اومو

نحوه برخورد با والدین سمی در جایگاه فردی بالغ

14

پدر و مادر از خردسالی نیازهای کودک را برآورده می‌کنند و این میزان وابستگی رهایی از آنها در آینده را چالش‌برانگیز می‌کند. بسیاری از والدین به پشتوانه این وابستگی، ناخودآگاه از مرزهای شخصی فرزند خود می‌گذرند و ناخواسته او را آزار می‌دهند. در چنین شرایطی، در جایگاه فردی بالغ می‌توانیم نحوه برخورد با والدین سمی را بیاموزیم و مرزی میان خود و والدینمان مشخص کنیم. در ادامه این مقاله، روش‌های برخورد با والدین سمی را معرفی می‌کنیم که حتی اگر نتوانستید رفتار والدین خود را تغییر دهید، با تغییر رفتار خودتان وضعیت را بهبود ببخشید.

دشواری‌های تعیین مرز با والدین سمی

مرزگذاری درست برای والدین سمی در ابتدای کار دشوار است، چون هنوز ناخودآگاه درگیر الگوهای قدیمی دوران کودکی خود هستیم. کاملا مطابق آن الگوها زندگی می‌کنیم تا اینکه بالاخره متوجه می‌شویم چقدر تحت‌تأثیرشان هستیم. البته حتی وقتی متوجه این مسئله می‌شویم، باز هم کمی طول می‌کشد تا مرزهای سالم ایجاد کنیم و اصول نحوه برخورد با والدین سمی را به کار بگیریم. دلیلش این است که احساس گناه می‌کنیم و نمی‌خواهیم بحثی را شروع کنیم؛ می‌ترسیم به احساسات والدینمان آسیب بزنیم یا آن‌قدر درگیر شده‌ایم که انگار هیچ راه فراری وجود ندارد.

چیزی که بیشتر از همه موجب ترس ما می‌شود، واکنش والدین به مرزهای جدید ماست. می‌ترسیم نتوانند این مرزها را تحمل کنند و زندگی‌شان از هم بپاشد. می‌ترسیم دیگر تمایلی به ارتباط با ما نداشته باشند و نخواهند ما را در زندگی خود نگه دارند یا اینکه گفت‌و‌گو به جروبحثی اساسی ختم شود. حقیقت این است که این ترس را سال‌ها قبل خودشان در وجود ما نهاده‌اند.

اگر هنوز نمی‌توانید به‌درستی سمی‌بودن یا نبودن اعضای خانواده خود را تشخیص بدهید، توصیه می‌کنیم مطلب نشانه‌های رفتار سمی در اعضای نزدیک خانواده را بخوانید؛ آگاهی اولین قدم برای بهبودی است.

شما مسئول واکنش‌های هیچ‌کس نیستید

اکنون که بالغ هستید، احتمالا خیلی راحت می‌توانید واکنش والدین خود را درست پیش‌بینی کنید. بیایید فرض کنیم حدستان درباره واکنش آنها کاملا درست باشد، اما این را هم در نظر بگیرید که شما مسئول واکنش انسان‌ها نیستید و نحوه برخورد آنها با مسائل کاملا به خودشان مربوط است.

زندگی آنها تنها در صورتی به هم می‌خورد که خودشان چنین اجازه‌ای بدهند. اگر هم مدتی کاملا رابطه خود را با شما قطع کنند، یعنی سعی دارند دوباره کنترل رابطه را به دست آورند. اگر رابطه‌تان را واقع‌بینانه‌تر بررسی کنید، الگوهای رابطه‌تان را بهتر تشخیص می‌دهید و می‌توانید درباره آنها صحبت کنید تا شاید شیوه مناسب‌تری برای برخورد با والدین سمی پیدا کنید.

هر جدلی برای آنکه ادامه‌دار شود به ۲ جبهه مخالف نیاز دارد و در این حالت شما یک سر دعوا هستید. خب مجبور نیستید وارد دعوایی شوید که آنها شروع کرده‌اند! فراموش نکنید که بزرگ‌شدن یعنی رهایی از الگوهای ناسالم دوران کودکی است.

