۷ سوال عجیب برای یافتن هدف زندگی‌

91

خیلی از آدم‌ها بدون اینکه هدف مشخصی داشته باشند، فقط عمر می‌گذرانند و وقت و انرژی‌شان را به باد فنا می‌دهند. عده‌ای از سرگردان‌های بی‌هدف شاید تا ۵۰ سالگی هم نفهمند که چه عمر درازی را به پوچی هدر داده‌اند. اما عده‌ی دیگری هم هستند که چون هدف زندگی‌شان را پیدا نمی‌کنند، حسابی آشفته و بدحال هستند و از اینکه زندگی بی‌هدف‌شان، هیچ مفهوم خوشایندی ندارد، به شدت خسته شده‌اند. در ادامه، مارک مَنسون (Mark Manson)، نویسنده و مشاور توسعه‌ی فردی، با اشاره به ۷ سوال عجیبی که برای یافتن هدف زندگی‌تان باید از خود بپرسید، راه چاره را نشان‌تان خواهد داد.


حتما بخوانید: تمرکز روی هدف با ۱۰ قدمی که شما را به خواسته‌هایتان می‌رساند

روزی برادرم، زمانی که فقط ۱۸ سال داشت، یکهو مثل جن وسط اتاق پذیرایی ظاهر شد و با غرور به من و مادرمان اعلام کرد که می‌خواهد سناتور شود. در آن لحظه، من داشتم با کاسه‌ی بِرِشتوکم حال می‌کردم، اما گویا مادرم همچین چیزی در جوابش گفت: «چرا که نه قوربونت برم.»

تا ۱۵ سال، تمام تصمیمات زندگی برادرم معطوف شده بود به تحقق همین یک هدف. در انتخاب اینکه در چه رشته‌ای درس بخواند، کجا زندگی کند، با چه آدم‌هایی رفت‌و‌آمد داشته باشد و حتی تعطیلات و آخر هفته‌هایش را چطور بگذراند، فقط و فقط به سناتور شدن فکر می‌کرد.

حالا، بعد از نیم‌عمر زندگی کاری، برادرم رئیس یکی از احزاب سیاسی شهرش و نیز جوان‌ترین قاضی ایالت است. تا چند سال دیگر هم قصد دارد خودش را برای بار اول کاندید انتخابات کند.

اما خواهشا منظورم را اشتباه برداشت نکنید. برادرم یک استثنا است. این اتفاق به ندرت می‌افتد.

اغلب‌ ما بعد از اینکه درس‌مان تمام می‌شود، می‌رویم سر کار و پول درمی‌آوردیم، اما باز هم نمی‌دانیم که از زندگی‌مان چه می‌خواهیم. خودم بین ۱۸ تا ۲۵ سالگی، مدام داشتم از این شاخه به آن شاخه می‌پریدم. حتی بعد از اینکه کسب‌وکاری دست‌ و پا کردم، تازه در ۲۸ سالگی بود که فهمیدم از زندگی چه می‌خواهم.

به احتمال خیلی زیاد، شما هم مثل من هستید نه مثل برادرم، و اصلا نمی‌دانید که از زندگی چه می‌خواهید. این چالشی است که تقریبا همه‌ی ما در بزرگسالی دچارش می‌شویم. «قراره با زندگیم چی کار کنم؟» «به چی علاقه دارم؟» «توی چی استعداد دارم؟» گاهی وقت‌ها، آدم‌های ۴۰ یا حتی ۵۰ ساله‌ به من ایمیل می‌زنند و گِله می‌کنند که هنوز نمی‌دانند از زندگی‌ چه می‌خواهند.

بخشی از این مشکل به خودِ مفهوم «هدف زندگی» برمی‌گردد. این مفهوم برای خیلی از ما یعنی اینکه هر کدام‌مان برای هدف والایی زاده شده‌ایم و ماموریت کیهانی‌مان این است که به دنبال هدف نوشته شده در طالع‌مان بگردیم. این دقیقا همان طرز فکری است که توجیه می‌کند مثلا فلان سنگ، خاصیت ماوراءالطبیعه دارد یا مثلا عدد شانس‌تان ۳۴ است، اما فقط در روزهای پنج‌شنبه یا زمانی که ماه، قرص کامل باشد.

بگذارید حقیقت را برای‌تان روشن کنم. ما برای مدت نامعلومی قرار است روی این کره‌ی خاکی زندگی کنیم. در طول این مدت، کارهای زیادی انجام می‌دهیم که بعضی‌هاشان باارزش و بعضی دیگر بی‌ارزش هستند. کارهای باارزش به زندگی‌مان معنی و شادی می‌بخشند و کارهای بی‌ارزش، اساسا فقط وقت‌کُشی هستند.

پس وقتی مردم از خودشان سوال می‌کنند که «با زندگیم چی کار باید بکنم؟» یا «هدف زندگیم چیه؟»، در واقع منظورشان این است که «وقت باارزشم رو چطوری می‌تونم پُر کنم؟»

خیلی بهتر است که همین سوال آخر را از خودمان بپرسیم، چون مدیریتش راحت‌تر است و مثل سوال «هدف زندگیم چیه؟» مزخرف نیست. دلیلی ندارد صبح تا شب با ظرف پفک در دست، روی کاناپه وِلو شوید و مدام در فکر اهمیت کیهانی زندگی‌تان باشید. در عوض، تنبلی را کنار بگذارید و سعی کنید بفهمید چه کارهایی به نظرتان باارزش هستند.

یکی از پرتکرارترین سوالاتی که مردم به من ایمیل می‌زنند، این است که باید با زندگی‌شان چه کار کنند و اصلا هدف زندگی‌شان چیست. امکان ندارد که جواب این سوالات، پیشِ من باشد. من شاید تهِ ته‌‌اش همین‌قدر بدانم که مثلا فلان آدم از گپ زدن پای تلفن یا راه انداختن بساط کباب خوشش می‌آید. من هیچ سرنخ به درد بخوری ندارم. اصلا در جایگاهی نیستم که به دیگران بگویم درست و غلطِ زندگی‌شان چیست یا اینکه چه هدفی باید داشته باشند.

خلاصه بعد از مدتی تحقیق، چند تا سوال طراحی کردم که فکر می‌کنم کمک‌تان کنند امور باارزش و بی‌ارزش زندگی‌تان را از هم تفکیک کنید و بتوانید بالاخره به زندگی‌تان معنی بیشتری ببخشید. این سوالات به هیچ‌وجه سوالاتی عصا قورت داده‌ نیستند، بلکه بیشتر به شوخی شباهت دارند. خلاصه اینکه سوالاتم شاید خنده‌دار به نظر برسند، چون پیدا کردن هدف زندگی، اقدامی است که باید جالب و سرگرم‌کننده باشد و نه سخت و طاقت‌فرسا.

۱. بدمزه ترین چیزی که می‌توانید بخورید چیست؟

هدف زندگی

خُب، این سوال را پرسیدم تا حقیقتی را با شما در میان بگذارم که هیچ‌کس حاضر نیست قبلِ شروع یک مسابقه‌ی سرنوشت‌ساز به بازیکنان تیمش بگوید:

همیشه شرایط بر وفق مراد نخواهد بود

شاید فکر کنید دارم بدبینانه نگاه می‌کنم و حتی پیش خودتان بگویید: «بی‌خیال بابا، نیمه‌ی پُر لیوان رو ببین.» اما خودم واقعا فکر می‌کنم چیزی که گفتم یک ایده‌ی نجات‌بخش است.

