اومو

اگر از آینده ناامید هستید، این کارها را انجام دهید

13

زندگی بالا و پایین دارد. فرقی نمی‌کند که مادری آرزومند باشید که چشم به آینده‌ٔ فرزندانش دارد، کارمندی سخت‌کوش در انتظار ترفیع رتبه یا کسی که به‌تازگی عزیزی را از دست داده است؛ همهٔ ما در گذر از دشواری‌ها نیازمند امید هستیم. برای رسیدن به امید باید از منطقی بودن بیش از اندازه دست بردارید. ما باید به‌راستی بپذیریم که رویدادها و فرصت‌های بهتری در پیش روی‌مان هستند. حتی اگر اوضاع به‌خوبی پیش نمی‌رود، باید در پس ذهن‌مان باور داشته باشیم که داستان ما فراتر از این است. اگر نسبت به آینده ناامید هستید، در این مطلب به شما ۱۰ گام را معرفی می‌کنیم که به ریشه‌های امید در شما جان می‌بخشند.

۱. به خودتان ارج بنهید

اگر در احساسات غرق شده‌اید و حس ناامنی آزارتان می‌دهد، باید توقف کنید و راهی برای مراقبت از خودتان پیدا کنید. پیاده روی، صحبت با دوستی صمیمی، سفری کوتاه، گوش دادن به موسیقی، مدیتیشن یا نوشتن، همگی می‌توانند به شما کمک کنند. به‌عبارتی هر کاری که کمک می‌کند تا شما به وضعیت عادی برگردید و به تعادل برسید، سودمند است.

هر پیشرفتی را هرقدر کوچک ارج بنهید. هر گامی که برمی‌دارید ارزشمند است و شما را به رویاهایتان نزدیک‌تر می‌کند. با تنفس عمیق و آگاهانه و قدردانی از آنچه در جریان است، بر حال تمرکز کنید.

۲. اهداف و چشم‌اندازتان را بازنگری کنید

اگر به مانعی سخت برخورده‌اید، بد نیست اهداف و چشم‌اندازتان را بازنگری کنید. با جزئیات اهدافی را که تعیین کرده‌اید مشخص و به‌خودتان یادآوری کنید که چه چیز در آغاز باعث شد تا چنین هدفی را برای خودتان تعیین کنید. برای مثال اگر می‌خواهید وزن کم کنید، آیا به دلیل دستور پزشک است یا اینکه می‌خواهید سالم‌تر باشید؟

نکتهٔ کلیدی این است که برای خودتان اهدافی تعیین کنید که به شما انگیزه می‌دهند و خود را متعهد به پیگیری آنها می‌دانید. این اهداف همگی زیر چتر چشم‌انداز به هم مرتبط می‌شوند؛ چشم‌اندازی که برای مقابله با موانع به شما نیرو می‌بخشد.

برای خودتان صفحهٔ چشم‌انداز تهیه کنید یا توصیفی با جزئیات دقیق از آنچه می‌خواهید به آن برسید، بنویسید.

۳. انتظارات‌تان را مدیریت کنید

در هنگام ناامیدی انتظارات تان را مدیریت کنید

یکی از دلایل از دست دادن انگیزه، تعیین انتظارات دور از دسترس است. بیشتر وقت‌ها بزرگ‌ترین ناامیدی‌ها ناشی از در نظر گرفتن اهداف غیرواقعی است. منظور از غیرواقعی لزوما این نیست که نمی‌توانید به آن اهداف دست یابید، بلکه شاید برای دستیابی به آنها به زمان و منابع بیشتری نیاز دارید.

برای مثال، وقتی به‌تازگی کسب‌وکارتان را راه‌ انداخته‌اید، به‌جای فکر کردن به سود چندصد میلیونی، بر همخوانی هزینه‌ها و درآمدها و بهبود عملکردتان تمرکز کنید. به‌ویژه در مراحل آغازین، اهداف روشن، مثبت و قابل‌کنترل تعیین کنید. انتظارات منطقی که دستیابی به آنها ساده است، شما را به دامهٔ مسیر تشویق می‌کنند.

۴. برنامه‌ٔ جایگزین داشته باشید

همیشه ممکن است طرح و برنامه‌‌تان آن‌طور که انتظار داشتید، پیش‌ نرود. پذیرش احتمال شکست بدون حس سرخوردگی دشوار است. اما بدانید که داشتن برنامه جایگزین یا همان نقشهٔ ب، به کنار آمدن با احتمال شکست کمک چشمگیری می‌کند.

