داستان این کتابها در مشهد رخ میدهد
همه ما از کودکی حداقل یک خاطره مشترک داریم و آن هم خاطره سفر به مشهد مقدس است که در کنار خانواده آن را تجربه کردیم. تفاوتی هم نمیکند که در کدام نقطه از ایران زندگی کنیم، به هر حال زیارت اما رضا علیهالسلام در ذهن همه ما ثبت شده و همیشه از آن بهخوبی یاد میکنیم. شهر مشهد به دلیل وجود بارگاه نورانی اما هشتم تبدیل به پایتخت معنوی ایران شده است.
عین حال تاریخ این شهر روزهای روشن و تاریک زیادی را پشت سر گذاشته است. تعداد زیادی از مردم ایران با آمدن نزد امام رضا علیهالسلام بیماریهای روحی و جسمی خود را درمان کردند و آرزوهای دست نیافتی خود را از امام گرفتند. همین مسئله باعث شده که نویسندگان زیادی دست به قلم ببرند و در قالب داستان و روایت، گوشههایی از تاریخ این شهر و عنایات اما هشتم را بازگو کنند. به همین دلیل در این نوشتار قصد دارم چند کتاب که با موضوع مشهد نوشته شده، معرفی کنم. اگر شما هم عاشق مطالعه کتابهای داستانی هستید، در ادامه همراه من بمانید.
این مطلب را هم بخوانید: از ایرلاین آنادولوجت چه میدانید؟
بیا مشهد، جمعی از نویسندگان
این کتاب در قابلی داستان نوشته شده و موضوع آن زندگینامه و خاطرات شهید علی سیفی است. گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی نیز کار چاپ و نشر آن را انجام داده است. در این کتاب با زندگینامه شهیدید آشنا میشویم که در سال در سال 1344 در شهرستان مراغه و در خانوادهای متدین و ولایی به دنیا آمد. همچنین در گوشههایی از این کتاب، مادر شهید علی سیفی تعریف میکند که همیشه با وضو به علی شیر میدادم و در عالم رویا به من گفتند که علی سرباز ماست، از او خوب مواظبت کن.

داستان این کتاب آنجا جالب میشود که علی در زمان شروع جنگ تحمیلی بهعنوان بسیجی داوطلب، به جبهه اعزام میشود و در اردیبهشت سال 61 یکی از پاهای او در عملیات بیتالمقدس جراحت سنگینی برمیدارد. به همین دلیل تمام پزشکان به او میگویند که باید پایش قطع شود. اما عنایت امام رضا علیهالسلام شامل حالش شده و ندایی به او میگوید: «بیا مشهد» و پای علی در مشهد امام رضا شفا پیدا میکند….
چهل و یکم، حمید بابایی
کتاب چهل و یکم که توسط انتشارات صاد و به قلم حمید بابایی منتشر شده، دو داستان و رمان مختلف را با هم ترکیب کرده و برشی از تاریخ شهر مشهد را برای ما به نمایش میگذارد. این رمان زندگی جوانی به نام ادریس را بیان میکند که در دوران رضاشاه مأمور نظمیه است و بعد از فرمان رضاشاه مبنی بر کشف حجاب باید در مقابل مردم بایستد.
در این کتاب از زبان ادریس ماجرای مسجد گوهرشاد روایت میشود و او از اجباری حرف میزند که باعث شده در این رویداد تاریخی حضور داشته باشد و اتفاقات تلخ آن روز را ببیند. حتی او در قضیه مسجد گوهرشاد یک تیر هم شلیک میکند و بعدها دچار عذاب وجدان شدید میشود. به همین دلیل تصمیم میگیرد که چهل شب در مسجد گوهرشاد عبادت کن و از خدا درخواست توبه دارد. چهل شب بر ادریس میگذرد و….
همه چیز درباره نهال، دختر طرخان
این کتاب داشتانی جذاب نوشته مصطفی جمشیدی است و انتشارات راه یار آن را منتشر کرده است. در این کتاب هم گوشههایی از تاریخ مشهد و واقعه مسجد گوهرشاد به زبانی دیگر به تصویر کشیده شده است. راوی کتاب، نهال سادات، نوۀ حاجی طرخان است و ما در این کتاب با داستان زندگی این دختر نوجوان همراه میشویم.
نهال که دختر یتیمی است و همراه خواهرش نزد پدربزرگش زندگی میکند، مشاهدات عینی خود را در روزهای منتهی به کشتار مردم مشهد در مسجد گوهرشاد روایت میکند. همچنین در این کتاب میتوانید شخصیتهای حقیقی مانند محمدولی خان اسدی، فتحالله پاکروان، شیخ بهلول و… را بشناسیم و تقریبا با داستان زندگی آنها در همان دوران همراه شویم.
مسجد گوهرشاد در حال حاضر بخشی از مجموعه حرم امام رضا علیهالسلام است، و زائران زیادی در این مسجد به عبادت و زیارت میپردازند. اگر شما هم قصد رزرو هتل مشهد و خرید بلیط چارتر تهران مشهد و زیارت امام هشتم را دارید، پیشنهاد میکنم که از موزه مسجد گوهرشاد و کتابخانه این مسجد قدیمی دیدن کنید تا تاریخ این واقعه را به شکل بهتری درک کنید.
از مشهد تا کاخ صدام، سعیده زراعت کار

این کتاب خاطرات آزاده ایرانی محمود رعیت نژاد است که دوران اشارت خود در عراق را به تصویر کشیده است. البته او در ابتدای کتاب گوشههایی از خاطرات خود در مشهد را بازگو میکند. این کتاب داستانی در چهار فصل به بیان خاطرات و روزهای زندگی محمود رعیت نژاد در دوران جوانی، اسارت در عراق و روزهای آزادی و بازگشت به ایران میپردازند.
کلام آخر
مشهد همیشه خوب است، با آمدن به مشهد حال آدم خوب میشود. حتی خواندن کتابهایی با موضوع مشهد و عنایات امام رضا علیهالسلام هم حال آدم را خوب میکند. اما چه خوب میشود که هر سال برای زیارت این حرم نورانی به مشهد برویم. برای رفتن زیارت هم وسواس به خرج ندهیم و فقط با گرفتن بلیط چارتر تهران مشهد کوله پشتی را برای سفری نورانی ببندیم. شاید یک روز هم داستان زندگی ما و قدم زدن در کوچههای این شهر نورانی کتاب شد….