به هر کاری که دست بزنید خلاصه باید یک چیزی را در عوضش فدا کنید. هر کاری قیمتی دارد. هیچ کاری نیست که بی‌وقفه لذت‌بخش و امیددهنده پیش برود. پس در واقع باید از خودتان بپرسید که چه سختی‌ها و فداکاری‌هایی را حاضرید به جان بخرید. ما آدم‌ها وقتی می‌توانیم پای خواسته‌های‌مان بایستیم که بلد باشیم با گیر و گرفتاری‌هایش هم کنار بیاییم و در روزهای اجتناب‌ناپذیرِ بدبیاری، شانه خالی نکنیم.

اگر می‌خواهید در زمینه‌ی فناوری به یک کارآفرین برجسته تبدیل شوید، اما طاقت شکست را ندارید، پس هیچ‌وقت به آرزوی‌تان نخواهید رسید. اگر می‌خواهید به یک هنرمند حرفه‌ای تبدیل شوید، اما جنبه‌اش را ندارید که ببینید اثرتان صدها یا حتی هزاران بار با بداقبالی رو‌به‌رو می‌شود، پس حتما قبل از اینکه شروع کنید کارتان ساخته است. اگر می‌خواهید به یک وکیل کار‌کُشته تبدیل شوید، اما نمی‌توانید سختی ۸۰ ساعت کارِ هفتگی را تحمل کنید، پس بد به حال‌تان.

در مقابل چه تجربه‌های ناخوشایندی می‌توانید تاب بیاورید؟ آیا حاضرید تمام شب را بیدار بمانید و برنامه‌نویسی کنید؟ آیا حاضرید تا ۱۰ سال دیگر تشکیل خانواده ندهید؟ آیا حاضرید تمسخرهای دیگران را تا به ثمر نشستن کارتان تحمل کنید؟

پس حالا کدام را میل دارید؟ حال‌تان از اتفاقات بدمزه‌ای که در مسیر خواهید دید به هم نخورد، چون راه دیگری برای رسیدن به هدف نیست.


حتما بخوانید: چطور شکست را به پیروزی تبدیل کنیم؟

۲. چه چیزی در زندگی الآن‌تان هست که کودک ۸ ساله‌ی درون‌تان را به گریه می‌اندازد؟

هدف زندگی

وقتی بچه بودم، عادت داشتم داستان بنویسم. ساعت‌ها تنهایی در اتاقم می‌نشستم و درباره‌ی خیلی چیزها مثلا موجودات فضایی، اَبَرقهرمان‌ها، جنگجویان بزرگ یا خانواده و دوستانم داستان می‌نوشتم. می‌نوشتم اما نه به خاطر اینکه کسی داستان‌هایم را بخواند یا والدین و معلم‌هایم را تحت تأثیر قرار دهم. نوشتن را فقط به خاطر لذتش دوست داشتم.

اما بزرگ‌تر که شدم، نویسندگی را بنا به دلایلی کنار گذاشتم و اصلا هم یادم نمی‌آید که چرا.

همه‌ی ما یک جورهایی در اینکه از علایق کودکی‌مان جدا بیفتیم، استعداد داریم. فشارهای اجتماعی و شغلی در اوایل جوانی، چنان شیره‌ی جان‌مان را می‌مکند که دیگر چیزی از علایق کودکی‌مان باقی نمی‌ماند. به ما یاد داده‌اند که تنها دلیل انجام هر کاری، فقط و فقط چیزی است که در عوضش به دست می‌آوریم.

حول و حوش ۲۵ سالگی بود که دوباره فهمیدم چقدر عاشق نویسندگی هستم. تازه موقعی که کسب‌و‌کار خودم را راه انداختم، یادم افتاد که چقدر از طراحی سایت‌های اینترنتی خوشم می‌آید، کاری که در اوایل نوجوانی فقط از روی تفریح انجامش می‌دادم.

حالا خنده‌دار این است که اگر کودک ۸ ساله‌ی درونم در ۲۰ سالگی از من می‌پرسید که «چرا دیگه هیچی نمی‌نویسی؟» و من جواب می‌دادم که «چون استعدادش رو ندارم» یا «چون هیچ‌کس نوشته‌هام رو نمی‌خونه» یا «چون نوشتن نون و آب نمی‌شه»، حتما پسربچه‌ی ۸ ساله‌ی درونم از مزخرفاتی که تحویلش داده بودم به گریه می‌افتاد.


حتما بخوانید: چطور برای رسیدن به هدف با انگیزه بمانیم؟

۳. مشغول شدن به چه کاری باعث می‌شود که غذا خوردن یا حتی دستشویی رفتن، یادتان برود؟

هدف زندگی

گاهی وقت‌ها اینقدر مشغول می‌شویم که اصلا گذر زمان را نمی‌فهمیم و به خودمان می‌گوییم: «اَه، لعنتی، کِی شب شد!»

فرض کنید وقتی آیزاک نیوتن داشت روی قانون جاذبه کار می‌کرد، مادرش مدام سرش را داخل اتاق می‌انداخت و به آیزاک دلبندش یادآوری می‌کرد که یک چیزی داخل دهانش بگذارد، چون این‌قدر درگیر کارش بود که احتمالا یادش می‌رفت چیزی بخورد.

من هم وقتی پای بازی‌های کامپیوتری می‌نشستم، دقیقا همچین وضعیتی داشتم. بازی‌ کامپیوتری فعالیت به درد بخوری نیست و من سال‌ها درگیر اعتیاد به این بازی‌ها بودم. به جای کارهای مهم‌تری مثل درس خواندن برای امتحان، استحمام منظم یا معاشرت رو در رو با دیگران، مدام نشسته بودم و داشتم بازی می‌کردم.

وقتی از بازی‌های کامپیوتری دست کشیدم، فهمیدم که دلیل اعتیادم، علاقه‌ی شدید به بازی‌های کامپیوتری نبوده است (اگرچه از بازی‌های کامپیوتری خوشم می‌آید). در واقع از پیشرفت خوشم می‌آمد، اینکه در چیزی استعداد داشته باشم و سعی کنم ترقی کنم. خودِ بازی‌های کامپیوتری، مثلا گرافیک یا ماجرای بازی‌ها، خیلی خفن بودند، اما من بدون این چیزها هم می‌توانم زندگی کنم. چیزی که موفقیت و شادی زندگی‌ام را تامین می‌کند، این است که دلم می‌خواهد با دیگران رقابت کنم، بیشتر از همه با خودم.

وقتی سعی کردم علاقه‌ی شدیدی را که به پیشرفت و رقابت با خودم داشتم، خرج کسب‌ و‌ کار اینترنتی و نویسندگی کنم، همه چیز خیلی رو به‌ راه‌تر شد.