نقشهٔ ب، مانند چتر نجاتی‌ست؛ هنگامی که اوضاع به‌هم می‌ریزد به کمک‌تان می‌آید. برای تهیهٔ طرح جایگزین، باید بدانید چه چیز طرح قبلی را دچار مشکل کرده است. چه مواردی را می‌توانید به گونه‌ای متفاوت انجام دهید؟ چه درس‌هایی گرفته‌اید و این نکات چگونه در اجرای درست به شما کمک می‌کنند؟ از دوستان، مشاور یا استادهایتان درخواست بازخورد کنید تا توانایی درک‌تان بهتر شود.

با وجود طرح جایگزین، پذیرش اینکه شکست نه پایان ماجرا، بلکه انحرافی در مسیر است، ساده‌تر می‌شود.

۵. به دنبال منابع انگیزه‌بخش باشید

امید مانند شعلهٔ شمعی‌ست که بدون نیروی پشتیبانی، سرانجام می‌سوزد و تمام می‌شود. ما به عناصری نیاز داریم که امید به آینده را در ما برانگیزند. خوشبختانه روش‌های زیادی برای انگیزه‌بخشی وجود دارند. مانند تأیید و تشویق موفقیت‌های کوچک و یادآوری موانعی که موفق شدیم پشت سر بگذاریم.

همچنین می‌توانید از کتاب‌ها، موسیقی، فیلم‌ها و داستان‌ آدم‌های مختلف، الهام بگیرید. یکی از منابع الهام‌بخش وقت‌گذرانی با نوجوان‌ها و جوانانی‌ست که سرشار از خوش بینی هستند. بهترین منبع انگیزه‌ را برای خودتان پیدا کنید.

۶. چشم‌اندازتان را زیر نظر داشته باشید

امیدواری با وجود چشم‌اندازی انگیزه‌بخش از آینده ساده‌تر است. بنابراین شفاف‌سازی چشم‌انداز ضروری است.

هدف‌گذاری، صفحهٔ چشم‌انداز و تصویرسازی، فنونی برای شکل دادن به رویاها هستند. با تکرار و تمرین این فنون، چشم‌انداز ملموس‌تر و دردسترس‌تر می‌شود. درک اهداف‌ باعث می‌شود آنها واقعی به‌نظر برسند و به راهنمایی برای تمرکز نیرویمان در جهت پیشروی تبدیل شوند.

۷. حامیان قدرتمند داشته باشید

برای دوری از ناامیدی حامیان قدرتمند داشته باشید

انسان به‌عنوان موجودی اجتماعی، به‌شکلی چشمگیر از حمایت اطرافیان‌ بهره می‌برد. خانواده و دوستان نخستین حامیان ما هستند، اما می‌توانیم شبکهٔ اجتماعی‌مان را گسترش دهیم و تعدادی مشاور، راهنما و مربی مورداعتماد را در آن بگنجانیم. آدم‌هایی که مایل به شنیدن داستان ما هستند و به چشم‌اندازی که برای زندگی‌مان تعریف کرده‌ایم، باور دارند هم حامیان خوبی هستند.

این آدم‌ها در دشواری‌ها و هنگامی که احساس می‌کنیم توان ادامهٔ مسیر را نداریم، مایهٔ آرامش‌مان هستند و کمک می‌کنند دوباره به مسیر اصلی بازگردیم.

۸. آگاه‌، مطلع و کنش‌گرا باشید

بدون دانش و عمل، امید چیزی از فراتر از فریبی روان‌شناختی نیست! امید باید ما را به سوی کسب دانش دربارهٔ خواسته‌هایمان و برداشتن گام‌های حساب‌شده برای درک آنها، پیش براند.

دانش یعنی قدرت؛ دانش و اطلاعات توانایی گرفتن تصمیم‌های حساب‌شده را به ما می‌دهد. دانش باورهای ما را تقویت می‌کند؛ باور به اینکه آنچه برای پیش‌روی آگاهانه و دست‌یابی به اهداف‌مان لازم داریم، در اختیار ماست.

۹. بر زمان حال تمرکز کنید

امید در ذات، به آینده گرایش دارد و بنابراین باعث می‌شود افکار ما از زمان حال منحرف شود. فراموش نکنید که نباید زمان بیش‌ازاندازه صرف برنامه‌ریزی برای آینده کنید.

هرچند ما دوست داریم اوضاع بهتر شود، اما باید جریان کنونی زندگی را بپذیریم و با آن کنار بیاییم! این پذیرش باعث آرامش درونی و مانع وابستگی بیش‌ازاندازه به آینده می‌شود.

حقیقت مهم این است همهٔ دارایی ما اکنون و زمان حال است، پس باید از آن لذت ببریم!

