کتاب مرشد و مارگاریتا؛ پیوند متفاوت واقعیت و خیال

0

«کتاب مرشد و مارگاریتا» نوشته‌ی میخائیل بولگاکف است. نمایش خلاقیت و قدرت تخیل نویسنده در کلمات کتاب، حسابی در ذهنتان ماندگار می‌شوند همچنین ماجراهای رازآلود و اسرارآمیز کتاب بسیار خواندنی و جذاب‌اند. نویسنده همچنین با هوشمندی تمام، بارها فضای بسته جامعه آن زمان را برایتان به تصویر کشیده است. درباره این اثر ماندنی، در این مطلب بیشتر بخوانید.

شناسنامه‌ی کتاب

عنوان اصلی کتاب: Мастер и Маргарита

عنوان کتاب به فارسی: مرشد و مارگاریتا

نویسنده‌ی کتاب: میخائیل بولگاکف

تعداد صفحات کتاب: ۴۴۴

درباره‌ی کتاب مرشد و مارگاریتا

تصور کنید یک روز بهاری با یکی از دوستان خود درحال قدم زدن در پارک هستید. حین گفت‌وگویتان، با شخصی دیگر آشنا می‌شوید که به‌طرز شگفت‌آوری همه‌ی باورهایتان را به‌چالش می‌کشد. حالا تصور کنید این تازه‌وارد، شیطان است.

تمام این ایده‌ی هیجان‌انگیز و اتفاقات بعدی آن، از ذهن خلاق بولگاکف سرچشمه می‌گیرد؛ نویسنده‌ای که سیزده سال مشغول نوشتن این کتاب ارزشمند و جنجالی بود. محتوا و مضمون کتاب آن‌قدر قدرتمند است و تا بدان حد جامعه‌ی شوروی را به‌چالش می‌کشد که تا بیست‌وپنج سال پس از مرگ بولگاکف، اجازه‌ی انتشار نیافت.

جالب است بدانید کتاب مرشد و مارگاریتا پس از حذف ۲۵ صفحه و تغییر برخی نام‌ها، سرانجام در سال ۱۹۶۵ در تعداد محدودی چاپ شد. همین تعداد محدود هم با استقبال بسیار زیادی روبه‌رو شد؛ به‌طوری‌که در بعضی نقاط شهر، صد برابر قیمت پشت جلد، به‌فروش رسید.

رمان از دو خط اصلی و یک جریان فرعی تشکیل‌ شده است. داستان نخست درباره‌ی ورود شیطان به مسکو و دومین داستان مربوط به پونتیوس پیلاطس، قیصر روم در زمان مصلوب شدن عیسی مسیح است. داستان فرعی هم مربوط به عشق مرشد و مارگاریتاست.

کتاب مرشد و مارگاریتا با مضامین سیاسی و فلسفی، به‌شکلی هوشمندانه بارها به فضای بسته و سرکوبگر جامعه اشاره می‌کند که به‌روشنی می‌توان اعتراض نویسنده را نسبت به فضای فاسد حاکم بر محافل ادبی و هنری آن زمان مشاهده کرد.

آیا این کتاب برای شماست؟

با وجود متن سخت‌خوان و پیچیده‌ی کتاب مرشد و مارگاریتا، هنوز هم از کتاب به‌خوبی استقبال می‌شود و به‌شدت محبوب است. با توجه به جنجال‌هایی که کتاب در پی داشت، حتما کنجکاو خواهید شد که چه داستانی با چه معنی و مفهومی این جنجال‌ها را آفریده است. مرشد و مارگاریتا حتما ارزش خواندن یا حتی شنیدن نسخه‌ی صوتی آن را دارد. در حال حاضر کتاب صوتی مرشد و مارگاریتا در وبسایت نوار قابل تهیه است.

بخش‌هایی از کتاب

مارگریتا به مرشد گفت: «به سکوت گوش بده.»

شن‌ها زیر پای‌ برهنه مارگریتا صدا می‌کرد. «به سکوت گوش بده و لذت ببر. این همان آرامشی است که در زندگی رنگ آن را هرگز ندیده بودی. آنجا را نگاه کن، خانه ابدی تو آنجاست؛ این پاداش توست…»

مدیر: … مردم به اندیشه‌های والا هیچ آموخته نیستند. نیاز به چیزی دارند پرمایه و سرگرم‌کننده، اما معجزه‌ای چنین دل‌نشین از چه کسی ساخته است؟

شاعر: از این توده‌ی مردم سبک‌سر با من سخن نگویید. دیدارشان هراسانم می‌کند و اندیشه‌ام از آن یخ می‌بندد. این گردباد ابتذال که زنگ ملال می‌خوردش ما را با خود به جهان بیکارگی‌اش می‌کشاند. شما آن‌گونه که می‌توانم دید قلم‌فرسایی ملال‌آور نویسندگان روزگار ما را می‌پسندید.

مدیر: همین است. من به نبوغ و هنر ارج می‌نهم. به کارشان بگیرید؛ اما چیزی را به‌تصادف واگذارید و آن عشق است… زندگی است… مردم یکدیگر را می‌بینند، به هم دل‌بسته می‌شوند. چگونه؟ کس چه می‌داند. حقیقتی اندک را چاشنی تخیل بسیار کنید. تماشاگران نیاز به یک آینه‌ دارند، نه یک نقاشی. بگذارید هر شب بیایند و خود را در آن ببینند.»

تهیه شده در chetor

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.