عشق در نگاه اول چیست و آیا باید آن را جدی گرفت؟

20

عشق یکی از تجربه‌های مشترک میان انسان‌هاست که علی‌رغم لطافتش، بسیار قوی و نیروبخش است؛ احساس لذت‌بخشی که تجربه‌ی آن برای هر فردی خوشایند است. معمولا آنچه از عشق در ذهن داریم، عشق افلاطونی و ماورای چهارچوب‌های زندگی زمینی است، اما در واقعیت بسیاری از ما به عشق‌هایی دچار شده‌ایم که به‌سرعت و با معیارهای ظاهری اتفاق افتاده‌اند. عبارت رایج برای این نوع عشق «عشق در نگاه اول» است. عده‌ای معتقدند امیدی به دوام این نوع عشق نیست و عده‌ای دیگر اساس آن را تمایلات نفسانی می‌دانند، اما روابط عاشقانه‌ی بسیاری با جرقه‌ی عشق در نگاه اول شکل گرفته‌اند و ادامه پیدا کرده‌اند.

عشق در نگاه اول چیست؟

«عشق در نگاه اول» صرفا دیدن یک‌باره‌ی فرد و تلاقی نگاه‌ها نیست، بلکه معمولا افراد بعد از اولین برخورد و تعامل با معشوق خود، عاشقِ او می‌شوند؛ و این یعنی صفاتی در رفتار، طرز صحبت و حرکات فرد وجود دارد، که باعث عشق شده است.

آمادگی اولیه نیز شرط اصلی عاشقی است، اگر آماده‌ی عاشق شدن باشید، احتمال اینکه این اتفاق برای‌تان بیفتد زیاد است.

یکی از بخش‌های بدن که با دیدن معشوق به‌کار می‌افتد و در انتخاب جفت مناسب به ما کمک می‌کند، سیستم بویایی است. اگر بوی بدن فرد موردنظر با ژنتیک متناسب‌مان سازگار باشد، ما به سمت معشوق جذب می‌شویم.

ما در مغز خود راهنمایی برای عشق داریم که برخی از تصمیم‌گیری‌های مغز براساس این راهنماست.

راهنمای عشق چیست؟

عشق در نگاه اول- نقشه‌ی عشق در مغز

از لحظه‌ی تولد در ضمیر ناخودآگاه ما فهرستی از ویژگی‌های خوب و بد شکل می‌گیرد. همچنین تجربه‌های عاشقانه‌ای که در گذشته داشته‌ایم، موارد دیگری به این فهرست اضافه می‌کند و راهنمای عشقیِ ما را به‌وجود می‌آورد.

توجه مهم
مطالعه مقالات و جستجو در اینترنت باعث افزایش اطلاعات عمومی شما می‌شود اما هیچ وقت نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای مراجعه به متخصص و دریافت مشاوره‌های تخصصی باشد.
اگر دچار مساله‌ای شده‌اید، مشورت با مشاوران ماهر و متخصص می‌تواند مسیر زندگی شما را هموارتر کند. جهت مشاهده لیستی از بهترین مشاورها و روانشناس‌ها و دریافت مشاوره حضوری یا تلفنی، کلیک کنید:

مشاهده بهترین روان‌شناسان

برخی از متخصصان معتقدند وقتی عشق در نگاه اول رخ می‌دهد، درواقع این ضمیر ناخودآگاه ماست که براساس ویژگی‌های فردی که در گذشته به او علاقه‌مند بوده‌ایم (معشوق سابق و حتی پدر یا مادر)، معشوق فعلی ما را انتخاب می‌کند، چون برخی از ویژگی‌های او مانند بو، خاطره یا طرز رفتار فرد، با تصویر ذهنی ما مطابقت دارد.

هر چه ویژگی‌های فرد با فهرست ذهنی ما هم‌خوانی داشته باشد، شدت عشق ما نیز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی مغز هیجان‌زده می‌شود و شروع به پردازش اطلاعات می‌کند و در واکنش به پردازش اطلاعات، تغییراتی در بدن ما به‌وجود می‌آید؛ ضربان قلب افزایش می‌یابد، خون با سرعت بیشتری پمپاژ می‌شود و حالتی از سرمستی به فرد دست می‌دهد. در مغز دوپامین ترشح می‌شود و تولید این ماده منجر به شادی بیشتر می‌شود و ما را احساساتی‌تر می‌کند.


