کتاب جنایت و مکافات؛ اثر بی‌نظیر و ماندگار نویسنده پرآوازه روسی

0

حتماً تابه‌حال نام کتاب «جنایت و مکافات» را در تلویزیون یا کتاب‌فروشی‌ها شنیده‌اید. نام این کتاب نیز همانند کتاب‌های دیگر به نام نویسنده پرآوازه‌اش یعنی «داستایوفسکی» گره خورده است. در همین ابتدا، باید بگوییم که این رمان جزو رمان‌های شاهکار و معروفی است که از روی آن، فیلم‌ها و مجموعه‌هایی با همین نام ساخته شده است. اگر هنوز این کتاب را برای خواندن انتخاب نکرده‌اید، در ادامه همراه ما باشید تا با معرفی مختصری از این کتاب، شما را به خواندن این کتاب معروفِ نویسنده روس ترغیب کنیم.

شناسه کتاب

عنوان اصلی کتاب: Преступление и наказание

عنوان کتاب به فارسی: جنایت و مکافات

نویسنده: فئودور داستایوفسکی

تعداد صفحات: ۷۰۴

درباره‌ کتاب جنایت و مکافات

«جنایت و مکافات» اثر بزرگی است که داستایوفسکی با نوشتن آن به‌عنوان نویسنده‌ای زبردست شناخته شد؛ نویسنده‌ای که توانایی روانکاوی فوق‌العاده‌ای دارد و تیزبین و دوراندیش است.

باید گفت داستایوفسکی درست مثل بقیه آثارش شخصیت‌های فوق‌العاده جالبی را به تصویر کشیده است. او همچنین زوایای شخصیتی افراد مختلف کتاب را زیر ذره‌بین مخصوص خودش قرار داده و اثری چنین محبوب و خواستنی خلق کرده است.

ویژگی جالب‌تر کتاب این است که چهره‌های خوب و بد، به‌گونه متفاوتی در کتاب ظاهر شده‌اند. قضاوت و تشخیص درستی و نادرستی کارها به عهده خواننده است و این خود، اثر را چالش‌برانگیز کرده است.

این بار جریان داستان برخلاف اغلب آثار داستایوفسکی، در پترزبورگ اتفاق می‌افتد. یکی دیگر از تفاوت‌های آشکار این کتاب با آثار قبلی نویسنده این است که زندگی اعیان و اشراف روسیه نشان داده نمی‌شود، بلکه این زشتی‌ها و بدی‌های شهر است که نویسنده به ظرافت هرچه‌تمام‌تر به آن پرداخته است.

شخصیت اصلی کتاب جوان ۲۳ ساله‌ای به نام «راسکلنیکف» است. او جوانی کنجکاو و خوش‌چهره اما فقیر و بی‌پول است و به‌گفته دوستش، «رازومیخین»، عبوس و مغرور و دچار بدگمانی شدید است. او دارای شخصیتی بی‌قرار است؛ طوری که مدام فکرهای مختلف می‌کند و حتی گاهی با خودش حرف می‌زند. راسکلنیکف از ناعدالتی دنیا شکایت دارد. درعین‌حال، گاهی به‌شدت سرد و بی احساسات می‌شود و ممکن است طوری رفتار کند که انگار همه مزاحمش هستند. با شخصیت جالب راسکلینف جوان همراه می‌شوید و از تصمیمات عجیبش شگفت‌زده خواهید شد. اتفاقات جالبی در وجود راسکلینف به وقوع می‌پیوندند و جریان داستان را دگرگون می‌کنند. حتما ارزش آن را دارد که خودتان آن را بخوانید و غرق در خواندن ادبیات عمیق روسی شوید.

در حاشیه

داستایوفسکی، این نویسنده توانای روسی، فراز و نشیب‌های زیادی را در زندگی شخصی‌اش تجربه کرده است. او در شرایط سختی به نوشتن این رمان پرداخته است؛ چنان‌که در بخشی از مقدمه کتاب «جنایت و مکافات» می‌خوانیم:

«در ۱۸۶۳ ابتدا زن داستایوفسکی و پس از یک سال دیگر میخائیل، یگانه برادر دلبندش، از این جهان چشم بستند و او را در مقابل گرفتاری‌های مادی و معنوی گوناگون یکه و تنها گذاشتند. داستایوفسکی این دوره از زندگی را یکی از دشوارترین ایام عمر خود می‌شمرد. بی‌ثباتی و دورنگی دوستان نیز بر مصیبت‌های وی می‌افزود. به‌ناچار مجله هنگام تعطیل شد و داستایوسکی برای سرگرمی، تمام خود را وقت کارهای خلاقه ادبی کرد.»

داستایوسکی در چنین شرایط دشواری این اثر زیبا را پدید آورده است. از بقیه آثار شگفت‌انگیز او می‌توان کتاب‌های ابله، قمارباز، شیاطین و برادران کارمازوف را نام برد.

بخش‌هایی از کتاب

بعد ناگهان خنده‌ای چون دیوانگان سر داد و اضافه کرد: «آه که ازنظر زیباشناسی واقعاً شپشی بیش نیستم! همین و نه چیز دیگری.» سپس با زهرخندی به این فکر چسبید و در حال کاوش در آن و بازی و سرگرمی به آن سخن خود را دنبال کرد: «بله من واقعاً هم شپش هستم. دست‌کم به خاطر آنکه اولاً من هم‌اکنون درباره اینکه شپش هستم می‌اندیشم و ثانیاً به‌خاطر آنکه یک ماه تمام پروردگار مهربان را ناراحت کردم و او را به شهادت گرفتم که به این کار برای نفس و میل خود دست نمی‌زنم، بلکه به‌خاطر مقصد مطبوع و بسیار زیبایی…هه، هه! ثالثاً به‌دلیل آنکه انصاف ممکن را در بررسی و انجام این امر ازلحاظ وزن و اندازه و حساب بکار بردم و از میان شپش‌ها آنکه از همه بی‌فایده‌تر بود برگزیدم و پس از کشتن تصمیم گرفتم از مال او فقط آن‌قدری که برای قدم‌های نخستین لازم است، نه بیش و نه کم، بردارم.»


در ادامه بخوانید: کتاب مردی به نام اوه اثر فردریک بکمن؛ زندگی تراژیک پیرمردی تنها

ممکن است به این مطالب علاقه داشته باشید.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.