در ادامه، راهکارهایی برای برخورد با ۴ دسته از والدین سمی ارائه کرده‌ایم.

۱. نحوه برخورد با والدین سمی کنترلگر

این مسئله اغلب به یکی از مسائل «قدرت در مقابل احساس گناه» تبدیل می‌شود که از رایج‌ترین مشکلات خانواده‌ها به حساب می‌آید. خودمان احساس می‌کنیم کنترل ما باید در دست والدینمان باشد، چون تا بوده همین بوده و به‌خاطر تلاشی که برای گرفتن اختیار زندگی خود از آنان می‌کنیم، دچار احساس گناه می‌شویم.

چنین والدینی شاید تلاش کنند:

  • فرزندانمان را کنترل کنند؛
  • در ازدواج ما دخالت کنند؛
  • سعی کنند با پول ما را تحت‌کنترل خود درآورند؛
  • با ایجاد احساس گناه ترغیبمان کنند از آنها مراقبت کنیم.

در هر یک از این موقعیت‌ها ممکن است سردرگم شویم؛ مطمئنیم که انگیزه تمام این کارها عشقی است که در دل به ما دارند، اما حقیقت این است که دوست‌داشتن دلیل خوبی برای کنترل‌کردن اطرافیان نیست. مقوله عشق از کنترل کاملا جداست.

در این شرایط، یکی از راهکارها این است که خواسته خود را مشخص و آن را به‌عنوان مرز تعریف کنید. مثلا بگویید: «مامان، من قصد دارم کار الف و ب و ج رو انجام بدم و دقیقا هم همین کار رو انجام می‌دم.» یا «بابا، من این کار رو دوست دارم نه اون‌یکی رو. پس همین کار رو قبول می‌کنم.»

در برخورد با والدین سمی وقتی آنها واکنش نشان می‌دهند، به‌جای تلاش برای اصلاح یا تغییر احساسات آنها، سعی کنید احساسات خود را بپذیرید و از خودتان مراقبت کنید.

۲. نحوه برخورد با والدین سمی درگیر اعتیاد

زندگی در کنار والدین معتاد این باور را در فرزند ایجاد می‌کند که باید به نحوی والدین خود را اصلاح یا از آنها مراقبت کند. این افراد توجه و لطفی را نثار والدین خود می‌کنند که به هیچ احدی در دنیا نمی‌کنند. ممکن است در قبال آنها احساس گناه یا مسئولیت کنند و شکستن این الگو بسیار دشوار باشد. فکر می‌کنید چه کسی مسئول خوشبختی و تندرستی شماست؟ آفرین! خودتان مسئولید. بدانید که این مسئله درباره پدر و مادرتان هم صدق می‌کند. از کوچک‌ترین مسئولیت‌های آنان که بر عهده‌شان گرفته‌اید شروع کنید و ذره‌ذره همه را به خودشان بازگردانید.

۳. نحوه برخورد با والدین سمی که نقش قربانی را بازی می‌کنند

نحوه برخورد با والدین سمی که نقش بازی می‌کنند، این است که از مسائل کوچک شروع کنید و مصرانه بگویید که دیگر مسئولیت مراقبت از آنها و انجام کارهایشان را به‌ عهده نمی‌گیرید. سپس اجازه دهید بدون کمک شما اشتباه کنند تا یاد بگیرند.

این والدین با ترفندهای روان‌شناختی از شما می‌خواهند که از آنان مراقبت کنید و با رفتار خود نشان می‌دهند که از پس مراقبت از خود برنمی‌آیند. احتمالا با وجود چنین والدینی، فرد در تمام طول زندگی نقش پدر و مادر را بازی کرده است، مثلا:

  • به گله‌های مادر از پدر و بالعکس گوش داده‌ است؛
  • قبض‌ها را پرداخت کرده‌ است؛
  • ناراحتی‌شان را تسکین داده‌ و به هر نحوی مراقب آنان بوده‌ است.