حتما بخوانید: از کجا بفهمیم عاشق شده ایم؟

چه کسانی به عشق در نگاه اول دچار می‌شوند؟

مردان بیشتر از زنان به عشق در نگاه اول دچار می‌شوند

نتایج بررسی بر روی ۸۰۰۰۰ هزار نفر در سراسر جهان نشان می‌دهد، مردان بیشتر از زنان در نگاه اول عاشق می‌شوند؛ این میزان در مردان ۴۸ درصد و در زنان ۲۸ درصد است. مردان بیشتر تحت‌تأثیر ظاهر زنان قرار می‌‌گیرند و چون ویژگی‌های ظاهری به‌سرعت تغییر نمی‌کنند، احساس عشق تا مدتی در مردان باقی می‌ماند. اما چون زنان به‌طور غریزی نقش مادری و نگهداری از نطفه را برعهده دارند، در روابط عاشقانه‌ی خود محتاط‌تر هستند و هنگامی‌که بدانند مرد موردعلاقه‌ی آنها به خوبیِ ظاهرش نیست، احساس عشق در زنان به همان سرعتی که به‌وجود آمده، از بین می‌رود.

طبیعتا افرادی که جذابیت ظاهری دارند، بیشتر از سایرین، عشق در نگاه اول را تجربه کرده‌اند.

آیا ویژگی‌های ظاهری در ایجاد عشق واقعی نقشی دارند؟

جذابیت ظاهری در ایجاد عشقِ واقعی، اثرگذار است اما کافی نیست، برای ماندگاری عشق مواردی همچون پیشینه‌ی فرد، هوش او و صفات مهمی مانند مهربانی، صداقت و شوخ‌طبعی نقش مهمی ایفا می‌کنند.


حتما بخوانید: چگونه زنان را عاشق خود کنیم؟

آیا تنها با نگاه کردن می‌توان به شخصیت فرد پی برد؟

عشق در نگاه اول

کارشناسان زبان بدن معتقدند که به‌راحتی و با نگاه کردن به افراد می‌توان به برخی از ویژگی‌های شخصیتی آنان پی برد، چون حالت بدن و صورت ما بازتابی از شخصیت ماست.

افراد بااعتمادبه‌نفس و شاد، محکم و باغرور راه می‌روند، تماس چشمی برقرار می‌کنند و لبخند بر لب دارند.

افراد ناراحت و غمگین خمیده راه می‌روند، از تماس چشمی خودداری می‌کنند و اخمو به‌نظر می‌رسند.

پس تا حدودی می‌توان با یک نگاه به شخصیت فرد پی برد.


حتما بخوانید: جزئیاتی که مردم بر اساس آنها شخصیت شما را قضاوت می‌کنند

هاله‌ی جذابیت

هاله‌ی جذابیت به این معناست که ما معمولا صفات خوب را به افراد خوش‌قیافه نسبت می‌دهیم و فکر می‌کنیم این افراد، مهربان‌تر و شادتر هستند.

در عشق‌های رمانتیک هرچه در معشوق خود می‌بینیم مثبت و دوست‌داشتنی است و تا مادامی‌که او خلاف آنچه ما فکر می‌کنیم رفتار نکند، عشق ما شدید و طولانی باقی خواهد ماند.

جاذبه‌ی جنسی

جاذبه‌ی جنسی در همان سطوح اولیه روی می‌دهد و ممکن است ما از وقوع آن باخبر نباشیم. در بررسی‌ِ انجام‌شده‌ای مشخص شد که افراد در کسری از ثانیه می‌توانند درباره‌ی جذابیت جنسی معشوق خود نظر بدهند.

جذابیت جنسی مهم است و یکی از سنگ بناهای عشق محسوب می‌شود اما عشق برای دوام به عوامل دیگری نیز نیاز دارد.

صمیمیت و تعهد دو عامل اساسی است که با گذشت زمان به‌وجود می‌آید.


حتما بخوانید: مردان با چه زنانی ازدواج نمی‌کنند؟

هاله‌ی شخصیت

در هاله‌ی جذابیت، فرد خوش‌قیافه را مهربان‌تر تصور می‌کنیم و ممکن است در نگاه اول عاشقش شویم. در اینجا هاله‌ی‌ شخصیت است که بر دوام عشق تأثیر می‌گذارد. وقتی فردِ خوش‌قیافه،‌ خسته‌کننده و گستاخ باشد، عشق به‌وجودآمده به‌سرعت از بین می‌رود یا برعکس این مورد، ممکن است فردی که زیبایی ظاهری چندانی ندارد، با شوخ‌طبعی و شیرینی خاص خود دل دیگران را برباید.