من شیفته‌ی رقابت هستم، اما شاید علاقه‌مندی شما چیز دیگری باشد، مثلا سر و سامان دادن به کارها، غرق شدن در دنیای فانتزی، یاد دادن چیزی به کسی یا حل مشکلات فنی. برای اینکه علاقه‌مندی‌تان را پیدا کنید، لازم نیست فقط به کارهایی فکر کنید که حاضرید به خاطرشان تمام شب را بیدار بمانید. در عوض، ببینید پشت فعالیت‌هایی که جذب‌تان می‌کنند، کدام اصول شناختی نهفته است. با دانستن این اصول به راحتی می‌توانید هر جایی خرج‌شان کنید.


حتما بخوانید: ۱۲ راه برای بدست آوردن ثروت و موفقیت

۴. چطور می‌توانید خودتان را بیشتر خجالت‌زده کنید؟

چطور می‌توانید خودتان را بیشتر خجالت‌زده کنید؟ - هدف زندگی

قبل از اینکه در چیزی مهارت پیدا کنید و کار بزرگی انجام دهید، اول از همه باید خرابکاری کنید، آن هم بدون اینکه بدانید چه گَندی دارید می‌زنید. خُب، کاری ندارد، فقط کافی است مدام کاری کنید که به طریقی خجالت‌زده شوید. این در حالی است که خیلی‌ از مردم سعی می‌کنند خودشان را در این شرایط قرار ندهند، چون حال‌گیری است.

اما اگر از انجام اموری که شاید خجالت‌زده‌ی‌تان کنند بپرهیزید، محال است که روزی بتوانید کارهای بزرگ انجام دهید. بله، همه چیز به سطح آسیب‌پذیری‌تان برمی‌گردد. شاید همین حالا کاری باشد که دل‌تان می‌خواهد انجامش دهید یا به انجام دادنش فکر می‌کنید و رؤیا می‌بافید، اما انجامش نمی‌دهید. برای انجام ندادنش هم بدون شک دلایل خودتان را دارید و این دلایل را مدام پیشِ خودتان تکرار می‌کنید.

چه دلایلی دارید؟ همین حالا حاضرم شرط ببندم که اگر دلایل‌تان راجع به این است که دیگران در موردتان چه فکری می‌کنند، قطعا دارید بدجوری به خودتان ظلم می‌کنید. اما اگر دلایل‌تان چیزی شبیه به اینها است اشکالی ندارد، مثلا اینکه «نمی‌تونم کسب‌و‌کار خودم رو راه بندازم چون وقت گذروندن با بچه‌هام برام مهم‌تره» یا «پلی‌استیشن بازی کردن وقتم رو می‌گیره، نمی‌ذاره به اندازه‌ی کافی درسای سنتورم رو تمرین کنم، در صورتی که یاد گرفتن سنتور برام مهم‌تره.»

اما اگر دلایل دیگری دارید، مثلا اینکه «مامان بابام از این کار بدشون می‌یاد» یا «اگه این کار رو بکنم، دوستان مسخره‌م می‌کنن،» باید خدمت‌تان عرض کنم که با این بهانه‌تراشی‌ها در واقع دارید از انجام کاری که حقیقتا برای‌تان باارزش است، طفره می‌روید. ترسی که توی دل‌تان را خالی می‌کند حرف دوست و آشنا نیست، بلکه از اهمیت دادن به کاری که در فکرش هستید می‌ترسید.

کارهای بزرگ، ذات‌شان این است که منحصر به فرد و نامتعارف هستند. پس برای اینکه کارهای بزرگ انجام دهیم، باید طرز فکری را که عموم مردم قبولش دارند، کنار بزنیم و دقیقا همین خلاف جهت شنا کردن است که آدم‌ها را می‌ترساند.

از اینکه خجالت‌زده شوید فرار نکنید. اینکه احساس کنید خِنگ و بی‌دست و پا هستید، خودش بخشی از مسیر دستیابی به اهداف مهم و معنی‌دار است. هر وقت از تصمیمات مهم زندگی‌تان بیشتر به وحشت افتادید، بدانید که باید برای عملی‌ کردن خواسته‌ی‌تان بیشتر پافشاری کنید.


حتما بخوانید: فیلم آموزشی : ۳ روش برای افزایش اعتماد به نفس

۵. چطور قرار است دنیا را نجات دهید؟

چطور قرار است دنیا را نجات دهید؟ - هدف زندگی

اگر به تازگی اخبار گوش نکرده‌اید، باید خدمت‌تان عرض‌ کنم که دنیا گرفتار چند مشکل است. اتفاقا منظورم از فقط «چند مشکل» این است که «همه چیز قاراشمیش است و فکر نکنم جان سالم به در ببریم.»

قبلا هم در این مورد صحبت کرده‌ام و تحقیقات علمی نیز گواه این مدعا هستند، اما برای اینکه شاد و سلامت زندگی کنیم، لازم است به ارزش‌هایی ایمان داشته باشیم که فراتر از لذت و رضایت فردی هستند.

پس روی یکی از همین چند تا گیر و گرفتاری‌ها دست بگذارید و سعی کنید دنیا را نجات دهید. خیلی موضوعات هست که می‌توانید از میان‌شان انتخاب کنید، مثلا نظام آموزشی، رشد اقتصادی، خشونت خانگی، مراقبت از سلامت روان یا فساد دولتی. امروز صبح مقاله‌ای درباره‌ی گسترش فساد اخلاقی در ایالات متحده خواندم و یک آن آرزو کردم که ای کاش کاری از دستم برمی‌آمد. خلاصه اینکه صبحانه‌ام خراب شد.

به دنبال مشکلی بگردید که برای‌تان اهمیت داشته باشد و بعد سعی کنید که به طریقی حلش کنید. البته که قرار نیست همه‌ی گرفتاری‌های دنیا را یک‌تنه حل کنید، اما می‌توانید سهمی در بهبود نابسامانی‌ها داشته باشید و تآثیری هرچند اندک بگذارید. همین که احساس کنید تأثیرگذار هستید، مهم‌ترین مؤلفه‌ای است که در نهایت، اسباب شادی و رضایت‌تان خواهد شد.

می‌دانم الآن دارید به چه فکر می‌کنید. حتما پیش خودتان می‌گویید: «ای بابا، من که نگفته، خودم می‌دونم توی چه دنیای خراب شده‌ای دارم زندگی می‌کنم، تازه خیلی هم قلبم به درد می‌یاد، اما مشکل اینه که فقط احساساتی می‌شم و دست به هیچ کاری هم نمی‌زنم، چه برسه به اینکه مسیر زندگیم عوض شه.»


حتما بخوانید: ۲۰ راه برای شاد زیستن

۶. اگر کسی با اسلحه تهدیدتان کند که از صبح تا شب، بیرون از خانه بمانید، کجا می‌روید و چه کار می‌کنید؟

هدف زندگی

مشکل خیلی از ما آدم‌ها این است که اَلَکی به خودمان قبولانده‌ایم که زندگیِ الآن‌مان هیچ عیبی ندارد. به زندگی روزمره‌ی‌مان طوری عادت کرده‌ایم که دیگر حواس‌مان به خیلی چیزها نیست. به همین کاناپه‌ی جلوی تلویزیون و چی‌توز پنیری قانع هستیم. هیچ اتفاق جدیدی در زندگی‌مان نمی‌افتد و دقیقا مشکل‌مان هم همین است.