نحوه برخورد با والدین سمی که نقش بازی می‌کنند، این است که از مسائل کوچک شروع کنید و مصرانه بگویید که دیگر مسئولیت مراقبت از آنها و انجام کارهایشان را به‌ عهده نمی‌گیرید. سپس اجازه دهید بدون کمک شما اشتباه کنند تا یاد بگیرند. مطالعه کتاب والدین سمی می‌تواند در این راستا به شما کمک کند.

۴. نحوه برخورد با والدین سمی خشمگین

این والدین به‌معنی واقعی کلمه به شما صدمه زده‌اند، حال چه از نظر روحی و چه جسمی. حتی شاید فکر کنید رفتار آنها کاملا طبیعی است، چون تربیت آنها طوری بوده که چنین باوری داشته باشید.

حالا در جایگاه فرد بالغ، می‌توانید حد تحملتان را خودتان انتخاب کنید. شاید دیگر تمایلی به ادامه این رابطه نداشته باشید یا به‌محض آنکه مکالمه به ابراز خشم و توهین کشیده شود، آن را رها کنید. با همین قدم‌های کوچک شروع کنید و تلاش خود را بسط بدهید. افراد مهربان زیادی وجود دارند که می‌توانید با آنها روابط سالم برقرار کنید. هیچ انسانی مجبور نیست سوءاستفاده را تحمل کند.

به یاد داشته باشید زندگی شما متعلق به شماست و مسئولیت مراقبت از آن هم بر عهده خود شماست. مسئولیت مراقبت از زندگی والدینتان به عهده شما نیست و هرگز هم نبوده است. شما می‌توانید بدون اینکه با دیگران نامهربان باشید، به خودتان مهربانی کنید. مرزها نه‌تنها نشانه بی‌مهری نیستند، بلکه از الگوهای ناسالم قدیمی به‌مراتب بهترند.

هنگام زندگی با والدین سمی، چطور با آنها کنار بیاییم؟

رهایی از والدین سمی تحت هر شرایطی دشوار است. با این تفاوت که وقتی با آنها زیر یک سقف زندگی می‌کنیم، فرصتی برای قطع ارتباط و ترک خانه نداریم و باید راهی برای کنارآمدن با آنها یاد بگیریم. در این بخش قصد داریم نحوه برخورد با والدین سمی در حالتی را توضیح دهیم که با آنها در یک خانه زندگی می‌کنید.

۱. دست از تلاش برای خشنودکردن آنها بردارید

در کودکی یاد می‌گیریم که اگر طبق انتظارات والدینمان رفتار کنیم، پاداش‌هایی مثل لبخند یا بغل در انتظار ماست، اما خشنودکردن والدین سمی غیرممکن است و باعث می‌شود همیشه دنبال تأیید آنان باشیم. خوشبختی واقعی فقط با زندگی بر اساس ارزش‌ها، اخلاقیات و نظام اعتقادی خودمان حاصل می‌شود. تلاش برای راضی نگه‌داشتن والدین اهرمی به آنان می‌دهد که با آن شادی فرزند خود را کنترل می‌کنند، چون می‌توانند انتخاب کنند که فرزندشان انتظارات آنان را برآورده کرده است یا خیر و این بر احساسات فرزند نیز اثر می‌گذارد.

۲. آنان را همان‌طوری بپذیرید که هستند

هرچقدر هم بخواهیم، والدین سمی ما تغییر نمی‌کنند. رفتار منفی آنها در شخصیتشان ریشه دوانده است و به‌نظر خودشان رفتار بدی ندارند. هیچ‌کس نمی‌تواند رفتار دیگران را کنترل کند، اما می‌تواند نحوه واکنش خود به رفتار بد آنها را انتخاب کند. روی این مسئله تمرکز کنید.