آیا باید عشق در نگاه اول را جدی گرفت؟

عشق در نگاه اول می‌تواند شروعی برای یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی بلندمدت باشد، اما اساس این رابطه نخواهد بود. به عبارت دیگر در این نوع عشق، احساسات و امیال جنسی بیشتر به‌عنوان دو عامل در روابط عاشقانه نقش دارند.

هرچه معشوق با ویژگی‌های موردعلاقه ما سازگارتر باشد، عشق ما دوام بیشتری خواهد یافت.


در ادامه بخوانید: عشق چیست و چه را‌ه‌هایی برای تشخیص واقعی بودن آن وجود دارد؟
اگر می‌خواهید دلیل بسیاری از رفتارهای شریک عاطفی، یا حتی خودتان را در رابطه متوجه شوید، حتما این کتاب را بخوانید.
منبع Dailymail
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین دیدگاه‌ها (از 20 دیدگاه)
  1. SB می‌گوید

    سلام

    مقاله ی امیدوار کننده و خیلی جالبی بود.
    ما همیشه شنیده بودیم عشق در نگاه اول اصلا برای زندگی مشترک مناسب نیست، پس باید بیخیالش شد.

    راستش من نظرات و متن رو کامل خوندم. تقریبا هیچ کس به جز یه نفر حس من رو تجربه نکرده.
    عشق در نگاه اول، شاید میتونه دو منظور داشته باشه، یکی اول اینک (مثل من) بعد از دیدنش، چند روز بعد چنان حسی بهش دست بده که همیشه تو وجودش باشه، دوم اینک همون اول، مثل بعضی اوقات ک تجربش کردم، تو صحبت های اول با نگاه اول، یا آشنایی با طرف، عاشقش میشیم، که این مورد اصلا بدرد نمیخوره.

    اما این ها زیاد مهم نیست. اومدم از کسایی ک اطلاع دارن و متخصصان این سایت کمکی در مورد زندگیم بگیرم؛

    تقریبا، یه سال و نیم پیش، یه دختر بسیار زیبا رو در یک مکان برای تفریح خارج از شهر دیدم. بسیار خوش اندام، خوش چهره و رفتار هاش برام جذاب بود.

    اینک میگید با علایق من شازگاری بیشتری داره، من حدس میزنم سازگاری بالایی داره، چون خیلی وقته تو ذهن من نشسته و تقریبا تو یه هف روز هفته من پنج شبشو بهش فکر میکنم. تقریبا یه سالو نیمه.

    من اصلا باهاش صحبتی نداشتم. اینطوریم نیست ک همون روز عاشقش شده باشم. وقتی فرداش سرکار رفتم و به اون دختره فک کردم؛

    آخه خیلی بنظرم خوشگل اومده بود، اون روز من این فکر به سرم زد که چقد زیباست.

    بهش فکر کردم و کل وجودم رو این دختر گرفت، بدبختی و مدام ترشح این چیزا بهم روی میاورد. اینک بخام بگم در چه حد زیبا بود، هیچ زنی تو تمام عمرم، از بازیگران و افراد مختلف، شک ندارم اون، از همشون قشنگ تره. شاید حتی، یه درصدم شک نداشته باشم. چون یه ساله باور های مختلفی توم ازش شکل گرفت.

    حتی این باور که:
    عه من نمیشناسشم ولی تقدیر میگه هر آدم رو دو بار میبینی، پس دفه ی بعد دیدی برو ازش خواستگاری کن.
    یا اینک اون دختر فقط برای من ساخته شده؛ این یکی خیلی در من رشد کرده ک من و اون خیلی شباهت داریم، پس برای همیم.

    خلاصه یه سالو نیمه میگذره، از شعله ی این عشق داره کمتر میشه و من به شدت ناراحت که اگ این ماجرا تموم بشه من هیچ هدفی نخواهم داشت، هیچ وقت ممکنه واقعا عاشق نشم، چرا؟ چون این مورد رو عشق واقعی میبینم، اگ شعله ی این عشق تموم بشه، من به شدت افسردگی خواهم گرفت و از این حرف ها.

