایم که چگونه احساسات‌مان را کنترل و هدایت کنیم. هنگامی‌که جامعه ما را تشویق می‌کند که مطیع باشیم و از درگیری‌ها دوری کنیم، خشم بیشتری به ما هجوم می‌آورد، زیرا احساس خشم به‌طور مشخص در ما وجود دارد».

بسیاری از ما به دلیل ترس از آسیب‌زدن به احساس دیگران یا خراب‌شدن روابط‌مان با آنها، از بروز خشم‌مان می‌ترسیم. درواقع احساس خشم نباید فروخورده شود و فقط باید به آن درست توجه کرد. کنترل احساس با سرکوب‌کردن آن کاملا متفاوت است. هر یک از احساسات ما واقعیتی را به ما نشان می‌دهند. احساس خشم و عصبانیت نیز به ما نشان می‌دهد که موضوع یا چیز اشتباهی وجود دارد که باید برطرف شود.
به‌عنوان مثال سیندی باید با همسر خود صحبت می‌کرد، درباره‌ی نگرانی‌هایش می‌گفت و از او می‌خواست بیشتر حمایتش کند تا حس کند تنها نیست. ما باید یاد بگیریم به خودمان توجه کنیم و با مدیریت افکارمان، راه حل مناسب را قبل از عصبانیت پیدا کنیم.

موارد پیشنهادی زیر می‌تواند در مدیریت خشم و عصبانیت به شما کمک کند

عصبانیت - مدیریت خشم

  • نشانه‌هایی که قبل از ایجاد خشم به سراغ‌تان می‌آید بشناسید؛ این نشانه‌ها می‌تواند برای هرکسی متفاوت باشد.
  • بدون اینکه کسی را سرزنش کنید، احساس‌تان را بروز دهید.
  • برای حل مشکلاتِ پیش‌رو برنامه‌ریزی کنید.
  • نفس عمیق بکشید.
  • مراقب افکار منفی تحریک‌کننده باشید.
  • اگر در شرایط بدی هستید از دیگران کمک بخواهید.
  • وقتی اوضاع بدتر می‌شود و در شرایط بدی قرار می‌گیرید کمی به خودتان فرصت دهید. به دیگران بگویید که می‌خواهید گفت‌وگو را در شرایط دیگری که هر دو آرام هستید ادامه دهید.

به‌طور کلی خشم احساسی ثانویه است و علت اصلی این سرخوردگی و تحریک‌پذیری، احساسات آسیب‌زایی مثل تنهایی (مانند مورد سیندی)، غم و اندوه یا ترس است که معمولا پیداکردن عامل اصلی می‌تواند سخت باشد. درواقع احساسات مانند یک اقیانوس است که فقط سطح آن دیده می‌شود و باید علت اصلی ایجاد احساس بررسی شود.

به‌یاد داشته باشید که احساس عصبانیت و خشم به‌معنای انجام رفتاری خشونت‌آمیز نیست. خشم احساسی ارزشمند و حیاتی است. شناخت احساس خشم و استفاده از این آگاهی برای درک احساسات آسیب‌پذیر مفید و کلید سلامت عاطفی است.


در ادامه بخوانید: چگونه از احساسات منفی به نفع خود استفاده کنیم؟
هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر

به کمک زبان بدن، ناگفته‌ها را بگویید و بشنوید

۸،۰۰۰ تومان


منبع psychcentral
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین دیدگاه‌ها (از 47 دیدگاه)
  1. محمد می‌گوید

    سلام من یک جوان رو به میان سال ۳۲ ساله هستم و تا بحال هیچ گونه رابطه ای با جنس مخالف نداشتم به تمام زوج های مشروع و غیر مشروع حسودیم میشه وهمیشه ی خدا بی دلیل اعصابم خورده حتی تا نزدیک بود مرتکب قتل هم بشم به نظر شما آیا این عدم پاسخ گویی به نیاز های جسمی و عاطفی می‌تونه دلیل این همه عصبانیت باشه . ممنونم ازتون

    1. فرناز تاج‌بخش می‌گوید

      سلام دوست عزیز؛
      شاید تو بخشی از عصبانیت های شما نقش داشته باشه. پیشنهاد می کنم از مشاور یا روانشناس کمک بگیرید.

  2. اجازه بدین بینام بمونم می‌گوید

    سلام من سر کوچک ترین چیز ها واکنش های بزرگی نشان میدهم
    بزرگ در حد دعوا های فیزیکی ولی زود پشیمون میشم
    اما خب دیگه فایده ای نداره و من همه چیز و خراب کردم
    زندگیم در حال فروپاشیه ولی من نمیتونم خشم خودمو کنترل کنم
    من یک زنم و سیاست زنانه ندارم متاسفانه چون کسی نبود ک بهم یاد بده ، مادرم هم یه زن فوق العاده عصبی و پرخاشگره
    من کودکی سخت و پر تلاطمی داشتم حتی نوجوانی ام پر از حسرت و عقده بود
    زمانی هم که ازدواج کردم خانواده شوهرم ظلم بینهایتی به من کردند و همچنان هم دارن ادامه میدن ، واقعا نمیدونم چیکار کنم ، از پس هزینه های مشاور هم بر نمیام واقعا حال روحی اصلا خوبی ندارم

    1. فرناز تاج‌بخش می‌گوید

      سلام دوست عزیز؛
      اینکه خودتون متوجه این شرایط هستید و میخواید برای بهبودش قدم بردارید اولین و مهم ترین قدم هست. می تونید از مراکز مشاور دولتی یا مشاوره های تلفنی که هزینه کمتری دارند استفاده کنید و تو این زمینه از کتاب های خوب استفاده کنید. ولی حتما به بهبود این موضوع فکر کنید و راهتون رو ادامه بدین.

  3. ژیلا می‌گوید

    سلام وقتتون بخیر من این راهکار ها رو خوندم اما فکر نکنم هیچ تاثیری روی عصبانیت عجیب غریب من داشته باشه من وقتی سر چیز کوچیکی ناراحت میشم بغض میکنم تا پایان همون روز و همه کارام بد پیش میره و طرف مقابل رو خیلی اذیت میکنم با ناراحتیم و موقع خواب گریه میکنم چون دلم واقعا میشکنه چطور میتونم مقاومت کنم در مقابلش؟

    1. فرناز تاج‌بخش می‌گوید

      سلام ژیلا جان؛
      با توضیحاتی که دادین پیشنهاد می کنم از مشاور یا روانشناس کمک بگیرید تا در کنار هم از تکنیک های کاربردی تری برای مقابله با عصبانیت استفاده کنید یا ریشه ای تر این موضوع رو بررسی کنید.