۱۰. قدردان باشید

قدردانی، احساس گرمی و فزونی به ارمغان می‌آورد. بنا بر قانون جذب، هرچه بیشتر قدردان داشته‌هایتان (مادی و معنوی) باشید، چیزهای بیشتری به دست می‌آورید!

هرگاه نسبت به آینده احساس ناامیدی کردید، نفسی عمیق بکشید و به همهٔ چیزها و آدم‌های شگفت‌انگیز گردتان بیندیشید. وقتی می‌بیند چیزهای بی‌شماری در زندگی دارید که به‌خاطر تک‌تک‌شان سپاسگزار و قدردان هستید، نگاه‌تان به زندگی در دم تغییر می‌کند. تهیهٔ دفترچه‌ای برای قدردانی یا یادآوری روزانهٔ چند مورد که قدردان وجودشان هستید، اثربخش است.

خلاصهٔ کلام

بار بعدی که احساس ناامیدی کردید، به یاد بیاورید که زندگی در حقیقت مسیری‌ست که می‌پیمایید و نه مقصدی که به آن خواهید رسید! رویاهایتان را در خاطر داشته باشید و پیوسته برای تحقق آنها تلاش کنید.

شما برای غلبه بر ناامیدی چه کارهایی انجام می دهید؟ آیا تجربه‌ای در این مورد دارید؟ تجربه خود را از طریق کامنت با ما و مخاطبان چطور به اشتراک بگذارید.


در ادامه بخوانید: ۲۰ راه برای شاد زیستن

فرمول شادی و مثبت‌اندیشی را یاد بگیرید و با افسردگی خداحافظی کنید

۱۰،۰۰۰ تومان


منبع lifehack
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین دیدگاه‌ها (از 13 دیدگاه)
  1. شهرام می‌گوید

    سلام و وقت همگی بخیر.
    عجیب هستش که در قسمت ارسال دیدگاه ها؛اینقدر نظرات جالبی وجود داره.دوستان سطح درک و فهم خیلی بالایی دارند.در مورد امید به زندگی،هدف؛شادی و هرچیز دیگه ای که باعث رضایت شما میشه این نکته رو بگم که:طوری رفتار کنین که دوست دارین احساس کنید.یعنی کاری رو انجام بدین که دوست دارین.
    شش سال هستش که کارمند هستم. در اداره خودمون، یا پست های متفاوت ؛دیدم که چه تعداد زیادی از آدمها از کارشون شاد نیستن و بجبر سرکار حضور پیدا میکنن.
    بفکر درامد بیشتر نباشید؛ بفکر رضایتمندی و شادی خود باشید.مابقی مسائل قابل حل هستش

  2. حامد می‌گوید

    خدایی بیخیال ..۴۰ سالمه و متنفر شدم از خودم ..به دخترم و پسرم نگاه میکنم و برای به دنیا اوردنشون تو این وضعیت بد فقط تو دلم از صورتهای معصوم و قشنگشون معذرت خواهی میکنم..من نتونستم…

    1. الناز طرزمنی می‌گوید

      درود بر شما دوست عزیز! در نامساعد بودن شرایط کنونی و بیم‌هایی که به همراه داره تردیدی نیست. اما هیچ کس از آینده خبر نداره. حتی اگر شرایط پیرامونی تغییر نکنه، شاید به‌طور مشخص برای شخص شما و خانوادتون اتفاق مثبتی بیفته.
      قطعا شما با امید و آرزو بچه‌دار شدید و تصوری از شرایط نامساعد کنونی نداشتید. شما مقصر این شرایط نیستید، پس خودتون رو سرزنش نکنید. آدم‌های زیادی شرایط مشابه شما رو دارند. بر دلخوشی‌های کوچک و همان‌طور که در مقاله آمده بر زمان حال تمرکز کنید. قطعا بی‌تأثیر نیست.
      پایدار باشید

  3. پسر می‌گوید

    سلام ۳۱سالمه
    نه رفیق بازم نه اعتیاد دارم نه بیکار میگردم
    خرج خونه میدم درامدم جوری نیست که بتونم زیاد پس انداز کنم
    نمیشه ازدواج کنم نه میشه زیاد پیشرفتی کنم خسته کننده اس زندگی
    گناه بچه های طلاق چیه که یه عمر باید سختی بکشن برای اتفاقی که افتاده در گذشته و هیچ نقشی نداشتن
    امیدی که هیچ وقت عملی نشه یا وقتی بشه که دیگه لذت و اهمیتی نداره برات همون نباشه بهتر
    والدینی که ثروتمندن ولی هیچ وقت حمایتی نمیکنن از فرزندان رو چی باید بهشون گفت