مرجع فیلم آموزشی و مقالات آموزشی برای موفقیت و پیشرفت

چگونه استعداد خود را کشف کنیم

54

کشف استعدادهای طبیعی هر فرد، کار بسیار دشواری است. در مورد خود من چند دهه طول کشید تا متوجه شوم که در نوشتن استعداد دارم. هرگز از این استعداد باخبر نبودم، چون در دبیرستان همیشه در درس ادبیات، نمرات پایینی می‌گرفتم. ولی امروز، میلیون‌ها نفر نوشته‌های من را می‌خوانند. کشف اینکه چه استعدادهایی دارید، برای شما نیز مانند بسیاری از افراد دیگر، می‌تواند بسیار سخت باشد. برای اینکه ببینید چگونه می‌توانید استعداد خود را کشف کنید، مقاله زیر را بخوانید.

من از داگ ویلکس (Doug Wilks) که محقق استعدادیابی و موسس وبسایت StrengthsLauncher است، کمک گرفتم. داگ ویلکس، ۳ بینش مهم زیر را برای کشف استعدادهای طبیعی شما ارائه کرده است:

۱. در کودکی، چه چیزی شما را هیجان‌زده می‌کرد؟

در کودکی چه چیزی شما را هیجان‌زده می‌کرد

کمی وقت بگذارید و شادترین خاطرات خود در دوران ابتدایی را به یاد بیاورید. چه چیزی آن لحظات را آنقدر لذت‌بخش می‌کرد؟ چه ویژگی‌های مشترکی وجود داشت؟ آیا وقتی ۹ ساله بودید، فردی رقابتی بودید؟ شاید به فوتبال علاقه داشتید و هر روز بی‌صبرانه منتظرِ زنگ تفریح بودید. به عشق فوتبال زندگی می‌کردید و عاشق لحظه‌ای بودید که می‌توانستید بیرون بدوید و به زمین تمرین بروید و بازی را شروع کنید. یا شاید از کار کردن بر روی پروژه‌های گروهی بزرگ و رقابتی لذت می‌بردید؟ دوستان‌تان می‌خواستند که در گروه آنها باشید و استعداد زیادی در بالا بردن نمره‌ی کل گروه داشتید. بله شما از این فرصت‌ها لذت می‌بردید و برای‌تان هیجان‌انگیز بود.

در کنار فکر کردن به این خاطرات کودکی، به این مسئله نیز فکر کنید که در دوران بزرگسالی، چه فعالیت‌های مشابهی شما را هیجان‌زده می‌کند. شاید هنوز هم اهل رقابت باشید، ولی با این تفاوت که اکنون برای به دست آوردن مشتری‌های جدید برای استارتاپ‌تان رقابت می‌کنید. شاید هنوز هم پروژه‌های استراتژیک و پیچیده را دوست دارید، ولی با این تفاوت که اکنون این پروژه‌ها را برای یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی انجام می‌دهید.

چرا ما بعضی چیزها را انتخاب می‌کنیم و از کارهای خاصی لذت می‌بریم؟ چرا در انجام بعضی از کارها، بهتر از سایر کارها عمل می‌کنیم؟ «تم استعداد» (talent theme، اصطلاح استفاده شده توسط گالوپ)، یک الگوی طبیعیِ تکرارشونده از اندیشه، احساس یا رفتار است که می‌توان آن را به طور سازنده‌ای به کار گرفت.

شناخت استعدادهای منحصر به فرد، به شما کمک می‌کند تا به این پرسش‌ها پاسخ دهید. استعدادهای منحصر به فرد، به شما نشان می‌دهد که چرا چیزهای خاصی را انتخاب می‌کنید، از کارهای خاصی لذت می‌برید و در بعضی کارها بهتر از کارهای دیگر عمل می‌کنید. در واقع، احتمال اینکه ۵ تم استعداد برتر شما مانند شخص دیگری باشد، فقط ۱ در ۳۳ میلیون است!

بنابراین باید بدانید که آنچه در دوران ابتدایی شما را هیجان‌زده می‌کرده و آنچه در دوران بزرگسالی شما را هیجان‌زده می‌کند، بسیار شبیه یکدیگر هستند. شما فقط از تم‌های استعداد یکسانی (مثلا رقابتی بودن و علاقه به پروژه‌های استراتژیک) در محیط‌های متفاوتی استفاده می‌کنید.