    ببینید من از این موضوع حیلی نگرانم، نه ب خاطر موارد بالا، به خاطر اینک شنیدم ظاهر معیار اصلی نیست، اگ من باهاش ازدواج کردم و به هم نخوردیم چی؟
    خیلی از این میترسم.
    چون اصلا نمیشناسم، حتی اسمشو نمیدونم، چه برسه به خلقیاتش!

    اینم باید بگم حسم هنوز قویه ( قبلا به شدت بهش معتاد بودم و هر شب و هر روز بهش فکر میکردم ) و خیلی از نا امیدی ها سراغم اومد؛
    مثل اینک، خب دختره خوشگله و خیلی خاطر خواه داره، خواهرش دوس پسر داشت و دو پسرم دنبال این بودند؛
    فکر این من و میکشه و زنده میکنه. دلم میخاد کلمو بکوبونم تو دیوار که چرا اونا به دختره نگا میکردن.
    اگ من صبر کنم و اون در آینده ازدواج کنه چی؟
    این فکرا من و نابود میکنه ولی این حس انقدر قویه که از دوس داشتنش پشیمونم نمیکنه.
    شایدم خودمو گول میزنم!

    دیگ نمیدونم چی بگم؟
    هر چقد بگم ازش کم گفتم.

    خواستم راهنماییم کنید.
    آیا عاشق شدم؟
    آیا باید منتظر سرنوشت باشم؟
    آیا باید تا زمانی ک با اون دوباره میبینمش، ازدواج با دیگر دختر ها رو فراموش کنم؟
    آیا سرنوشت اونطوری ک میخام میچرخه؟
    آیا اون ازدواج میکنه با غیر از من؟

    اینم بازم بگم من هیچی ازش نمیدونم، سعیمو میکنم با اطلاعاتی ک کم نیستن، هر چه زودتر پیداش کنم، اما باور م میگه اگ نمیتونی پیدا کنی، این ینی تقدیر و سرنوشت نمیخاد فعلا بهش برسی. هر وقت زمانش شد، خود خدا اونو برات میاره و به هم میرسید.ینی الان زمانش نیست و تو ضعیفی و قادر نیستی زندگی رو باهاش شروع کنی.

    امیدوارم کامل متوجه قضیه باشید و نظراتتون رو بم بگید.

    خیلی از حرفا هست که گفتنش فقط سر شمارو درد میاره، اما تلاش کردم کلیات رو بگم.

    انقدر گستردس، که نمیتونم متن رو کامل کنترل کنم. بهش اضافه کنم یا کم کنم.
    خودتون ببخشید و راهنماییم کنید.

  2. Rezaesmaeili می‌گوید

    سلام،من وقتی اون کسی رو که دیدم اولش هیچ حسی نداشتم(داشتم ولی ن زیاد) ولی ب مرور زمان این افزایش یافته و الان ی لحظه هم نمیتونم از فکرش در بیام؛ آیا ب این میشه عشق گفت؟!

  3. Ali می‌گوید

    سلام من این عشق در نگاه اول رو تجربه کردم البته فقط یک نگاه نبوده…
    یک روز رفتم درمانگاه پزشکش خانم بود بعد از معاینه خیلی تحت تاثیر رفتارش،ظاهرش،لحن صداش قرار گرفتم.خلاصه تا سه روز یه حس عجیبی داشتم
    از روز چهارم به بعد همیشه بی قراری میکنم همیشه اون خانم تو ذهنمه
    بعضی اوقات خیلی ناراحتم گریه ام میگیره
    همیشه با خودم میگفتم یه بار دیگه باید ببینمش تا اینکه بعد از دوهفته شیفت کاری شو درآوردم رفتم دیدمش یه طوری با موبایلم ازش فیلم گرفتم… فکر میکردم ببینمش حالم بهتر میشه دیدمش حسرتم گرفت حالم بدتر و بدتر شد
    الانم یه ماهه همینه وضعم افسرده هم شدم روزایی ام که اون خانم داخل درمانگاه مشغول به کاره مثل دیونه ها میرم از دور نگاش کنم
    خواهش میکنم راهنماییم کنید چطور فراموشش کنم یا چیکار کنم خیلی حالم بده…ممنون