۳. کمتر اطلاعات در اختیارشان قرار دهید

افراد سمی گاهی از یافته‌های خود درباره زندگی دیگران برای انتقاد، شایعه‌پراکنی و دستکاری روان‌شناختی آنها استفاده می‌کنند. اطلاعات برای این افراد حکم مهمات را دارد، چون دنبال کنترل تمام جنبه‌های زندگی فرد هستند.

نحوه برخورد با والدین سمی این‌گونه است که آنها را فقط در جریان اطلاعات پیش‌پاافتاده زندگی خود قرار می‌دهیم و نمی‌گذاریم مشت‌های ظالمانه آنها به‌سمت زندگی ما روانه شود. نه‌تنها موظف نیستیم اطلاعات شخصی خود را با والدینمان در میان بگذاریم، بلکه در صورت بروز ناراحتی، می‌توانیم هیچ چیزی از خود به آنها نگوییم.

۴. برای والدین سمی استدلال نکنید!

برای افرادِ تحت‌تأثیر الکل یا مواد مخدر، افراد غیرمنطقی و آنهایی که به بلوغ عاطفی نرسیده‌اند نمی‌توان استدلال کرد، بنابراین بهتر است زمان و انرژی گرانبهای خود را برای متقاعدکردن افرادی نگذارید که حتی نمی‌خواهند گوش کنند. با این افراد وارد بحث نشوید، چون حتی اگر حق با شما باشد هم اشتباه خود را نمی‌پذیرند.

۵. لازم نیست همه‌جا همراهی‌شان کنید

موظف نیستید در تعطیلات و رویدادهای خاص کنارشان باشید. اگر احساس خوبی به این همراهی ندارید، سعی نکنید خشنودی آنها را به‌قیمت آرامش ذهنی خود به‌ دست بیاورید. وقت خود را با کسانی سپری کنید که به شما اهمیت می‌دهند تا بیشتر احساس خوشحالی کنید.

۶. به خودتان اهمیت بدهید

والدین سمی تمام احساسات و عواطف فرزند خود را از کالبد او بیرون می‌کشند. برخورد با آنها تمام انرژی فیزیکی و عاطفی فرد را تخلیه می‌کند و این مسئله بر زندگی روزمره او اثر منفی می‌گذارد.

بنابراین علاوه بر آگاهی به نحوه برخورد با والدین سمی، اگر گام‌هایی برای مراقبت از خود برداریم، می‌توانیم حس خوب و شادی را به خود برگردانیم. حیاتی‌ترین زمینه‌های مراقبت از خود تغذیه متعادل، خواب کافی و ورزش منظم هستند. تمرکزتان را روی ارتباط با دوستان محبوبتان و اعضای نزدیک در خانواده بگذارید و زمانی را به انجام سرگرمی‌هایی دلخواه خود اختصاص دهید.

شما بگویید

شما هم تجربه زندگی در کنار والدین سمی را داشته‌اید؟ اطرافیانتان چطور؟ به‌نظر شما چه راه‌های دیگری برای برخورد با این والدین وجود دارد؟ مشتاقانه منتظر شنیدن نظرات و تجربیات شما هستم.


در ادامه بخوانید: سرزنش کردن دیگران؛ چرا این‌کار را می‌کنیم؟ چطور با آن مقابله کنیم؟
رفتار درست با شریک عاطفی چگونه است؟
حق با کدام طرف است؟
جواب چنین سوالاتی را در این مجموعه بیابید.

هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر
منبع psychologytoday -family-counseling
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین دیدگاه‌ها (از 14 دیدگاه)
  1. علی می‌گوید

    مادر من از عجایب 7 گانه است تازه بهش گفتم یک دختر برام پیدا کن تا ازدواج کنم ولی این زن گوشش بدهکار نیست هروقت ازش درباره این موضوع سوال میکنم یه جوری جوابمو میده انگار داره با غریبه حرف میزنه یعنی مثل بقیه مادرا ذوق مرگ نمیشه و منم میفهمم که انگار اصلا براش مهم نیستم تازه یک زن غریبه دنبال دختر برا پسرش می‌گشت که تصادفاً از مادر من سوال پرسید و کم مونده بود مادرم پسره را داماد کنه ولی برا من که پسرشم یک سر سوزن دلسوزی و ذوق نداره، ای بابا

    1. مهدیه منصوری می‌گوید

      سلام همراه عزیز چطور
      پیشنهاد می‌کنم در این‌باره حتما از مشاور کمک بگیری. یک فرد متخصص راحت‌تر می‌تونه ریشه این مسئله رو شناسایی کنه و به رفع اون کمک کنه.