امروز چه کارهایی بیش از سایر کارها، همان لذتی را در شما ایجاد می‌کند که ۲۰ یا ۳۰ سال پیش و در دوران کودکی حس می‌کردید؟ برای نزدیک کردن کارهای امروزتان به لحظاتی که در گذشته شما را هیجان‌زده می‌کرده، راه‌هایی را پیدا کنید. خاطرات دوران دبستان، داستان‌های قدرتمندی هستند که نشان می‌دهند چه استعدادهایی دارید و چگونه باید از آنها استفاده کنید.


حتما بخوانید: ۵ راه‌ برای استعدادیابی در کودکان

۲. چه وقت‌هایی کاملا زمان را فراموش می‌کنید؟

چه وقت‌هایی کاملا زمان را فراموش می‌کنید

فرض کنید که ساعتِ ۹ صبح روز پنجشنبه است. زمان شما، کاملا به خودتان تعلق دارد و قرار نیست که بازی فوتبالی انجام بدهید، به جایی بروید یا گزارش کاری‌ای را انجام بدهید و تا چند ساعت، هیچ کاری برای انجام دادن ندارید. می‌توانید فعالیت مورد علاقه‌تان را انجام دهید که می‌تواند نواختن گیتار، باغبانی یا نوشتن رمان باشد. شاید هم کار مورد علاقه‌تان، برنامه‌نویسی پایتون برای پروژه‌ی شخصی باشد که چند ماهِ قبل شروع کرده‌اید.

این فعالیت، هر زمان که آن را انجام دهید، شما را جذبِ خود می‌کند و طی آن ذهن، جسم و ادراک شما در تقارن کامل کار می‌کند. در این وضعیت زمان را فراموش می‌کنید و پیش از آنکه بدانید، ساعت ۱۲:۳۰ شده است و شما هنوز حتی به ناهار فکر هم نکرده‌اید. اگر شغل شما نیز به اندازه‌ی پروژه‌ی شخصیِ روز پنجشنبه‌تان لذت‌بخش باشد، چطور؟ آیا می‌توانید دوباره همان جادو را مهار و اسیرِ خود کنید؟

به لحظاتی مانندِ این، توجه زیادی داشته باشید. اگر آنقدر در انجام کاری غرق می‌شوید که زمان را فراموش می‌کنید، این یکی از نشانه‌های مهمِ رسیدن به حالت فِلو (flow، اصطلاحی در روانشناسی به معنیِ غرق شدن در کار) است. اگر در حینِ انجام یک پروژه، هر میزانی از حالتِ فلو را تجربه می‌کنید، به احتمال زیاد در حال استفاده از یک یا چند مورد از استعدادهای طبیعی‌تان هستید.


حتما بخوانید: ۵ نشانه که شغل‌ شما استعدادتان را به هدر می‌دهد

۳. برای انجام چه کاری اشتیاق دارید؟

برای انجام چه کاری اشتیاق دارید

درست در همین لحظه که این مطلب را می‌خوانید، چه آتشی در درون شما شعله‌ور است؟ در طول تاریخ بشر هیچ زمانی برای شروع انجام ماموریت زندگی‌تان، ساده‌تر از همین الان نبوده است. آیا عاشق نوشتن هستید؟ این خیلی خوب است، می‌توانید برای خود یک وبلاگ ایجاد کنید. آیا بهتر از هر کسِ دیگری قلاب‌دوزی می‌کنید؟ این عالی است. چند شال و روسری اضافه ببافید و آنها را در سایت‌های خرید و فروش کالا، به فروش برسانید.

آیا حتی فکر کردن در مورد ملاقات و برقراری ارتباط با افراد جدید، شما را بی‌نهایت خوشحال می‌کند؟ برای مثال می‌توانید برای مدیران محلی در شهر خود، جلسه‌ای غیررسمی ترتیب بدهید. آیا از هر سه کار لذت می‌برید؟ در این صورت می‌توانید برای وبلاگ‌نویسانِ قلاب‌دوزی حرفه‌ای، جلسه‌ای ماهیانه برگزار کنید.