اغلب مردم درک نمی‌کنند که علاقه‌ی شدید به هر کاری، زمانی حاصل می‌شود که عملی تجربه‌اش کنند و درگیرش شوند. اینها فکر می‌کنند از همان اولش باید حسابی دلباخته باشند و بعد شروع به کار کنند.

برای اینکه بفهمید به چه چیزی علاقه‌مند هستید، باید خودتان را داخل گود بیندازید و کلی آزمون‌وخطا داشته باشید. هیچ‌کس تا زمانی که واقعا کاری را تجربه نکند، نمی‌تواند بفهمد که دقیقا چه حسی در موردش دارد.

پس از خودتان بپرسید که اگر کسی اسلحه گذاشت روی سرتان و مجبورتان کرد که هر روز از خانه خارج شوید و فقط برای خواب به خانه بیایید، چطور روزتان را پُر می‌کنید؟ نه، اینکه بگویید می‌روم کافی‌شاپ لَم می‌‌دهم و در اینستاگرام‌ وِل می‌چرخم، قبول نیست. البته، شاید هم همین حالا این کار را می‌کنید. اما بیایید فرض کنیم که هیچ سایت، بازی کامپیوتری یا برنامه‌ی تلویزیونی سرگرم‌کننده‌‌ی بی‌فایده‌ای وجود ندارد. به این فکر کنید که هر روز باید از کله‌ی سحر تا بوق سگ، بیرون از خانه باشید. حالا در این شرایط، کجا می‌روید و چه کار می‌کنید؟

باشگاه ورزشی ثبت‌نام می‌کنید؟ عضو کتابخانه می‌شوید؟ مدرک تحصیلی‌تان را ارتقا می‌دهید؟ یک سیستم آبیاری جدید اختراع می‌کنید تا جان هزاران کودک روستایی را در مناطق فقیرنشین آفریقا نجات دهید؟ چتربازی یاد می‌گیرید؟ خلاصه اینکه با وقت‌تان چه کار می‌کنید؟

پس اگر تخیل‌تان تحریک شده است، قلم و کاغذ بردارید و شروع کنید به نوشتن تا دست‌تان بیاید که در این شرایط کجا خواهید رفت و چه کار خواهید کرد.


حتما بخوانید: ۷ نکته برای یافتن شغلی که برای آن ساخته شده‌اید

۷. اگر قرار باشد فقط یک سال دیگر زنده بمانید، چه کار می‌کنید و دل‌تان می‌خواهد که بعد از مرگ‌، چطور یادتان کنند؟

هدف زندگی

خیلی از ما دوست نداریم به مرگ فکر کنیم، چون حال‌مان گرفته می‌شود. اما فکر کردن به مرگ خودمان به طرز شگفت‌انگیزی مزیت‌های کاربردی زیادی دارد، مثلا اینکه وادار می‌شویم دقیقا به چیزهایی فکر کنیم که در زندگی‌مان باارزش یا برعکس، بی‌معنی هستند.

وقتی کالج می‌رفتم، عادت داشتم در محوطه قدم بزنم و از مردم بپرسم که «اگه قرار باشه فقط یه سال دیگه زنده بمونی، چی کار می‌کنی؟» خیلی‌ها جواب‌های مبهم و کسل‌کننده‌ای دادند. چند نفری هم این قدر عصبانی شدند که نزدیک بود به من تُف کنند. سوالم باعث شد مردم جور دیگری به زندگی‌شان نگاه کنند و اولویت‌های‌شان را هدفِ ارزیابی مجدد قرار دهند.

چه میراثی از خودتان باقی می‌گذارید؟ وقتی مردید، مردم چه ماجراهایی در موردتان تعریف خواهند کرد؟ در اعلامیه‌ی ترحیم‌تان چه خواهند نوشت؟ اصلا چیز قابل توجهی از خودتان باقی گذاشته‌اید که یادتان کنند؟ اگر نه، خودتان دل‌تان می‌خواهد در موردتان چه حرف‌هایی بزنند؟ از همین امروز چطور می‌توانید زندگی کنید تا وقتی مردید، همان چیزهایی را در مراسم ترحیم‌تان بگویند که خودتان می‌پسندید؟

اما اگر دل‌تان می‌خواهد که در مراسم ترحیم‌تان از شما یک بُت بسازند و چیزهایی در موردتان بگویند که همه بدجوری تحت تأثیر قرار بگیرند، سخت در اشتباه هستید.

آدم‌هایی که احساس می‌کنند راه گم کرده‌اند و هیچ هدفی در زندگی‌شان ندارند، دلیلش این است که نمی‌دانند چه چیزی در زندگی برای‌شان اهمیت دارد و به چه ارزش‌هایی پایبند هستند.

اگر ارزش‌های زندگی‌تان را نشناسید، به احتمال زیاد به ارزش‌های زندگی دیگران چنگ خواهید انداخت و با اولویت‌های آدم‌های دیگری غیر از خودتان زندگی خواهید کرد. این طرز رفتار در واقع بلیت یک‌طرفه به مقصد روابط ناسالم و بدبختی محض است.

آنچه خواندید توصیه‌های جناب منسون به آدم‌هایی است که هنوز هدف زندگی‌شان را پیدا نکرده‌اند. او معتقد است آدم‌هایی در پیدا کردن هدف زندگی‌شان موفق‌تر هستند که از خودشان فراتر بروند و بتوانند دنیا را بدون وجود خودشان تصور کنند. منسون همچنین یادآوری می‌کند که هدف زندگی فقط با فکر کردن خشک‌وخالی حاصل نمی‌شود، بلکه باید خودتان را به زحمت بیندازید و دست به عمل بزنید. امیدواریم با به کار گرفتن نکاتی که گفتیم، هدف زندگی‌تان را زودتر پیدا کنید و به موفقیت‌های بزرگ برسید.

برای آشنایی با این سوالات می‌توانید ویدیوی زیر را ببینید

برگرفته از: markmanson

موفقیت چیزی جز رعایت یک سری اصول و تمرین مداوم آنها نیست

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

91 دیدگاه
  1. behzad می‌گوید

    واقعا عالی بود , مقاله ی خیلی خوبی بود
    من خودم بد جور دنبال هدف زندگیمم و توی چند راهی گیر کردم شاید با پاسخ به این پرسشا بتونم یه راهی انتخاب کنم

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      خیلی خوشحالم که این مقاله براتون مفید بوده. امیدوارم به کمک این مقاله نه تنها هدف زندگی‌تون رو پیدا کنید، بلکه در رسیدن به هدف‌تون هم موفق بشید.

  2. z.e می‌گوید

    به تازگی از طریق شهر خبر با وبسایتتون آشنا شدم….
    کم تبلیغ میکنید!!!
    این وبسایت فوق العادست!!
    حتما به دوستان معرفیش میکنم….
    و این مطلب هم واقعا عالی بود و بکار هم گرفتمش!!!(شماره ۴!!)……عالییییی

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      ممنون که ما رو همراهی می‌کنید.