  2. اقم می‌گوید

    ازدوران مجردی حدوداً سی ساله بودم پدرم فوت کرد بیشتر از دست مامانم دقش داد من موندم و مادرم حدود ده سال است ازدواج کردم دو بچه دارم اما ای کاش ازدواج نکرده بودم مادرم از اول سمی بود فاز منفی سردرد تحمیل گر الانم که متحل هستم و بااو زیر یک سقف تقریبا یک روز درمیان جرو بحث داریم سر چیزهای بیربط سر افرادی که هیچ ارتباطی به ما ندارند هرچی هم بهش میگم باهاش صحبت میکنم سعی میکنم حالیش کنم فایده نداره فقط دوس داره من را خارو خفیف کنه نمیدونم چیکار کنم

    1. مهدیه منصوری می‌گوید

      سلام همراه عزیز چطور
      پیشنهاد می‌کنم در اسرع وقت با مشاور صحبت کنی تا ریشه این مشکل رو اول در درونت پیدا کنی و بعد دنیای اطرافت تغییر بدی.

  3. محمد می‌گوید

    من همه کامنت هاتون رو خوندم؛ بابت مشکلات خانوادگی همه خیلی متاسفم، کاش میتونستیم به هم دیگه بیشتر از یه کامنت کمک کنیم
    میخوام بهتون بگم که شما اصلا تنها نیستی و تقریبا توی همه خانواده ها مشکل مشابه وجود داره،بکثرا سعی میکنن ظاهرشون رو حفظ کنن و مشکلاتشون رو پنهان کنن و این باعث میشه فکر کنید مشکل مورد نظر شما خیلی حاد و خاص هستش
    بعنوان یه داداش کوچیکتر که تجربه مشابهی باهاتون داشتم میخام بگم که
    خودتونو مقایسه نکنید با بقیه خونواده ها، این هیچ کمکی حل مسئلتون نمیکنه
    صبور باشید، هیچ مشکل واقعیی تو دنیا یک شبه برطرف نمیشه،هیچ معجزه ایی نیست که بتونه مشکلات شما رو خیلی سریع برطرف کنه
    اینکه میگم صبور باشید متفاوت از اینه که زجر بکشید؛ همه ما توی مشکلات خانوادگی آسیب میبینیم به تناسب مشکلی که داریم، بعضیمون که آسیب روحی دیدیم میتونیم موقتا از دکتر روانپزشک کمک بگیریم تا به قولی زجر و درد کمتری بکشیم و بتونیم از راهکار هایی که وجود داره استفاده کنیم
    اینکه به چه درمانی نیاز دارید رو بسپرید به یه دکتر روانشناس و روانپزشک، این مراجعه شما میتونه نزدیکترین تجربه به معجزه باشه
    میتونید از همدلی و صحبتای دوستانتون کمک بگیرید ولی این رو نمیتونید به عنوان یک راهکار روش حساب کنید
    دوستتون دارم
    موفق باشید

    1. مهدیه منصوری می‌گوید

      محمد عزیز، ما خیلی خوشحالیم که همراهانی مثل شما داریم.
      این خیلی مهمه که بدونیم والدین سمی ما هم حلقه‌های معیوب زنجیره کنترل‌گری بودن.
      خوبه که ما تلاش کنیم با آگاهی و بدون بی‌احترامی، ترومای این رفتار رو در خودمون حل کنیم و به نسل بعد منتقل نکنیم.
      ممنون از همراهیت با چطور دوست من