در دنیای ایده‌آل، همه می‌توانند هر روز در محل کار، از استعدادها و توانایی‌های خود استفاده کنند. ولی متاسفانه، برای بیشتر مردم اینگونه نیست. در واقع، طبق آمار موسسه‌ی گالوپ، ۶۳ درصد از شاغلین در سراسر جهان، به کار خود علاقه ندارند. البته این رقم، ۲۴ درصدی را که به طور جدی از شغل خود بیزار هستند، شامل نمی‌شود. اگرچه دلایل متعددی برای این مسئله وجود دارد، یکی از عوامل مهم این است که بیشتر شاغلین، به طور روزانه از استعدادهای طبیعی خود در محل کار استفاده نمی‌کنند.

به این مسئله فکر کنید که در طبیعت، عقاب می‌تواند بین ۱۲۰ تا ۲۰۰ کیلومتر در روز پرواز کند. فیل می‌تواند تا ۸۰ کیلومتر در روز بر روی زمین پرسه بزند. اگر عقاب یا فیل را در قفسی اسیر کنیم، آنها دیگر نمی‌توانند به صورتی زندگی کنند که برای آن ساخته شده‌اند. در این حالت،این موجودات خاموش، خفه و اسیر می‌شوند. به همین ترتیب، میلیون‌ها نفر نیز در جهان نمی‌توانند هر روز کاری را انجام دهند که برای آن ساخته نشده‌اند.

برای شما درک این مسئله که در جایی هستید که نمی‌توانید از استعدادهای‌تان استفاده کنید، دردناک و ناراحت‌کننده خواهد بود. خوشبختانه زندگی یک سفر است و یک روز منفرد و مجزا نیست. دست‌کم یک راه کوچک برای دوباره بازگرداندن بعضی از شادی‌های دوران کودکی‌تان پیدا کنید. مثلا در یک روز پنجشنبه، در کار مورد علاقه‌تان غرق شوید و زمان را فراموش کنید یا بر کاری که آرزوی انجام آن را دارید تمرکز و آن را شروع کنید.

 

برگرفته از: inc.com

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید

موفقیت چیزی جز رعایت یک سری اصول و تمرین مداوم آنها نیست

14000تومان 7000تومان

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

54 دیدگاه
  1. جواد می‌گوید

    سلام خانم زنگنه! از مطالب شما خیلی خوشم میاد و به لفظ عامیانه حال میکنم باهاش 🙂
    من یه دانش اموز کنکوری هستم ( شاید پیش خودتون بگید بچه ای)
    من رشته ریاضی میخونم! ریاضی رو خوب میفهمم ولی نمیدونم ایا واقعا دوسش دارم یا فقط میفهممش امسال قراره کنکور بدم و چن ماهیه از کنکور و ریاضی دلزده شدم و به این سایت و مطالب شما پناه اوردم! به سبب حرف بقیه و خانواده وارد این رشته شدم و حالا گیر افتادم! نمیدونم چی رو دوست دارم و از چی خوشم میاد! با خودم درگیرم! هی به این فکر میکنم که از چی خوشم میاد ولی میگم نه این علاقه واقعیت نیست! از درست کردن عکس نوشته ها و کارای گرافیکی خوشم میاد و یه مقداری هم بلدمشون! از طرفی از دیزاین کردن خونه خیلی خیلی خوشم میاد! تو بچگی همیشه با وسایل برقی ور میرفتم و پی گیرشون بودم و از چراغ قوه تا پنکه دست و اینا رو درست میکردم و با سیمای باند ور میرفتم و از درست کردن بعضی چیزای برقی لذت میبردم اما حس میکنم این دیگه بهش علاقه ندارم!
    از طرفی از بچگی سرزبون داشتم و از سخنوری لذت میبردم! عاشق اینم که واس یه جمعی سخنرانی کنم و چند تا تجربه ای داشتم (از تدریس واس بچه های راهنمایی تا مجری گری یه برنامه) که خیلی عالی بودن در حدی که خودم به شدت ازشون لذت بردم و از طرفی همه هم توجه میکردن به حرفام! ( یعنی این کارو خوب انجام دادم و مورد تشویق قرار گرفتم!)
    حالا ذهنم به شدت درگیره و دارم با خودم به طرز عجیبی کلنجار میرم! نمیدونم کدومش علاقه واقعیمه!! از طرفی ترس از اینده دارم که شاید مسئله ای مثل سخنوری به دردم نخوره و اصلا نمیدونم چطور باید همچین علاقه ای رو پی بگیرم! ایا باید قید کنکور ریاضی رو بزنم؟
    فقط بگم که مسئله من به شدت حاد شده تو این مدت! روزی دوازده سیزده ساعت میخوابم از بی انگیزگی و کرختی! در حالی که با خانواده درگیرم و درس نمیخونم و گاهی غم بیش از حدی سراغم میاد که مجبور میشم به سیگار پناه ببرم تا شاید اعصابمو اروم کنه و بتونم راهو ادامه بدم ولی این اتفاق نمیفته و اوضاع هی داره بدتر میشه!