  3. behzad می‌گوید

    سلام, ببخشید یه سوال داشتم
    میخواستم ببینم میتونید یه مشاوره شغلی و تحصیلی خوب به من معرفی کنید چون از چند روز پیش که مقالتون خوندم یکم تو فکر رفتم و نتونستم به یه جمع بندی درستی برسم ( البته مقالتون خیلی خوب بود ومشکل از خودم )
    ممنون .

    1. مریم ناصری می‌گوید

      سلام
      خیلی خوشحالیم که این مطلب واستون مفید بوده
      و خیلی عالیه که اولین قدم رو برداشتین. در مورد مشاور، مسلما در هر شهر و استانی متفاوت هستش، پیشنهاد می کنم از چند نفر از آدمهای اطرافتون که به نظرتون موفق هستن در این مورد مشورت بگیرید. مسلما صحبت کردن با این افراد یه دید واقعی و ملموس از تجربه های واقعی شغلی و تحصیلی به شما می ده.
      فکر می کنم، بقیه مقالات موفقیت شغلی تحصیلی سایت بتونه به شما کمک کنه.

      سپاس که با ما همراه هستید.

  4. ataei می‌گوید

    سلام
    واقعا جز مطالب ارزشمند و پرمعنی است این مطلب چز اون دسته از مطالبی که شاید اغلب ما توزندگی مون از این بهش رسیدیم ولی متوجه اش نشدیم الان یکبار دیگه و به زبان ساده تر مطالب بهمون میگه
    حتمااااااااااااا مطالعه کنید.
    وتشکر از خانم دژآلود،برای انتخاب و ترجمه متنی به این وزین ای،امیدوارم قلمتون همیشه مستمر و مفید باشه.

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      از توجه‌تون به این مطلب سپاسگزارم. خوشحالم که براتون مفید بوده.

  5. میلاد پاکدل می‌گوید

    من هفته ای چند بار این مقاله رو میخونم.خیلی بهم کمک کرد و هر باری که میخونمش از یک جاییش یه چراغ زندگیم رو روشن شده میبینم
    متشکرم

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      بسیار خوشحالم که این مطلب به قدری براتون مفید بوده که بارها مرورش کردید. جا داره از دوستانم در تیم تحریریه بابت انتخاب این مطلب کاربردی تشکر کنم. براتون آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم به اهداف‌تون برسید.

  6. افشین می‌گوید

    سلام.سپاس از زحماتتون.خیلی مفید بود. هر چند روز یکبار مقاله رو میخونم.

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      درود بر شما،
      بسیار خوشحالم که این مطلب براتون مفید بوده. آرزو می‌کنم زندگی پرباری داشته باشید و همواره در مسیر پیشرفت قدم بردارید.

  7. محسین می‌گوید

    واقعاً مطالبتون عالیه خدا قوت

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      ممنون از شما که چطور رو برای مطالعه انتخاب کردید. از نظر لطف‌تون بسیار انرژی گرفتیم.

  8. شادمان می‌گوید

    سلام.من در اشتراک گزاری مطالب خوب و مفید مثل این مقاله با کسانی که به نوعی رقابت دارم دوری میکنم.به نظرتون این کار خوبه یا بد.و ریشه این تفکر در چیه

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      درود بر شما مخاطب عزیز،
      پیشنهاد می‌کنم در به اشتراک‌گذاری مطالبی که به نظرتون مفید هستن، تردید نکنید و شانس مطالعه‌ی همچین مطالبی رو به دوستان‌تون هم هدیه بدید. دوست خوب چطور، فراموش نکنید افراد با اعتماد به نفس بالا هرگز فرصت‌ پیشرفت رو از دیگران دریغ نمی‌کنن. یعنی برای اینکه خودشون پیشرفت کنن، مانع پیشرفت دیگران نمی‌شن. افراد با اعتماد به نفس واقعی از مشاهده‌ی پیشرفت دوستان‌شون خوشحال می‌شن و اگه بتونن، اسباب پیشرفت رو برای اونها فراهم می‌کنن. شاید بد نباشد یه بار دیگه صادقانه در مورد این موضوع با خودتون فکر کنید، مطمئنم نظرتون عوض می‌شه و در اولین فرصت، مطالبی رو که می‌پسندید با دوستان‌تون هم به اشتراک خواهید گذاشت.
      موفق باشید.

  9. سمیه می‌گوید

    سلام.واقعا باید از زحماتتون تشکر کنم.اواخر سال ۹۵ عضو سایتتون شده بودم ولی حوصله خوندن مطلبا رو نداشتم و و امروزز فهمیدم که چه چیزو رو از دست دادم .واقعا واسه خودم متاسفم. ولی از یه حهتم خوشحالم که تونستم با خودم دو دو تا کنم. و امید وارم ما باقی مطلبا بتونن کمکم کنن که از این حالت کسلی بیرون بیام و به هدفی که دارم زودتر برسم. که قطعا همینجور خواهد بود و یک انرژی زود گذر نباشد.
    باز هم تشکر صدف جون.. 🙂

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      سمیه‌ی عزیز سلام،
      باعث افتخار ماست که بتونیم با مطالب‌مون به شما در پیدا کردن هدف‌تون کمک کنیم. آینده‌ای روشن و سرشار از موفقیت رو براتون آرزو می‌کنم.
      پیروز و سربلند باشید

  10. میلاد نوری می‌گوید

    خانم دژالودعزیز واقعاًمطلب فوقالعاده ای بود خیلی کمکم کرد ازت ممنونم به امید موفقیت و گسترش روز افزون سایتتون خدا قوت

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      خیلی خیلی ممنون از این همه انرژی و دلگرمی 🙂

  11. دلیر می‌گوید

    با عرض سلام و خدا قوت از اینکه مطالب مفید و به روز را در سایت قرار می دهید سپاسگزارم.

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      ممنون از توجه‌تون. امیدوارم از مطالعه‌ی سایر مطالب‌مون هم لذت ببرید.

  12. رضا می‌گوید

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما
    میخواستم تشکر کنم برای این همه مطالب مفید و پر معنی و به امید پیشرفت های شما و رسیدن ما به
    هدف هایمان

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      سپاس که ما رو همراهی می‌کنید. لذت تحقق تک‌تک اهدافی رو که در ذهن دارید براتون آرزو می‌کنم.

  13. مهدی می‌گوید

    قبل از هرچیزی درود خداوند ب شما نویسند ه عزیز بنده ۲۷سال دارم هم چنان سرگردانم تاهنوز رسالتم را نمیدانم تازه باسایت شما آشنا شدم

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      درود بر شما،
      امیدوارم مطالعه‌ی این مطلب بهانه‌ای شده باشه که جدی‌تر به اهداف زندگی‌تون فکر کنید. البته لازم می‌دونم تأکید کنم که این محتوا در اصل حاصل قلم مارک منسون هست و بنده فقط ترجمه‌ش رو انجام دادم.
      ضمنا خیلی خوشحالیم که یه مخاطب جدید به جمع مخاطبان‌مون اضافه شده.
      سپاس از حضورتون

  14. صالح می‌گوید

    فهمیدم یادمرگ برای لین دنیاهم مفیده
    دلم میخواد از منسون تشکر کنم ایمیلشو ندارین؟
    از مترجم هم تشکر

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      درود بر شما،
      بسیار خوشحالیم که می‌بینیم از این مطلب راضی بودید و با ابراز رضایت‌تون به ما دلگرمی دادید. این هم وب‌سایت مارک منسون که می‌تونید به قسمت About برید و ایشون رو از طریق شبکه‌های اجتماعی‌شون دنبال کنید: markmanson.net
      سپاس

  15. صالح می‌گوید

    الان که چشمام رو باز میکنم میبینم چیزی که اشک کودک درون مرا در می آورد این است که به خاطر دانشگاه مضخرف مصخره همه علاقه و استعداد هامو خشکونده ام .
    چه مطلب فوق العاده ای.

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      امیدوارم مابقی مسیر زندگی‌تون رو طوری پیش ببرید که خواسته‌ها و اهداف قلبی‌تون محقق بشن.
      ضمنا بی‌نهایت سپاس که چطور رو برای مطالعه انتخاب کردید.

  16. محمدامین می‌گوید

    سلام ، چقدر مطالب خوب بود و من رو به فکر فرو برد ، ممنون از ترجمه و سایت خوبتون .
    راستش تا یه جایی از زندگی انگار داشتم برای هدفی که میخواستم ،به خوبی پیش میرفتم و همه چی برام مشخص بود ؛
    ولی مدتی هستش که همه چی برام به هم ریخته و مبهم شده .
    الان دارم بیشتر بهش فکر میکنم ،میخوام بیشتر به خودم اعتماد کنم و تصمیم درستی بگیرم .
    بازم ممنون برای مطالب کلیدی و مهمی که ترجمه کردین و تو سایت قرار دادین

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      درود بر شما،
      بسیار خوشحالم که این مطلب براتون مفید بوده. امیدوارم هرچه‌ زودتر مسیرتون رو پیدا کنید و به اهداف‌تون برسید.

  17. بابک بهرامیان می‌گوید

    سلام ، ممنون از مطلب زیباتون ، برای من چند نکته کلیدی داشت که واقعا استفاده کردم . تشکر مجدد از شما و همکاران مجموعه

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      بسیار خوشحالم که این مطلب براتون مفید بوده.
      شاد و سلامت باشید

  18. فائزه می‌گوید

    سلام.من بازم نفهمیدم دنبال چیو بگیرم?یعنی من خیلی دمدمی مزاجم هی علایقمو تغییر میدم?
    اگه من تا یه سال دیگه زنده بودم اول از همه همه نمازامو میخوندم روزه هارو تا جایی ک میشد میگرفتم.با خونوادم خوب بودم کلی ورزش و کتاب و مطالعه و اخر سرم دوس داشتم فقط سفر کنم.و دوس داشتم یه فرودگاه داشته باشم با کلی هواپیمای پیشرفته که مردم هواپیمای خوب سوار شن?
    ولی اگه بیشتر وقت داشتم خخخ دوس داشتم یه سایت داشته باشم که خیلی بازدید داشته باشه روزی ۱میلیون نفر?
    حالا من نفهمیدم چمه واقن?هم سفرو دوست دارم که پولشو ندارم هم پشت کامپیوتر نشستن و ب روز کردن سایت?
    الانم داره ۱۹سالم تموم میشه .?

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      فائزه‌ی عزیز سلام،
      مطالب مختلفی در چطور با موضوع شناخت هدف زندگی منتشر شدن. شاید با مطالعه‌ی این مطلب جرقه‌ای در ذهن‌تون زده بشه:
      پنج سوالی که به شما کمک می‌کنند هدف واقعی زندگی‌تان را کشف کنید
      امیدوارم مسیر زندگی‌تون رو پیدا کنید و هدفمندتر و باانگیزه‌تر از پیش قدم بردارید. مطمئنم که می‌تونید 🙂

  19. مجید می‌گوید

    سلام.خیلی ممنون خیلی جالب بود

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      خیلی خیلی خوشحالم که این مطلب رو دوست داشتید. برای خودم هم مطلب بسیار جالبی بود 🙂

  20. امین می‌گوید

    هدف . ریسک کردن.علاقه .قطعه های گم شده ی پازل زندگی من .تشکر از مطالب ارزشمندتون.

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      سپاس که محتوای این مطلب رو مفید ارزیابی کردید.
      موفق و سربلند باشید

  21. Firoozeh می‌گوید

    سلام
    خیلی عالی بود متشکرم،میشه فقط مقالات این بخش خبرنامه ایمیل بشه برام؟

  22. محمد می‌گوید

    واقعیت همه فقط راهی نشان میدهن ولی با منطق جور در نمییاد

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      دوست خوب چطور سلام،
      پیشنهاد می‌کنم درصورت تمایل یه نگاهی به سایر مطالبی که در این زمینه در چطور منتشر شدن بندازید. امیدوارم براتون کاربردی‌تر باشن و نکاتی رو که به‌دنبال‌شون هستید پیدا کنید.
      موفق و پایدار باشید

  23. محمد می‌گوید

    واقعا دم شما گرم ، تو موقعیت جالبی نبودم که اینو خوندم خیلی کمکم کردین ، فک کنم لازمه چندبار دیگ اینو بخونم
    ولی واقن ممنون ، امیدوارم یه زمانی برگردم به الان و یاد آقای منسون و شما ک منتشرش کردین بیفتم و کللللللیییییی شاد شم

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      هزاران سپاس از لطف و محبت‌تون. از اینکه می‌بینیم مطالب رو می‌پسندید، بسیار انرژی می‌گیریم.
      براتون دلی شاد و پرامید آرزو می‌کنم

  24. علیرضا می‌گوید

    سپاس
    مطالب خوب بودن و من کمی انگیزه گرفتم

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      خیلی هم عالی!

  25. رضا می‌گوید

    با سلام و عرض خسته نباشید
    خدمت شما عرض شود که این مطالب بسیار مفید است. اما یک چیز که خیلی منو آزار میدهد اینست که من از نوجوانی این مطالب رو تا به امروز میدانستم و
    همیشه دنبال هدف و آرزو هام بودم و تلاش زیادی کردم اما نردبان ترقی همه اونهایی شدم که براشون کار میکردم چه دولتی و چه خصوصی و آزاد. لذا امروز دیگر خستم از اینکه سنم بالا رفته و تازه اومدم سر خونه اول. و همین فکر باعث
    میشه خودم رو در آخر راه میبینم. بله اگر در کشوری بودیم که صداقت حرف اول رو
    میزد و انسانهای کاری و سخت کوش به جایگاه خودشون میرسیدن من امروز به فکر فرار از خودم و دیگران و کشورم و دنیا نمیافتادم. و سیطره ذهنم در مسیرهای
    زنده و شاد و کمک به همنوع و کمک به زنده ماندن دنیا میافتاد و جالب اینکه زیر همین فشار فکری و ذهنی و جسمی باز به خوبیها توجه دارم و وجدانم بیدار است.
    خداوند ریشه ظلم را بسوزاند که باعث خرابی و ویرانی جسم و روح افراد جامعه میشود و…

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      اینکه در خلال فشارهای زندگی همچنان سعی به خوب‌بودن دارید و روی وجدان‌تون پا نمی‌ذارید، بسیار ارزشمنده.
      براتون دلی شاد و روزهایی پرامید آرزو می‌کنم

  26. ميترا می‌گوید

    من تو دانشگاه هيچي ياد نگرفتم بعدشم همش كار كردم كاراي مضخرفي كه هرروز توي اونكار در جا ميزني من قبل اينكه برم دانشگاه طراحي سايت و خيلي دوس داشتم برنامه مينوشتم حالا ميترسم برم دنبالش ، بعد بهم بگن بيا اينم رفتي حالا چي
    كاش مامان بابامون يكم دركمون كنن
    اونا از من توقع دارن همين كه رفتم دنبال يه اموزشي چيزي به محض تموم شدنش من و بزارن جاي وزير يا رييس جمهور
    ????