    1. فاطمه زنگنه می‌گوید

      سلام دوست عزیز
      از لطفی که به سایت چطور و مطالب بنده دارید سپاسگزارم.
      درمورد رشته‌ی تحصیلی و کنکور بهتره که از مراکز مشاوره‌ی تحصیلی کمک بگیرید که تخصص و توانایی لازم برای راهنمایی شما رو دارند.
      درمورد استعدادها و علایق مختلفی هم که بهشون اشاره کردید، بهترین کار اینه که روی یکی از استعدادها و توانایی‌هاتون متمرکز بشید و پشتکار داشته باشید. استعداد به تنهایی کافی نیست و تلاش و پشتکار و داشتن هدف، خیلی مهم هست. شما ابتدا باید هدفی برای خودتون تعیین کنید تا بدونید که می‌خواهید به کجا برسید. سخنوری و توانایی در سخنرانی کردن هم ویژگی مثبتی هست و بیشتر افراد چنین توانایی رو ندارند. البته به‌قول خودتون این توانایی خیلی کاربردی نداره، مگر اینکه مثلا بخواهید در رشته‌ی مجری‌گری تحصیل کنید و در آینده مجری برنامه‌های رادیو و تلویزیون و غیره بشید.
      موفق باشید

  2. کامران می‌گوید

    سلام خانم زنگنه ..من تو مرحله ای از زندگی تنهایی گیر افتادم که در آمدن ازش سخت شده برام. شغلی در حال حاضر ندارم .۳۰سال سن دارم .از کودکی چیزی به یاد ندارم به غیر از باز کردن وسایل و خراب کردن..به یاد دارم که وقتی تو مدرسه پرسیدن میخواهید چکاره شوید من گفتم نقاش.البته تو کودکی منظور نقاش ساختمان بود ولی الان هیچ علاقه ای به نقاشی ساختمان ندارم.الان هرکی به منزل من میاد ۲٫۳ ساعتی درگیر رنگ آمیزی و چیدمان خونه میشه .وسیله نو میگیرم همون روز اگر از رنگش خوشم نیاد به سلیقه خودم رنگش میکنم .چیدمان و دکور خیلی مهمه برام و از خلق کردن رنگ و ۱ چیز عجیب لذت میبرم.ازتون میخواهم ۱ راهنمایی کنید منو که که منه بی تجربه کاری چگونه استفاده بکنم و تو چه راهی پا بزار برای موفقیت که به آرامش برسم..میخوام راهی که پا میزارم کار و شغلم هم شکل بگیره.

    1. فاطمه زنگنه می‌گوید

      سلام دوست عزیز
      ممنونم که دیدگاه‌تون را با ما به اشتراک گذاشتید.
      البته من در جایگاهی نیستم که بتونم شما رو راهنمایی کنم، ولی از چیزهایی که گفتید مشخصه که به کارهای هنری و رنگ‌آمیزی علاقه دارید. شاید ایده‌ی بدی نباشه که به سراغ رشته‌های هنری مثل نقاشی تزئینی روی اشیاع یا پارچه و یا نقاشی و حکاکی روی چرم بروید و در کلاس‌های آموزشی شرکت کنید تا هنر و حرفه‌ای رو یاد بگیرید و درکنار پرداختن به علایق شخصی، کسب درآمد هم داشته باشید. شما باید زمینه‌های مختلف رو امتحان کنید تا ببینید کدوم بیشتر راضیتون میکنه.
      موفق باشید