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      میترای عزیز سلام،
      درسته، متأسفانه این روزها بسیاری از مردم دارن کاری رو انجام می‌دن که در خیلی موارد نه به رشته‌ی تحصیلی‌شون مربوطه و نه بهش علاقه دارن، به‌عبارتی شغل‌شون رو از روی ناچاری انتخاب کردن! و اما درمورد مهارت‌هایی مثل برنامه‌نویسی و طراحی سایت حتما خودتون هم می‌دونید که می‌شه به‌صورت فریلنس ازشون کسب درآمد کرد، خصوصا اینکه امروزه بازار مشاغل اینترنتی رو به پیشرفته و نیاز زیادی به چنین مهارت‌هایی وجود داره. پیشنهاد می‌کنم اگه شما هم مهارت کافی در این زمینه دارید، این فرصت رو از دست ندید.
      موفق و تندرست باشید

  27. امیر می‌گوید

    سلام.واقعا عالی بود.
    درود بر شما

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      سپاس از لطف و توجه‌تون 🙂

  28. مریم می‌گوید

    خیلی عالی ????????

  29. zahra می‌گوید

    من خیلی عذاب میبینم وقتی به این فکرمیکنم ک خدایا یعنی قراره ی ادم عادی باشم؟
    بهیچ وجه فکر کردنشم دوست ندارم
    اما نمیدونم چیکار باید کنم چی میخوام و هدف بزرگم چیه
    ی هدفم این بود ک وکیل شم شاید بهش رسیدم دوروز دیگ کنکور دارم اما این خیلی کوچیکه و من ی هدف بزرگترمیخوام….
    خانوادم هیچوقت جز مسخره کردن رویاهام کاری نکردن….
    کاش فقط یکیو داشتم ک بهم میگفت بهت ایمان دارم.
    کاش فقط راهمو پیدامیکردم
    من عاشق شرایط سختم اما قبول دارم ک از شروع و از اطرافیانم میترسم

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      زهرا جان سلام،
      قطعا قبل از هر چیزی باید هدفت رو انتخاب کنی تا بدونی که قراره برای چی تلاشی کنی. این رو هم بدون که تا وقتی خودت خودت رو باور نداشته باشی، دیگران هم باورت نخواهند کرد!

  30. محمد اهواز رئیسی می‌گوید

    من به اقتصاد علاقه مندم البته نمیدونم که استعدادش رو دارم یا نه اما با رتبه اقتصاد نمیتونم دانشگاه روزانه دولتی تهران قبول شم و شاید شهر خودم قبول شم شاید .. من بزرگ تر از این میخام من میخام وکیل شم که با رتبش میتونم تهران دولتی قبول شم اما خودم میدونم که هیچی بلد نیستم و توانش رو ندارم چونکه منی که نمیتونم از پس زندگی و دفاع از خودم بر بیام چطوز میتونم به دیگران کمک کنم؟؟ من نمیتونم وگیل شم ولی برای رسیدن به اهداف بزرگ این سختیو با جون و دل میخرم من میخوام دانشگاه تهران درام که مامانم نگران خرج و مخارج دانشگاه ازاد نباشه و اینکه میخوام بورسیه تحصیلی بگیرم از این کشور برم و شاید بعد ها کاره دیگری کردم و به نویسندگی که الان به خاطر مشاغل فکری و ذهنیو .. و نداشتن پول گناب گزاشتم ادامه دادم و یا حتی در کنار وکالتی که میکنم داستان نوویسی کردم و از این طریقی دوستانم را نجات دادم شاید باید راه جدیدی را ابداع کنم؟؟ شاید باید به جای حرف زدن کتاب بنویسم و هم اینکه کتاب خوندن را جذاب کنم و هم اینکه تاثیر بیشتر بر دفاع از موکلم بزارم .. اما جدا شدن از موبایل واسم سخته .. دلم میخاد خودمو ازمایش کنم موقعیتش پیش نمیاد و وقتیم پیش میاد کلی جوابای اشتباه واسم میاد که پشیمون میشم بارها بارها به فکر شکستن گوشی و یا حتی دادنش به کس دیگری افتادم و یا پاک برنامه های انستاگرام و.. اما نشد چکار کنم؟؟ فقط خودم میتوانم خودم را نجات دهم در حالی که میدانم وقتم را بیهوده هدر میدهم باز بیخیال کارم نمیشوم .

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      دوست عزیز سلام،
      فقط می‌تونم بگم که خودت رو باور داشته باش و برای رسیدن به هدفی که آرزوش رو داری تلاش کن! هیچ هدف بزرگی به‌آسونی به‌دست نمی‌یاد و باید براش خیلی وقت و انرژی بذاری و زمانی می‌تونی این کار رو بکنی که به خودت و توانایی‌هات ایمان داشته باشی.

  31. مهران روحی می‌گوید

    مقاله جالبی بود و از مطالبش استفاده خواهم نمود در زندگی

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      خیلی هم عالی!

  32. swimmer می‌گوید

    من بلاخره پارسال هدفم رو پبدا کردم و علاقه ام رو به ورزشکار شدن متوجه شدم ولی اینکه من۱۹ سالمه و کمی برای شروع ورزش ب عنوان حرفه دیره ولی خیلی علاقه دارم و فکر کنم استعداد هم دارم بنظرتون محکم بچسبم بهش؟؟

  33. مهرداد فایض کوزه کنانی می‌گوید

    سلام
    میتونم بگم در بین تمام مطالب چطور بخصوص در بخش موفقیت بهترین مطلب بود کاملا صمیمی و غیر کیلیشه ای
    امیدوارم ادامه دار باشه این دست مطالب
    ممنون

  34. مهرداد فایض کوزه کنانی می‌گوید

    سلام
    واقعا عالی بود میتونم بگم بهترین مطلبی بود که تو چطور خوندم
    کاملا انرژی بخش و البته غیر کلیشه ای
    ممنون

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      دوست عزیز سلام،
      همراهی و پیام دلگرم‌کننده‌ی شما هم متقابلا برای ما انرژی‌بخشه. خوشحال می‌شیم مطالب جدیدترمون رو هم دنبال کنید.
      سلامت و پاینده باشید

  35. آرش می‌گوید

    با سلام ، به نظر من برای تعیین هدف باید علایق و خواسته هاتون رو بشناسین ولی من متاسفانه هرچی فکر میکنم نمیدونم از زندگی چی میخوام به چی علاقه دارم و کلا بلاتکلیفم ، سنمم زیاد شده ۳۷ سالمه و عملا زندگیم داره تو همین بلاتکلیفی به فنا میره. اگر راهنمایی کنین ممنون میشم.

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      دوست عزیز سلام،
      کاملا درسته، اول باید علایق‌ و خواسته‌هاتون رو بشناسید. شاید بد نباشه یه نگاهی هم به این مطلب بندازید:
      چطور علایق واقعی‌تان را بشناسید و آنها را دنبال کنید
      امیدوارم این مطلب بهتون کمک کنه و بتونید ازش ایده بگیرید.
      موفق باشید

  36. Erfan می‌گوید

    سلام… متشکر از مطلب زیباتون فقط یه ایرادی که جدیدا در سایتتون ایجاد شده اینه که مطالب رو وقتی میخوایم بصورت pdf چاپ کنیم ،این تبلیغات و مخصوصا اسنپ تموم صفحات رو خراب میکنه و وسط تموم صفحات pdf وجود داره. خواهشا بررسی کنید

    1. رقیه محمدی می‌گوید

      سلام دوست گرامی
      لطفا بفرمایید از چه مرورگری استفاده می‌کنید و آخرین باری که با این مشکل روبه‌رو شدید کی بود؟

  37. erfan می‌گوید

    man midonam mitonam midonam ke man hamishe mitonestam vali pa nemisham rah nemiram man mikham bedon rah raftan bodoam chera vaghan chera nemitonam rahi ke barnamasho rikhtamo beram cheraaaaa??

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      دوست عزیز سلام،
      پیشنهاد می‌کنم هروقت فرصت داشتید، یه نگاهی به این مطلب بندازید:
      غلبه بر عادت به تعويق انداختن کارها
      ضمنا خیلی عالی می‌شه اگه دفعات بعد دیدگاه‌تون رو فارسی تایپ کنید?

  38. امید می‌گوید

    سلام،ممنونم بابت این مقاله با ارزش و مفیدتون،من یک مشکلی خیلی بزرگی برام پیش اومده اونم اینکه راستش ترس خیلی بزرگی دارم از اینکه بخوام هدفم رو تعقیر بدم، دلیلش هم اینکه من شک دارم به انگیزم نسبت هدفم ، احساس می کنم انگیزه بخاتر اطرافیان و دیگرانه،و بخاتر همین می ترسم هدفم رو تعقیر بدم چون برنامه های بسیار بزرگی براش گذاشتم و اهداف بزرگ، اما از یک طرف یه چیزی تو ذهنم از هدف فعلیم دفاع میکنه، حالا نمی دونم علاقه ی اصلیمه یا ترس کاذب؟
    خوشحال می شم توصیه ای از شما بشنوم.

  39. Soheil می‌گوید

    مطلب بسیار مفیدی بود من ۲۲سالمه و از وقتی یادم میاد از این شاخه به اون شاخه پریدم هنوزم هدف زندگیم رو پیدا نکردم این مطلب باعث شد راهم رو پیدا کنم ممنون

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      چقدر عالی! امیدوارم روزهای درخشانی در پیش داشته باشید☺️

  40. مهرانه می‌گوید

    سلام من هدفم نامعلوم بود و این خیلی اذیتم میکرد خوندن این مطالب خیلی کمکم کرد ک بتونم هدفم رو مشخص کنم ممنون از شما

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      مهرانهٔ عزیز بسیار باعث خوشحالی ماست که می‌بینیم این مطلب به دوستانی مثل شما کمک کرده 🙂
      امیدوارم موفق باشید

  41. علی می‌گوید

    سلام خسته نباشین
    اصلا واسه من مفید نبود ، سولالت گنگ کننده بود و نمیتونستم جواب بدم بهشون

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      امیدوارم سایر مطالب‌مون دراین‌زمینه براتون مفید واقع بشن.

  42. Ila می‌گوید

    مطلبتون عالی بود. واقعیتش تویه حلقه تکراری گیرکردم ک فقط ب تموم شدن زندگی فکر میکنم
    . نمیدونم چ باید کرد…

  43. امین می‌گوید

    سلام و عرض و ادب خدمت نویسنده عزیز
    بسیار فوق العاده و تاثیر گذار بود

  44. نسرین می‌گوید

    سلام این بهترین سایتی بود ک درباره پیدا کردن هدف دیدم واقعا مرسی و اینکه من هدفم اینه ک زبان انگلیسی بخونم و در نهایت دبیر زبان در موسسه آموزش زبان بشم انشالله و اینش برام جالب بود ک شما نوشته بودید ک دانش آموخته زبان هستید و نقد روانکاوانه و علاقه ب نقاشی یکی از بارز ترین خوصوصیات منه ک فک میکنم ی جورایی شخصیتمون بهم نزدیکه و اولش یکم تردید داشتم ک شاید این رشته مناسب شخصیت من نباشه و بعد ها پشیمون شم ولی وقتی اینو دیدم مطمئن شدم ک کس دیگه ای مثل من هس ک زبان خونده و موفقم هس

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      نسرین جان خوشحالم که این مطلب برات مفید بوده. یادگیری زبان خارجی هدف غیرممکنی نیست. مطمئن باش که با تمرین زیاد می‌تونی زبان انگلیسیت رو تقویت کنی و حتی به دیگران آموزش بدی.
      برات آرزو می‌کنم که روزی از موفق‌ترین مدرس‌های زبان انگلیسی بشی

  45. فاطمه می‌گوید

    عالی بود . شما واقعا بیان خوبی دارید و ازتون ممنونم که کمکم کردید

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      فاطمه عزیز خوشحالم که این مطلب برات مفید بوده.
      موفق باشی

  46. نیما می‌گوید

    مقاله ی خیلی خوبی بود و بعد از خوندنش و نوشتن جواب سوالا برای خودم احساس سبکی کردم و حس کردم که بهتر شدم.
    ممنون واقعا!

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      چقدر عالی!
      موفق باشید

  47. شروین می‌گوید

    سلام
    ممنون از مطلب گرانقدرتون

    1. صدف دژآلود می‌گوید

      ممنون از شما که برای مطالعه این مطلب وقت گذاشتید

  48. Soofi می‌گوید

    اگه هدف زندگیم یه فرد باشه چی؟

  49. Anita می‌گوید

    مقاله ی بسیار مفیدی بود خیلی ممنونم.

  50. آرمان می‌گوید

    فوق العاده عالی ممنونم ازتون بلاخره یک جا یک مطلب درست و حسابی برای این موضوع پیدا شد
    درود بانو شاد و پیروز باشید

  51. مهرداد نبئی می‌گوید

    سلام
    معرکه بود
    چون تکراری نبود و سوالات مزبور انگشت روی نقاط خواب رفته ذهن و روان میگذاشت و در نتیجه ناخودآگاه حتی توجه کردن به عنوان سوالات کافی بود که افکار مثبت و مفید بکار افتند.
    قبل از خوندن این مقاله حالی در حد خودکشی داشتم ولی الان دارم به کلی امکان و راه حل برای شیرین زندگی کردن فکر میکنم.
    سپاسگزارم